زنده باد حصر

(تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)

telegr

تنها یک کشته داد. یکی از غواصان که برای نجات بچه‌ها رفته بود در مسیر برگشت بی‌هوش شد و جان سپرد. اما ۱۲ نوجوان فوتبالیست و مربی آنها که دو هفته بود به‌خاطر وقوع سیل و انباشت آب در مسیر غار، در انتهای غار به دام افتاده بودند نجات یافتند. یک هفته بود فعالیت‌های نجات در غاری در کشور تایلند در صدر اخبار جهان بود؛ خبرگزاری‌های بزرگ جهانی لحظه‌به‌لحظه اخبار غار را پوشش می‌دادند. اکنون ظرف یک ‌هفته و با یک ‌حادثه‌ی ساده، نام این غار به شهرت جهانی رسیده است و چه فرصتی بهتر از این برای مقامات تایلند - که گردشگری یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی کشورشان است – که بدونِ‌زحمت یک جاذبه‌ی گردشگری جدید با شهرت جهانی در کشورشان ایجاد کنند؟ آیا اکنون شما که این نوشته را می‌خوانید و دو هفته پیش اخبار به ‌دام ‌افتادن ۱۲ نوجوان فوتبالیست تایلندی را از خبرگزاری‌های مختلف شنیده بودید، نام این غار را به خاطر دارید؟ احتمالاً نه. آری در مورد غار «تام لوانگ نانگ نون» سخن می‌گویم. خوب چه اهمیتی دارد؟ حادثه‌ای بود در غاری که با نجات نوجوانان، تمام شد و رفت. اما اگر مقامات کشوری مسئله‌شان توسعه باشد و نگران ارتقاء‌ جایگاه اقتصاد ملی‌شان باشند از هیچ فرصتی برای کشف و ایجاد فرصت‌های توسعه در نمی‌گذرند.

آری تنها یک ‌روز، دقت کنید «تنها یک ‌روز» پس از پایان عملیات نجات، مسئولان دولت تایلند اعلام کردند که غار «تام لوانگ نانگ نون» به موزه تبدیل خواهد شد. خبر خیلی کوتاه بود، اما نشان از دید بلند و توسعه‌خواه سیاست‌گذاران آن کشور داشت. اکنون نام غار «تام لوانگ نانگ نون» در اذهان خواهد ماند. از همان فردای اعلام مقامات، هجوم گردشگران برای دیدن این غار آغاز شده است. خیلی ساده سیاست‌مداران تایلندی این هنر را داشتند که از فرصت پدیدار‌شده توسط یک ‌حادثه بهره ببرند و یک ‌غار گمنام در کشور خود را به یک مکان گردشگری جهانی تبدیل کنند و یک ‌منبع درآمدی جدید برای کل نسل‌های آیندة کشورشان ایجاد کنند که در ‌نتیجة آن صدها شغل مستقیم وغیر‌مستقیم برای کشور ایجاد خواهد شد. به همین سادگی. به این می‌گویند یک‌گام بلند به‌سوی توسعه، یعنی خلق یک‌ سرمایه نمادین از یک حادثه تصادفی. در‌واقع آنها یک غار ناشناخته و گمنام را به چیزی مثل یک چاه نفت بی‌پایان تبدیل کردند که تا صدها سال دیگر از طریق جذب گردشگر خارجی برای کشورشان درآمد تولید می‌کند.

سرمایه نمادین یکی از چهار سرمایه‌ای است که چهار ستون اصلی نظام اقتصادی و اجتماعی هر کشور را تشکیل می‌دهند: سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین. در تمام هفتاد سال فعالیت نظام برنامه‌ریزی کشور، ما بر سرمایه اقتصادی تأکید داشته‌ایم؛ یعنی صنعت بیاوریم، سد بزنیم،کارخانه بسازیم، پروژه‌های زیربنایی اجرا کنیم و همه حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی را با آوردن فناوری‌های جدید، نوسازی کنیم. بعد از انقلاب (در واقع بعد از جنگ) هم گرچه همچنان بر سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی متمرکز بودیم (مثلاً در‌حالی‌که بعد از انقلاب جمعیت‌مان دو برابر شده بود، ما سی‌برابر رژیمِ قبل سد ساخته بودیم!) ولی همزمان به سراغ تولید انبوه سرمایه انسانی هم رفتیم. سرمایه انسانی یعنی سرمایه‌گذاری برای پرورش نیروی‌های متخصص و تحصیل‌کرده. در این حوزه هم آن‌قدر پیش رفتیم که مثلاً تعداد مهندسان ساختمان ما بعد از انقلاب چهل‌برابر شده است؛ یا از نظر تعداد فارغ‌التحصیلان همه رشته‌های مهندسی از ژاپن و کره جنوبی هم جلو زده‌ایم. رشد دانش‌آموختگان رشته‌های علوم انسانی که بسیار چشم‌گیرتر است. اما با همة این تلاش‌ها، ما همچنان در شرایط ماقبل توسعه دست‌وپا می‌زنیم. رشد کرده‌ایم، در مواردی پیشرفت هم کرده‌ایم اما هنوز حتی وارد شرایط آستانه‌ای توسعه (یا سال صفر توسعه) هم نشده‌ایم.

چرا؟ چون ما دو سرمایه مهم دیگر را به‌دست فراموشی سپرده‌ایم یا تخریب کرده‌ایم و به‌همین علت نظام اقتصادی و اجتماعی ما نمی‌توانست روی دو‌پایه بایستد و راه برود، در‌حالی‌که انتظار ما این بود که پرش کند. در واقع سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین چیزی بود که ما اصلاً نفهمیدیم چیست و چقدر اهمیت دارد و چگونه باید از آنها محافظت کنیم. بدون این دو سرمایه نه‌تنها توسعه شکل نمی‌گیرد، بلکه حتی اقتصاد هم دیگر درست و کم‌هزینه کار نمی‌کند. مگر کشور ما اکنون انباشته از سرمایه‌های اقتصادی و انسانی نیست؟ پس چرا اقتصادمان بحرانی است؟ دقیقاً به‌همین علت که ذخایر سرمایه‌های اجتماعی و نمادین ما ته کشیده است. این چیزی است که در تمام برنامه‌های توسعه قبل و بعد از انقلاب نادیده گرفته شده است. شما در هیچ‌کدام از آن برنامه‌ها ردِ‌پایی از بحث سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین نمی‌بینید. در برنامه چهارم هم که به همت مرحوم دکتر حسین عظیمی (اقتصاددان) یک بند در مورد سرمایه اجتماعی وارد برنامه‌ شد، هیچگاه جدی گرفته نشد و اصلاً کسی نپرسید سرنوشت آن بند چه شد؟

سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد مردم به همدیگر، اعتماد مردم به حکومت، اعتماد حکومت به مردم، احترام به قانون توسط حاکمان، رعایت قانون توسط مردم، همکاری و مشارکت عقلانی و مستمر مردم در فعالیت‌های اجتماعی، همدلی و شفقت مردم نسبت به یکدیگر در زندگی اجتماعی، امید به آینده در میان جوانان، رفتارهای پر از شادی و نشاط در میان مردم، و هرچیزی از این دست که وقتی همه با هم داریم، زندگی‌مان در همة حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، کم تنش‌تر، آرام‌تر، امن‌تر، کم‌هزینه‌‌تر و شادمانه‌تر جریان می‌یابد. وقتی به هم اعتماد داریم راحت‌تر معامله می‌کنیم و راحت‌تر با هم شریک می‌شویم و سرمایه‌گذاری مشترک می‌کنیم؛ وقتی نسبت به هم شفقت داریم، کمتر بوق می‌زنیم و کمتر استرس وارد می‌کنیم؛ وقتی همه قانون را رعایت می‌کنیم دیگر نیازی نیست شهرداری از خودمان عوارض بگیرد تا در خیابان سرعت‌گیر نصب کند و حال خودمان را هنگام رانندگی بگیرد؛ وقتی امید اجتماعی بالاست، جدی‌تر با هم برای فعالیت در یک نهاد مدنی یا یک حزب سیاسی همکاری می‌کنیم؛ و نظایر اینها. اینها دقیقاً همان چیزهایی است که دستِ‌کم تا پایان جنگ، حجم عظیمی از آنها را داشتیم و بعد کم‌کم تولیدشان متوقف شد و در دو دهة اخیر با گسترش رقابت مخرب سیاست‌مداران و بی‌ثباتی‌های سیاسی و فشارهای ناشی از تلاطمات اقتصادی، به‌سرعت تخریب‌شان کرده‌ایم. امروز خیلی بی‌صبریم، خیلی شتاب‌زده‌ایم،‌ خیلی ناامیدیم، خیلی نگران آینده‌ایم، خیلی نسبت به هم بی‌اعتمادیم، خیلی به هم استرس وارد می‌کنیم، خیلی حق یکدیگر را پایمال می‌کنیم، خیلی دروغ می‌گوییم، خیلی برای سیاست‌مداران‌مان جوک می‌سازیم و ...؛ اینها همه یعنی سرمایه اجتماعی در جامعه ما ته کشیده است.

پس، سرمایه‌های اقتصادی از قبل از انقلاب مورد توجه جدی دولت‌ها بودند. البته سرمایه‌های انسانی هم پیش از انقلاب مورد توجه بودند اما نه به‌اندازه سرمایه‌های اقتصادی. سرمایه‌های انسانی بعد از جنگ تحمیلی بود که به‌طور‌جدی مورد توجه دولت‌های بعد از انقلاب قرار گرفت. ولی سرمایه‌های اجتماعی‌مان که از همان قبل از انقلاب نسبتاً خوب بود و با انقلاب بالاتر رفت و در جنگ تحمیلی هم به اوج رسید، متأسفانه از اواخر دهه هفتاد شمسی، به علل متعدد، شروع به تنزل کرد و بعد در دولت نهم و دهم تخریب جدی آن آغاز و حالا هم همچنان دارد تخریب می‌شود. مگر می‌شود رئیس یک قوه به رئیس قوه دیگر بگوید دزد و این یکی به آن یکی بگوید قاتل، و این آن را افشا کند و آن این را، و بعد سرمایه اجتماعی تخریب نشود؟ افسوس که از روی نادانی یا خباثت، کردند آنچه نباید می‌کردند.

اما نکته مهم این‌جاست که سرمایه‌های نمادین را از همان روز اول پیروزی انقلاب تخریب کردیم و اصلاً نفهمیدیم که چیستند و چگونه می‌شود از آنها محافظت کرد و همچنان داریم تخریب می‌کنیم؛ همه‌ی ما باهم. پیشترها حکومت با صدا و سیمایش و این روزها مردم با تلگرام‌شان دست‌به‌دست هم داده‌اند تا تتمه سرمایه‌های نمادین‌مان را تخریب کنند.

سرمایه نمادین چیست؟ هر چیزی که قبلاً سرمایه بوده (از نوع اقتصادی یا انسانی یا اجتماعی یا طبیعی یا فرهنگی و ...) و حالا به شهرت رسیده و مردم برای آن احترام قائل هستند یا مورد توجه کثیری از مردم است و مردم دلشان می‌خواهد آن را ببینند و با آن عکس بگیرند، سرمایه نمادین است. گاهی یک سرمایه اقتصادی مثل یک خانه مسکونی به مرز شهرت و افتخار می‌رسد و تبدیل به سرمایه نمادین می‌شود (مثل خانه بروجردی‌ها در کاشان)؛ گاهی یک انسان که دارای ارزش یا توانمندی ویژه‌ای است یعنی دارای سرمایه انسانی است تبدیل به سرمایه نمادین می‌شود، مثل یک فوتبالیست یا هنرمند یا کنشگر مدنی یا سیاست‌مدار یا دانشمند یا حتی یک فرد عادی که به علت یک حادثه به شهرت رسیده است. مرتضی پاشایی قبلش از مرگش تنها یک آلبوم رسمی منتشر کرده بود؛ اما هجوم مردم از هر قشر و گروهی در مراسم تشییع این هنرمند نشان ‌داد که او به علت آنکه در اوج بیماری سرطان و هنگامی که در‌‌حالِ شیمی درمانی بود، دست از خواندن برای مردم برنداشت و کنسرت برگزار کرد و هنرنمایی‌‌اش را تعطیل نکرد و از زندگی ناامید نشد، برای مردم به سرمایه نمادین تبدیل شده بود.

گاهی کنش جمعی و مشارکت عمومی که نشانه نوعی سرمایه اجتماعی است (مثل عزاداری عاشورا یا مراسم نوروز) تبدیل به یک سرمایه نمادین برای جامعه می‌شود. سایر دارایی‌های یک ملت مثل سرمایه‌های طبیعی (کوهها، رودها و ...) یا سرمایه‌های فرهنگی (شاهنامه، مثنوی، موسیقی سنتی، رقص محلی، لباس محلی و ...) یا سرمایه‌‌های تاریخی (مثل پل خواجو، میدان نقش جهان یا تخت جمشید) هم ممکن است تبدیل به سرمایه نمادین شوند.

اما این سرمایه‌های نمادین به چه‌کار می‌آیند؟ آنها حلقه‌های اتصال جامعه به یکدیگرند. در واقع آنها ستون‌ها و لنگرهای اجتماعی هستند که عناصر اجتماعی و اعضای جامعه حول آنها مجتمع می‌شوند و پیرامون آنها با هم همکاری و مشارکت و کنشگری و تحول‌آفرینی می‌کنند. تشکل‌یابی اجتماعی و هویت‌گیری جمعی، به اتکاء‌ همین سرمایه‌های نمادین است. جامعه فاقد سرمایه‌های نمادین جامعه‌ای ژله‌ای است که در حوادث به‌راحتی به لرزش می‌افتد و خطا می‌کند. در جامعه فاقد سرمایه‌های نمادین امکان فریب‌کاری در سیاست، احتمال خشونت در جامعه، و امکان تلاطم در اقتصاد بالا می‌رود.

وقتی ساختمانی سرمایه نمادین می‌شود همه می‌کوشند در اطراف آن سرمایه‌گذاری کنند و یا ساختمانی شبیه آن بسازند. وقتی فردی سرمایه نمادین می‌شوند همه می‌کوشند اطراف او جمع شوند و با او همکاری کنند. مثلاً وقتی یک پزشک سرمایه نمادین می‌شود، خیلی‌ها می‌کوشند اطراف او جمع شوند و او را حمایت کنند تا بیمارستانی مدرن بسازد. وقتی یک مرجع تقلید سرمایه نمادین می‌شود، شهروندان زیادی می‌کوشند در اقدامات انسان‌دوستانه (مثل ساختن سرای سالمندان یا خانه کودکان بی‌سرپرست یا بیمارستان) با او همراهی کنند. وقتی یک فوتبالیست نمادین برای کمک به زلزله زدگان اقدام می‌کند، دهها هزار نفر با او همراهی و مشارکت می‌کنند و نظایر اینها.

در واقع سرمایه‌های نمادین امید می‌آفرینند و انسجام ایجاد می‌کنند؛ آنها الگو می‌شوند و الگو تولید می‌کنند؛ آنها در بی‌ثباتی عامل اتحاد، ثبات و همبستگی می‌شوند؛ آنها برای تحول‌خواهی و تغییر پیشقدم می‌شوند؛ آنها هر‌جا باشند دیگران سرمایه‌ها و توانمندی‌های‌شان را به همان‌جا می‌برند. در حالت خیلی عادی، سرمایه‌های نمادین جاذبه‌ی گردشگری هستند و موجب جذب سرمایه و درآمد می‌شوند، مثل غار «تام لوانگ نانگ نون» در تایلند که با یک حادثه،‌ نمادین شد و حالا یک جاذبه‌ی گردشگری است. این روزها خیلی از گردشگرانی که به اصفهان می‌آیند سراغ آواز‌خوانی گروهی زیرِ پل خواجو را می‌گیرند. یعنی پل خواجو که خودش در گذشته یک سرمایه اقتصادی بوده و بعداً سرمایه نمادین شده و شهرت جهانی پیدا کرده است، حالا باعث‌شده که آواز‌خوانی دسته‌جمعی اصفهانی‌ها که یک سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود، در زیر این پل، تبدیل به سرمایه نمادین بشود و شهرت جهانی کسب کند (ای کاش نیروی انتظامی مفهوم سرمایه نمادین را می‌شناخت و مزاحم آواز‌خوانی مردم در زیر پل خواجو نمی‌شد. بگذریم).

مهم‌ترین سرمایه‌های نمادین یک جامعه، انسان‌های زنده‌ای هستند که به هر علتی (هنرشان، علم‌شان، شهامت‌شان، ثروتشان، سیاست‌مداری‌شان، ایثارشان و ...) سرمایه نمادین شده‌اند. سرمایه‌های نمادینی که مرده‌اند (مثل فردوسی) یا به‌صورت مکان و ساختمان هستند (مثل طاق بستان) بیشتر در شرایط باثبات کشور به کمک ما می‌آیند تا دور هم جمع شویم و خلاقیتی ایجاد کنیم (مثلاً جشنواره‌ای راه بیندازیم، سرمایه‌گذاری مشترکی بکنیم و ...). اما مزیت مهم سرمایه‌های نمادین زنده، این است که درشرایط بی‌ثباتی و بحران و تنش و نگرانی و ناامیدی، به کمک جامعه می‌آیند و شرایط را کنترل و مردم را آرام و امیدوار می‌کنند. در انقلاب هند وقتی مردم دست به خشونت بردند و برخی از انگلیسی‌ها را کشتند، گاندی روزه گرفت و خانه نشین شد و اعلام کرد که مردم هند هنوز آماده استقلال نیستند. همین باعث شد که خشونت‌ها متوقف شود. همچنین وقتی قبایل هندو با هم درگیر می‌شدند گاندی روزه می‌گرفت و آنگاه روسای قبایل می‌نشستند و با هم تفاهم می‌کردند. همین نقش را ماندلا در آفریقای جنوبی بازی کرد وقتی که پس از فروپاشی رژیم آپارتاید، سیاهان خواهان انتقام از سفیدپوست‌های نژادپرست بودند، او با مقاومت خود و با سخنرانی‌های خود مانع شکل‌گیری جنبش انتقام از سفیدان شد. در جریان نهضت ملی شدن نفت وقتی به خاطر تحریم کشورهای غربی، فروش نفت ایران به صفر رسید، مرحوم دکتر مصدق اعلام اقتصاد مقاومتی کرد و سپس دست به انتشار اوراق قرضه ملی زد. هجوم مردم برای خرید اوراق قرضه ملی بی‌سابقه بود و این اوراق چنان اعتبار پیدا کرده که به عنوان «پول مصدقی» مشهور شد و تجار در مبادلاتشان از این اوراق به عنوان پول استفاده می‌کردند. بنابراین رئیس‌جمهوری که می‌خواهد در سخنرانی‌اش اطمینان بدهد که مردم نگران بازار ارز نباشند و به بازارها هجوم نبرند، اول باید به سرمایه نمادین تبدیل شده باشد تا مردم باورش داشته باشند، بعد به کمک سرمایه نمادین خودش، به مردم اطمینان بدهد و نگرانی آنها را رفع کند.

آقای هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست، خیلی جابه‌جا شد و شِلتاق کرد (و با هر جابه‌جایی البته هزینه‌ای تحمیل کرد) تا کم‌کم فهمید چگونه باید حرکت کند تا بتواند نقش سرمایه نمادین را در کشور بازی کند. اینکه از هر طیف و جناح و از قشرهای مختلف جامعه، مذهبی و غیرمذهبی، مدرن و سنتی، حکومتی و غیرحکومتی،‌ خوش‌حجاب و چادری،‌ فقیر و غنی، بالا‌شهری و پایین‌شهری و ... در تشییع جنازه آقای هاشمی شرکت کردند نشان می‌دهد که ایشان در اواخر عمر خود واقعاً به یک سرمایه نمادین ملی تبدیل شده بود.

آقای احمدی‌نژاد به‌خاطر تصمیم‌های خطیری که به‌سرعت می‌گرفت و جدیتی که در اجرای آنها داشت (صرف‌نظر از درستی یا نادرستی آن تصمیم‌ها) داشت به مرز نمادین‌شدن نزدیک می‌شد اما نه خودش از سرمایه خودش محافظت کرد، نه جناحی که او را بر سرِ‌‌کار آورد حواس‌شان بود، و نه نسل جوانی که به فناوری اطلاعات مجهز شده بود اجازه داد و بنابراین همه دست‌به‌دست هم دادند تا این سرمایه نمادین شکل نگیرد. آقای خاتمی، اکنون یک سرمایه نمادین تمام‌عیار است. همین که با یک پیام ویدئویی در هنگام انتخابات، موجی از امید می‌آفریند به معنی این است که سرمایه نمادین است. اما متأسفانه اکنون که در کوران حوادثیم و نیاز به حضور جدی ایشان در عرصه سیاسی و اجتماعی داریم، از روی محافظه‌کاری و نگرانی اینکه مبادا سرمایه نمادینش آسیب ببیند، دست به هیچ‌کاری نمی‌زند. ظاهراً حکومت تحرک ایشان را منع کرده است، اما یادمان نرود که سرمایه نمادین منع‌شدنی نیست؛ سرمایه نمادین در زندان هم می‌تواند فعال باشد و نقش نمادین خود را بازی کند. خاتمی نقطه مقابل احمدی‌نژاد است. احمدی‌نژاد، با بی‌پروایی خودش را تخریب می‌کند و خاتمی با پروای زیاد سرمایه نمادینش را در زر‌وَرَق پیچیده است. آه آه که چه تنهاییم ما ملت ایران!

و تجربه افسوسناک جاری‌مان نیز تجربه روحانی است. او که پیش از انقلاب یک «فعال سیاسی» بود، بعد از انقلاب با گرفتن مسئولیت‌های سیاسی، به یک «شخصیت سیاسی» تبدیل شد. با انتخاب او به ریاست جمهوری، روحانی به یک «سرمایه سیاسی» تبدیل شد. وقتی برای دوره دوم ریاست جمهوری، دوباره ملت ایران به او رأی داد و با برخی قول‌وقرارهایی که در انتخابات گذاشت، همه‌چیز آماده بود تا روحانی به یک سرمایه نمادین تبدیل شود. اما متأسفانه نه خودش مراقبت کرد و نه رقبایش مجال دادند و نه نظام سیاسی تمایل داشت، و اکنون نیز جامعه تیشه را برداشته است تا الباقی آنچه نمادین‌شدنی بود را نیز تخریب کند. من در لحظه کنونی، تلاطم بازار ارز را و سقوط ارزش پول ملی را موضوعی اقتصادی نمی‌دانم. شکی نیست که سیاست‌گذاران اقتصادی ما در دولت‌های قبل و کنونی خطاهای بزرگی کرده‌اند، اما تلاطم بازار ارز در این یکی دو ماه، ریشه اقتصادی ندارد، بلکه ریشه اجتماعی دارد و ناشی از بی‌اعتمادی جامعه است. اینکه هرچه مقامات التماس می‌کنند که به جامعه بباورانند که اوضاع خوب است و نگران نباشند و جامعه باور نمی‌کند، به خاطر این است که هیچ سرمایه نمادینی در میان دولت‌مردان نداریم که با مردم صحبت کند و آنان سخنش را باور کنند.

و من همیشه از این بابت افسوس می‌خورم که چرا یک جامعه باید این همه هزینه کند تا شخصیتی را به مرز نمادین‌شدن برساند و بعد به‌سرعت او را تخریب کند؛ و این حکایت همیشگی جامعه ما بوده است. بزرگانی چون محمدعلی فروغی و قوام‌السلطنه قبل از انقلاب و سیاست‌مدارن بسیاری بعد از انقلاب داشتیم که تا مرز نمادین‌شدن رفتند و بعد سایر نخبگان یا حکومت یا مردم عادی آنها را تخریب کردند. در همین یکی دو سال اخیر کاوه مدنی داشت به یک سرمایه نمادین در حوزه محیط زیست تبدیل می‌شد که اگر شده بود می‌توانست عامل جذب صدها نخبه ایرانی از خارج از کشور بشود اما نگذاشتند؛ نمی‌دانم احمق بودند یا با این کشور عناد داشتند.

جامعه ما یک جامعه مثال‌زدنی در تخریب سرمایه‌های نمادینش است. هنوز نه حکومت ما می‌داند و نه مردم ما که وقتی یک مرجع تقلید را یا یک سیاست‌مدار برجسته را یا یک هنرمند را یا یک فوتبالیست را تخریب می‌کنند، مثل این است که دارند یکی از ستون‌های تخت جمشید را تخریب کنند.

ما متخصص تخریب سرمایه‌های نمادین یا جلوگیری از تشکیل آنها هستیم. فوتبالیست‌مان را به‌خاطر مدل مویش یا نحوة صحبت‌کردنش تخریب می‌کنیم؛ هنرمندمان را به‌خاطر مواضع سیاسی‌اش تخریب می‌کنیم؛ سیاست‌مدار ترازِ‌ جهانی‌مان را به خاطر آنکه دوستش نداریم تخریب می‌کنیم، شکارگاه خسرو‌پرویز در قلب کرمانشاه را که می‌توانست به یک جاذبه گردشگری تبدیل شود، به خاطر ناآگاهی‌مان به حوزه علمیه تبدیل می‌کنیم و قدرت جاذبه آن را برای میلیون‌ها فارسی‌زبان کشورهای همسایه نادیده می‌گیریم؛ پایه عظیم سیمانی دکل‌های تله کابین اصفهان را بر روی دیوارها و پی‌های باقی‌مانده از شاه دژ، قلعه نظامی عصر ساسانی، در کوه صفه نصب می‌کنیم؛ کاروان‌سرای تاریخی تحدید را در قلب اصفهان به برج سیمانی جهان‌نما تبدیل می‌کنیم؛ حمام خسرو‌آقا را در اصفهان برای کشیدن خیابان، شبانه تخریب می‌کنیم؛ جنازه رضا‌شاه را گم‌وگور می‌کنیم؛ وستا قادر را که می‌توانست نماد مظلومیت ایران در حملات شیمیایی در جنگ تحمیلی باشد، در گمنامی و بی‌کسی رها می‌کنیم؛ شهر بم را که می‌توانستیم به همان‌صورت تخریب‌شده پس از زلزله نگهداریم و به تنها «شهر- موزه» تاریخی جهانی برای زلزله تبدیل کنیم، شتاب‌زده و به‌صورت ناقواره و زشت بازسازی می‌کنیم؛ دختران سرخ‌چهره‌ی شین‌آبادی را که می‌توانستیم به عنوان نمادی برای توجه به ایمن‌سازی و نوسازی مدارس و به عنوان سفیران ایران برای جلب‌ همکاری جهانی برای نوسازی مدارس معرفی کنیم، فراموششان کردیم تا حالا مجبور شوند برای تکمیل درمان خود دست به تحصن بزنند؛ امیر‌انتظام را که ماه گذشته پس از عمری صبوری پر کشید به‌خاطر گذشت بزرگی که کرد و قاضی و زندانبان خود را بخشید به نماد عفو عمومی و آشتی ملی تبدیل نکردیم؛ مصلای بزرگ تهران را و صحن جامع رضوی را با آن همه هزینه‌های سنگین که برای‌شان کردیم به یک نماد معماری ملی که در جهان نمونه باشد تبدیل نکردیم؛ قدمگاه امام‌رضا در نیشابور را به یک مکانی برای برگزاری نمایش سالیانه عبور کاروان امام و جذب شیعیان از همه جهان تبدیل نکردیم؛ روستاهای ارمنی‌نشین در بویین‌‌و‌میاندشت را که دارای جاذبه‌های گردشگری هستند و می‌توانستند بسیاری از گردشگران مسیحی که وارد ایران می‌شوند را به‌سوی خود جلب کنند، رها کردیم و برایشان مدرسه نساختیم تا خانواده‌ها مجبور به ترک آنجا نشوند؛ قبر هارون‌الرشید را در مشهد بازسازی نکردیم تا به‌جاذبه‌ای گردشگری برای تمام جهان اسلام تبدیل شود؛ در بسیاری از حجره‌های اطراف میدان نقش جهان اصفهان، پادشاهان و شاهزادگان صفوی آرمیده‌اند که می‌توانستیم آنها را به زنجیره‌ای از جاذبه گردشگری تبدیل کنیم و نکردیم.

و بیش‌از‌همه جگرم برای مریم میرزا‌خانی داغ است که وقتی به‌عنوان نخستین زن و به‌عنوان نخستین ایرانی در سال ۲۰۱۴ بزرگترین جایزه جهانی ریاضیات (مدال فیلدز) را دریافت کرد، می‌توانست شخصیت نمادینی برای جوانان کشورمان تبدیل شود که ارزش آن از خیلی از آثار تاریخی کشورمان بیشتر بود؛ ولی فقط به‌خاطر نداشتن روسری او را مخفی کردیم و به جوانان کشورمان معرفی نکردیم و صداوسیمای‌مان لالمونی گرفت و هیچ دانشگاهی به کشور دعوتش نکرد و اجازه ندادیم در کشور شناخته شود؛ مثل اینکه کاخ چهل‌ستون را به‌خاطر تصاویر خانم‌‌های خوش‌حجاب روی دیوارهایش، تعطیل کنیم. یعنی دقیقاً همان‌کاری که قاجارها با دیوارهای کاخ چهل‌ستون کردند که روی نقاشی‌های عصر صفوی گچ کشیدند، ما داریم با آدم های زنده‌مان که می‌توانند نمادین شوند می‌کنیم. حالا تو بگو حق چنین جامعه‌ای نیست که لیدی گاگای آمریکایی الگوی دخترانش شود؟

ما در ساختن سرمایه‌های نمادین ناتوانیم. جامعه ما از تبدیل چهره‌های علمی و هنری و سیاسی و فرهنگی به سرمایه نمادین ناتوان است. متأسفانه حکومت ما هم عامدانه از شکل‌گیری سرمایه‌های نمادین غیرحکومتی در عرصه‌های دینی، سیاسی و هنری جلوگیری می‌کند. و البته چنین حکومتی حقش است که یک دختر بی‌باک بتواند با رقص زیبای خود در شبکه‌های مجازی به جاذبه و الگویی برای نسل نو تبدیل شود. آری حکومتی که از ساختن سرمایه‌های نمادین در حوزه سیاست ناتوان است و هر‌گاه یک سیاست‌مدار به مرز نمادین‌شدن برسد سعی می‌کند او را تخریب و از صحنه به‌ در‌ کند، حقش است که یک جوان فاقد تجربه سیاست‌ورزی، رهبری اعتراضات خیابانی دی‌ماه را بر‌عهده بگیرد. حکومت باید بداند اگر سیاست‌مداران با‌تجربه اما منتقد را به حاشیه براند و آنان را تخریب کند، آنگاه در اعتراضات بعدی چهره‌های گمنام اما هیجان‌زده‌ای رهبری اعتراضات را به‌دست می‌گیرند و سرمایه نمادین نسل جدید می‌شوند. چهره‌هایی که دیگر رفتارشان قابلِ‌پیش‌بینی نیست و احتمالاً قابل‌مذاکره نیز نخواهند بود. راستی حکومتی که سیاست‌مدار نجیبی چون خاتمی را تخریب و تضعیف و ممنوع می‌کند حقش نیست که یک شومن تلویزیونی رهبری مخالفان و منتقدانش را در دست بگیرد؟

برای هر حرکت بلندمدت عقلانی، و برای عبور به سلامت از بحران‌های اجتماعی و سیاسی، و برای جذب سرمایه‌های اقتصادی، و برای تشکیل جامعه‌ای خلاق و پویا، و برای حفظ ثبات و امنیت کشور، ما نیاز به تولید انبوه سرمایه‌های نمادین داریم. سوریه فروپاشید چون سرمایه نمادین ملی نداشت و بنابراین از هر محله جوانکی سر برآورد و رهبری اعتراضات را بر‌عهده گرفت و چنین شد که دهها گروه معارض در سوریه به جان حکومت و جامعه افتادند و شد آنچه نباید می‌شد. مخالفین دولت سوریه هنوز که هنوز است برای اجماع و همکاری جمعی بر سر یک رهبری واحد به توافق نرسیده‌اند. چرا؟ چون سوریه سیاست‌مداران نمادین برجسته نداشت و همه شخصیت‌ها در سایه حکومت اقتدارگرای اسدان پدر و پسر، یا کوتاه‌قد ماندند یا نابود شدند.

در میان رأ‌ی‌دهندگان به مهندس موسوی در سال ۸۸ شاید من تنها کسی بودم که وقتی در اسفند ۸۹ خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی به حصر افتادند بسیار خرسند شدم. چون می‌دانستم اگر آنها در بیرون بمانند، سرمایه سیاسی آنها مستهلک می‌شود. آنان اگر حصر نمی‌شدند قاعدتاً همچنان و البته با روندی نزولی به اعتراض خود ادامه می‌دادند. بنابراین به تدریج انرژی اجتماعی پشت سر خود را از دست می‌دادند؛ چون وقتی اعتراض آنها بی‌نتیجه می‌ماند هواداران آنها نا‌امید و منفعل می‌شدند و احتمالاً مخالفان‌شان هم تمام ناکامی‌های دولت دهم را به بی‌ثباتی حاصل از فعالیت‌های سیاسی آنها نسبت می‌دادند. اگر هم فعالیت اعتراضی خود را کاهش می‌دادند و از ادعای خود مبنی بر تقلب در انتخابات دست می‌کشیدند، به‌طور طبیعی به یک سیاست‌مدار سازش‌کار فاقد اصول و بی‌پرنسیب تبدیل می‌شدند و اعتبار خود را می‌باختند. اما محصور‌کردن آنها، آن سرمایه‌های سیاسی را به سرمایه نمادین ملی تبدیل کرد. اینکه مردم احساس کنند هنوز در این کشور سیاست‌مداری هست که صداقت دارد و بتوان به سخن او اعتماد کرد و او را باور داشت، سرمایه عظیمی است که باید برای مصالح آینده کشور حفظ شود.

بی‌گمان اکنون حفاظت از آنان بر عهده همه ما اعم از حکومت و جامعه است. ما آنان را برای روزهای مبادای این کشور - که شاید نزدیک باشد - نیاز داریم. اگر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی ما به تنش‌های سیاسی بینجامد ما به کسانی نیاز داریم که مردم آنها را باور داشته باشند و حاضر باشند پشت آنها مجتمع شوند و در تعاملات سیاسی و اجتماعی آنان را نماینده خود بدانند. وگرنه خیلی ساده وارد دوران آشوب‌های فراگیر و شورش‌های کور و فاقد رهبری خواهیم شد.

یادمان باشد که در ایران نوینی که نسل دختران نوجوان و تحصیل‌کرده، پیشتاز و سردمدار تحولات اجتماعی آن شده‌اند ما به یک سرمایه نمادین زن، بسیار نیازمندیم. بی‌گمان آینده این کشور در دست زنان و دختران تحصیل‌کرده است (چه برای ساختن چه برای تخریب) و این حجم عظیم جمعیت بانوان دارای تحصیلات عالی، نیاز به شخصیت نمادین اعتماد‌بخش دارد، و اکنون برای نخستین بار در تاریخ ایران پس از مشروطیت یک شخصیت زن سیاسی، نه به‌خاطر در قدرت‌بودن بلکه به‌خاطر در قدرت‌نبودن، به موقعیت نمادین رسیده است و این موهبت کمی نیست. یعنی اکنون خانم رهنورد تنها سرمایه نمادین ملی و غیر‌حکومتی زن در جامعه ماست، جامعه‌ای که نیروی عظیم تحول‌آفرین آن در آینده، زنان خواهند بود. ما البته زنان بزرگ فراوانی در این کشور داریم که در تحولات کشور مشارکت کنند اما آنان در سطح کنشگر مدنی یا شخصیت سیاسی یا حتی سرمایه سیاسی یا مدنی فعالیت می‌کنند. تنها سرمایه نمادین ملی زن در این کشور که شاید بتواند هیجانات سیاسی و اجتماعی بانوان تحول‌خواه کشور را در آینده جهت ببخشد و به مسیری عقلانی ببرد، خانم رهنورد است.

آری داستان حصر سران جنبش سبز، تنها موردی است که حکومت ناخواسته موفق شده است سه سرمایه نمادین ملی برای کشور تولید کند. ما امروز سپاسگزاریم از هرکس که فرمان حصر را صادر کرده است. خدمتی که او ناخواسته به این کشور کرده است، بی‌نظیر است. در دورانی که تمام سرمایه‌های نمادین ملی ما یکی‌یکی تخریب شدند یا اعتبار خود را از دست دادند، جامعه ما اکنون سه سرمایه نمادین ذخیره‌شده در حصر دارد که برای گذار از بحران‌های پیشِ‌ رو می‌تواند به آنها اعتماد کند.

پس، زنده‌باد حصر. آی زندانبان‌های عزیز دست‌تان را می‌بوسیم. لطفاً مراقب سرمایه‌های نمادین ما در حصر باشید. لطفاً از آنها خوب مراقبت کنید. لطفاً به آنها غذاهای سالم بدهید. لطفاً به آنها بگویید هر روز ورزش کنند تا سرحال و قوی بمانند. لطفاً به آنها اجازه دسترسی به شبکه‌های مجازی را بدهید تا با زبان نسل جدید آشنا شوند. حرف‌هایی که در انتخابات ۸۸ می‌زدند حالا دیگر قدیمی شده است. آنها باید با زبان و واژگان و نیازهای نسل جوان آشنا شوند؛ باید چهره‌های جدید نسل جوان را بشناسند؛ و باید از عشق و نفرت‌های این نسل آگاه شوند تا در روز مبادا بتوانند به زبان همین نسل با آنان سخن بگویند.

پس مراقب سلامت سرمایه‌های نمادین محصور ما باشید. چون به‌زودی برای مهار و مدیریت انواع بحران های ملی به کنشگری و حضور اعتماد‌آفرین آنها نیازمند خواهیم شد. در این روزگار سختی که در پیش داریم، و برای مهار هیجانات نسلی که روزاروز بر خشم و کینه‌اش افزوده می‌شود، تخت جمشید به کارمان نمی‌آید، چاه‌های نفت هم دیگر از دست‌شان کاری ساخته نیست، چشم امید ما به همین چند سرمایه نمادینی است که هنوز بی‌اعتبار نشده‌اند. سلام ما را به آنها برسانید.

محسن رنانی
5 مرداد 1397

 

برچسب ها: محمد خاتمی, سرمایه اجتماعی, سرمایه نمادین

نظرات  

0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)حمید 1397-05-17 14:42
باسلام خدمت آقای دکتر رنانی عزیز. مطالب خوب و آموزنده ای بود سپاسگزارم. اما این مطالب برای جامعه ای جواب می دهد که به قوانین تصویب شده در کتاب قانونش و مجلسش احترام بگذارد. گرفتاری های این مملکت از زمانی شروع شد که قوانین را یکی یکی یا زیر پا گذاشتیم یا به جهت رانت خواری مصادره نمودیم. همین مسائل باعث شد احترام، انصاف، گذشت، اعتماد و چندین صفات حسنه دیگر در جامعه کم رنگ شود. و بعد از 40 سال صغیر و کبیر این ملت به خود اجازه می‌دهد قوانین را بشکند که این خود بزرگترین قوانین شده است. عزت و شرف این مملکت آرزوی تک تک مردمان این دیار است.
نقل قول
0 # پاسخ به نفیسهمحسن 1397-05-17 02:04
در پاسخ به این اظهار نظر نفیسه بانو:
اگر می دانستم که شما کامنت هایتان تحت بررسی منتشر می شود نظر قبلی را نمی نوشتم ، کسی که به آزادی بیان ملتزم نیست ، واجد ارزش صرف زمان و انرژی برای گفتگو نیست

نفیسه خانم باید عرض کنم که کاملا طبیعیه که استاد بعد از بررسی نظرات رو منتشر کنه (همانطور که نظر شما هم با اینکه کاملا مخالف حرف های استاد هست منتشر شده) چون زیر مطالب سیاسی معمولا پر میشه از نظرات صریح و تند علیه نظام و مسئولین که بدون اسم وشناسنامه هستش. مطمئنم که به ازای هر کامنت این نوشته 3 کامنت فحش وجود داره که استاد حذفشون کرده و طبیعتا نمیشه اون نظرات رو انتشار داد.

در مورد همان کامنت اولیه هم که گذاشتید و این بحث که 40 سال پیش مردم اعتماد کردند و دیگر نمیکنند و اصلا چرا باید کسی به اعتمادش را خرج آقای میرحسین موسوی کنه باید بگم که اصولا هر سرمایه اجتماعی اعتماد قسمتی از مردم رو جلب میکنه نه همه مردم. محمدرضا شجریان رو برخی از مردم قبول دارند نه همه‌ی مردم. همانطور که عده‌ای رهبر رو به عنوان سرمایه اجتماعی پذیرفتن و ...
ممنون استاد بسیار لذت بردم و یاد گرفتم
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)هیوا 1397-05-12 13:44
". جناب دکتر چرا ؟؟...
شما رو به مخاطبین خوبتون می سپارم برای قضاوت بعد عرض چند نکته:۱- بارها وبارها در این متن و دیگر مقاله های خوبتون به علمای ما که سرمایه نمادین هستن مخصوصا امام و رهبری حمله میکنید این همان استهلاک سرمایه که می فرمایید.۲- مسئله ای که برای هم عقیده های سیاسی شما تلخ و بد و مضر جلوه داده شد حالا دیگر زنده باد میگید(ما از قبل به همین نظر بودیم)۳- تهمت آقایان شکست خورده ی رقابت سالم انتخابات ایران که وزیر کشور خودشان(تاج زاده) در زندان گفت " امکان تقلب صفر است و ما باختیم" را "اختلاف در نتیجه" به مخاطب معرفی میکنید و توبه این تهمت را شخصی خواندید مگر نفرمودند توبه حق مردم خوردن حق مردم دادن است؟؟.
منتشر کنید . تشکر .
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)سید 1397-05-12 13:02
سلام.
امیدوارم جناب دکتر از همه نظرات استفاده و به خطاهای فکری تحلیلی خوشان پی ببرند. ولی بنظرم جای این نکته خالیست و اون اینکه ایشون در همه تحلیلهاشون نقش رهبری رو میخوان کتمان کنن همان طور که نقش دین رو میخوان کم جلوه بدن.
نقل قول
0 # #جواب زنده باد حصرمهدی رضائی 1397-05-11 21:26
با سلام و درود و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی

بنده مطالب شما رو تا حدودی دنبال کنم
اوایل متن برام خیلی جالب بود
منتها در ادامه احساس کردم متن شما خیلی سوگیری داره

شما دارید از افراد جامعه بت می سازید

متاسفانه نسبت به اتفاقات سال ۸۸ یا نا آگاهید و یا خود را به ناآگاهی زده اید

اعلام پیروزی قبل از شمارش کامل اراء و ایجاد اشوب های خیابانی مصداق بارز فساد و به عقب راندن کشور می باشد که محصورین فتنه انجام دادند و دلم می سوزد که استاد دانشگاهی چون شما چشمش را به این چنین واقعیاتی مبرهن می بندد و با این سو گیری در خصوص گذشته و تاریخ قضاوت می کند
واقعا وقتی استاد دانشگاهی چنین مشی کند از عوام الناس چه انتظاری هست
نقل قول
-1 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)امیر 1397-05-11 19:10
سلام. صادقانه عرض می‌کنم از قسمت آخر مقاله که به حصر پردخته‌اید، حالم بهم خورد. به نظرم مطالبی عجیب و غیرانسانی نوشته‌اید.

ضمن اینکه فکر نمی‌کنم از اشخاص نام‌برده هم کاری بر بیایید و سرمایه نمادین باشند.

با تشکر.
نقل قول
-1 # در پاسخ به خانم لیلی احمدیپارسا 1397-05-10 09:12
طلحه در جنگ و توسط تیری که مروان در سپاه خودش به زانوی او زد کشته شد و زبیر نیز پس از ملاقات با حضرت علی، پیشمان شد و جنگ را ترک کرد اما شب هنگام توسط برخی از قبیله بین تمیم ترور شد.اما علی (ع)، موسی پسر طلحه را بخشید و رها کرد.
شما به صحیفه سجادیه نگاه کنید. صحیفه دومین کتاب معتبر شیعیان پس از قران است (دقت کنید نهج البلاغه را ۴۰۰ سال پس از حضرت علی، سید رضی جمع‌اوری کرد و البته روی اصالت خطبه‌ها و گفته‌ها هم دقت نکرد و فقط آنچه منسوب به حضرت علی بود – صرف نظر از این که راویانش قابل اعتماد بودند یا نه – را جمع کرد یعنی هر جمله ای منسوب به علی بود اگر از نظر بلاغت و فصاحت عالی بود فرض می کرد واقعا گفته علی است و آنها را جمع می کرد. پس خیلی از جمله های نهج البلاغه ممکن است واقعا گفته‌ّای حضرت علی نباشد. در حالی که صحیفه سجادیه را اما سجاد املاء کردند و فرزندشان امام محمدباقر نوشتند و بعدها هم امام جعفر صادق آن متن را کنترل کردند. یعنی صحیفه را عملا سه امام خودشان نوشته و نظارت کرده‌اند. حالا در این صحیفه سجادیه هیچ اهانتی مطلقا به هیچ یک از بزرگان اسلام و یاران پیامبر نشده است. حتی در مورد فاجعه عاشورا نیز ایشان سکوت کرده اند و یک کلام درباره آن اشقیا سخنی نگفته اند. این به چه معنی است؟ آیا هر سه امام ما ترسو بوده است؟ یا این که حکمتی در کار بوده است؟ این که آنان در این کتاب بزرگان و حاکمان جامعه اسلامی (حتی اگر ظالم بوده‌اند) را لعن و نفرین و بدگویی نکرده اند باید برای ما جای اندیشه باشد. فاعتبروا یا اولی الباب!
نقل قول
0 # در پاسخ به خانم لیلی احمدیپارسا 1397-05-10 09:12
در پاسخ به نظر خانم لیلی احمدی می گویم: ای کاش در اظهار نظر خود به حرفهای خاله زنگی توجه نمی کردید و اندکی تاریخ را مطالعه می کردید. اتفاقا پیامبر و ائمه اطهار خیلی متوجه و مراقب سرمایه های نمادین بودند. وقتی جنگ بود البته در جنگ حلوا خیر نمی کنند و ممکن است طرفین کشته شوند. اما در شرایط عادی و در رقابت های سیاسی و اجتماعی و در جایی که آنها دست بالا را داشتند، به سرمایه های نمادین دشمنان خود خیلی حرمت می گذاشتند حتی وقتی آن سرمایه های نمادین به آنها لطمه زده بودند.
مثلا پیامبر اکرم وقتی مکه را فتح کردند به علت این که ابوسفیان سرمایه نمادین قریش بود نه تنها به او تعرض نکردند بلکه خانه ابوسفیان را مکان امن قرار دادند و فرمودند هر کس به خانه ابوسفیان برود در امان است. امام علی هم وقتی مردم به خانه عثمان حمله کردند فرزندانش حسن و حسین را فرستاد که از عثمان محافظت کنند. بعد هم که خلیفه شدند با این که در جنگ جمل پیروز شدند اما هم عایشه را با احترام و عزت و امنیت و همانند همسران مقامات به مدینه فرستادند و هم مروان را با آنکه با حضرت علی بیعت نکرد آزاد کردند و بخشیدند و مروان هم به به شام رفت و به معاویه پیوست.
قبل از جنگ هم حضرت علی با طلحه و زبیر دیدار و گفت‌وگو کرد و سعی کرد آنها را از جنگ منصرف کند. اگر آنها را سرمایه نمادین نمی دانست و خائن و سرسپرده و ... می دانست که حق نداشت با آنها مذاکره کند. بلکه چون آنها را سرمایه های نمادینی در جامعه مسلمانان می دانست سعی کرد آنها را قانع کند که از جنگ دست بردارند.

ادامه در کامنت بعدی
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)حسین 1397-05-09 18:54
ملغمه‌ای بود از اطّلاعات و تحلیل‌های سودمند.
با بسیاری از تحلیل‌ها و نیز نتیجه‌گیری آن مخالفم.
نقل قول
+1 # ما مردم بی انصافروستا 1397-05-09 00:02
با تشکر از متن زیبا و ذکر نظرات

کامنتها را خواندم و تعجبم از انکار برخی است
تصمیم گرفتم در خصوص نظر مردم بنویسم
ما ایرانیها بیش از همه قضاوت میکنیم و البته که بی انصافیم
متن را میخوانیم و انکار میکنیم همچون جوان عامی که فوتبال میبیند و فحش میدهد! پس چرا میخوانیم و چرا میبینیم؟؟

در رد و انکار خاتمی (چه خوشایندمان باشد چه نه)
خاتمی با یک جمله لیست کامل اصلاح طلبها را وارد خبرگان و شورای شهر تهران کرد! آیا این انکار کردنی است؟
پس خاتمی علیرغم ممنوع التصویری و بد و بیراه واضح حکومت به ایشان, همچنان حرفشان از تریبون نماز جمعه و کانالهای مخالف خوان ماهواره و نظر رسمی حکومت و ... مهمتر بود
پس انکار برای چیست؟
در این کامنتها نبود اما بسیار دیده ام که نقش یا تاثیر امام خمینی را انکار میکنند
انصافا اگر کاریزما و سرمایه نمادین بودن امام خمینی در دهه اول انقلاب نبود این کشور در جنگ دوام میآورد؟ اگر مردم گوششان بدهکار امام نبود میشد آنچه الان میشد. حداقل خرید دلار و سکه ارجح میشد به جبهه! مستقل از اینکه جنگ خوب بود یا نه و مباحث حاشیه ای دیگر!
همانطور که تعجب میکنم از انکار امام خمینی از نقش خاتمی هم نمیشوم هرچند که به مراتب کمتر است اما قابل توجه است
همانطور که متوجه انکار مباحث دیگر چون جذب غالب مردم به ماهواره و عدم رعایت حجاب و ... نمیشوم

مشکل ما نبخشیدن دیگران و حق ندادن و انکار است در یک کلام بی انصافیم و منکر آن چیزی که خوشایندمان نیست
کاش مومن بودیم به همان قرآن که " شهادت دهید ولو آنکه به ضررتان باشد"
نقل قول
+1 # زنده باد معاويه زنده باد يزيد و زنده باد فرعون و ... زنده باد تمام قاتلان و شاهان و دزدان تمام قرون و اعصار و در يك كلام زنده باد شيطانلیلی احمدی 1397-05-08 19:40
بخش دوم :
شما به زيبايي با استفاده از علم خود گزينه هاي درست و غلط را در كنار هم نهاده و آنچه دوست داشته است نتيجه گيري كرده است البته من هم با تمامي گزينه ها مخالف نيستم وليكن مشخص است ديد جناحي شما كه از اساتيد اصلاح طلب نماهستید چه مي باشد و نتيجه گيريش هم
كنار هم نشاندن يك مشت جاسوس و خائن به مملكت و برجسته كردن آنها به اسم سرمايه نمادين از هنرهاي شما است وگرنه چه كسي هست كه از اينكه نگذارند يك مشت دزد و خائن و جاسوس و .. به عنوان سرمايه نمادين و برجسته يك كشور و شهر و ... از حقوق خويش ساقط شده و محل رجوع دوستان دزد و عوام ناآگاه نشوند
بله زنده باد حصر و زنده باد سرمايه هاي نمادين و زنده باد هرآنكه جنايت مي كند و برجسته مي شود و به سرمايه نمادين تبديل مي شود و قدرش دانسته نمي شود
البته لب مطلب شما همان توجیه شیطان در قرون مختلف است پس همان زنده باد شیطان را باید به عنوان تیتر انتخاب می کردید و بس
البته اگر معتقد به دانستن حق مردم است هستید و خوشحال می شودم این متن را نیز منتشر نمایید
نقل قول
+1 # زنده باد معاويه زنده باد يزيد و زنده باد فرعون و ... زنده باد تمام قاتلان و شاهان و دزدان تمام قرون و اعصار و در يك كلام زنده باد شيطانلیلی احمدی 1397-05-08 19:39
بخش اول:
زنده باد معاويه زنده باد يزيد و زنده باد فرعون و ... زنده باد تمام قاتلان و شاهان و دزدان تمام قرون و اعصار و در يك كلام زنده باد شيطان

البته از اين سرمايه هاي نمادين و عدم توجه به دآنها در طول تاريخ هم بسيار داشته ايم
اگر امام اول شيعيان هم در برخورد با سرمايه هاي نمادين زمانش در زمان حكومتش برخورد بهتري داشت شايد كار مسلمانان به اينجا نمي رسيد
برخورد با سرمايه هاي نمادين و برجسته اي چون زبیر بن عوام كه از سوي پيامبر لقب حواري ايشان را يافته بود و يا طلحه بن عبیدالله شهيد زنده از صحابي برجسته و يا برخورد و جنگ با ام المومنين عايشه و حصر ايشان پس از نبرد جمل را نيز مي توان از همان اشتباهات دانست
عزل سرمايه نمادين بزرگي چون معاويه فرزند ابوسفيان بزرگ از حكومت را نيز بايد از اين اشتباهات دانست
البته اين چنين كه شما نوشته اید بايد از اشتباهان پيامبران در اعصار و قرون مختلف نيز نوشت
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)الماسى 1397-05-08 19:00
خداوند رحمت كند آنها را كه تو رامحسن ناميدند وتو اين نام مقدس را جلا بخشيدى نمادينش كردى درودت باد محسن وان ان الله يحب المحسنين
نقل قول
0 # سرمایه نمادینسیدعلی موسوی صدر 1397-05-08 18:35
سلام اگر آقای کروبی سرمایه نمادین است چرا در زمان مسئولیتش کاری برای کشور و مردم نکرد شاید آقای موسوی نمادین باشد ولی خیلی ها اینجوری نیستند و شما اینها را نمادین کرده اید کلهُم همه را جمع کنیم همه سرتا پا یک کرباسند
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)علی 1397-05-08 18:19
باید همگی تمام تلاش خود را انجام دهیم تا اندیشه های ناب محسن رنانی را در جامعه نشر و گسترش دهیم.
این بزگترین خدمت به خود ماست.
نقل قول
0 # appreciationDorrod bar shoma jen 1397-05-08 10:58
The article is so nice, rich and easy to follow up
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)حمید وثوق 1397-05-08 09:04
سلام آقای دکتر مقالتون خیلی خوب بود اما لازمه خصوصا در مورد تخریب نمادهای تاریخی....لذت بردم...تشکر
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)ابراهیم سعدی 1397-05-07 16:27
سلام استاد بنده طلبه هستم و عضو هیات عامی دانشگاه . رشته ی حقیر فلسفه است. بنده دو نفر را استاد خطاب می کنم یکی از آن دو بزرگوار حضرتعالی هستید. استاد من ، عزیز تر از جانم، عشق من، نور چشم من، روزی نیست برای شما دعا نکنم و هرگاه به زیارت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا رفتم به نیابت شما زیارت می کنم. استادِ جان، ارزویم دیدار شماست....نتوانستم اطهار محبت نکنم اما آنچه مرقوم فرمودید ؛ چونان سایر تحلیل هایتان پنجره ای است که افق جدیدی را پیش روی من می گذارد، هوای تازه در فضای ذهن و ضمیرم می گشاید. استاد عزیز پشت سرتان راه می روم تا مبادا ره گم‌نکنم.
فدایتان، ابراهیم سعدی
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)وفا 1397-05-07 16:14
با سلام خدمت استاد محترم
بینهایت از مقالات ارزشمند شما استفاده میکنیم. خدا به شما سلامتی بدهد. امیدی نداریم مگر به لطف خدا و اثرات ارزشمند شما بر فرهنگ از دست رفته مان
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)مژگان عبدی 1397-05-07 14:10
با درود و تشکر فراوان برای مقاله خوب شما راجع به تخریب سرمایه های نمادین. به نظر من حتی شخصی همانند خانم نسرین ستوده نیز میتونه چنین نقشی رو در جامعه ایفا کنه.
نقل قول
+2 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)هما گوشه 1397-05-07 09:22
نامش را "تلنگر" بگذاريد يا " منوّر" واژگان در زبان و قلم شما به نرمى عبور نسيم از روى بركه هاى عطراگين و گنداب هاى متعفن، مى نماياند انچه را كه وجود دارد. يكى از دلمشغولى هايم انست كه برسد زمانى كه منورتان فردا هاى محتمل راروشن كند و در تشخيص راه از چاه مشعل دست كنشگرانِ بينا شود. چه ما باشيم و چه نباشيم، ديگران هستند.
شما هم به توصيه هايى كه به زندانبانان حصر كرديد دل بسپاريد و خود براى خودتان چنان كنيد. اخر مى دانيد كه خودتان سرمايه اى چند وجهى هستيد؟
نقل قول
0 # رضارضا 1397-05-07 04:45
بی انصافی است اگر از سرمایه اجتماعی صحبت شود و نامی از رضا پهلوی برده نشود.
نقل قول
-3 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)حسام 1397-05-07 00:43
آقای کروبی که معاون و رییس ستادش یعنی کرباسچی هم حتی بهش رای نداد سرمایه نمادین است؟؟؟!!! یا آقای موسوی که اصلا مردم فراموشش کرده بودند که گوشه مجمع تشخیص هم کسی به این نام هست و یهو بر اساس همان هیجانات که خودتون گفتید، تبدیل به سوپراستار سیاست شد مثلا؟! یا خانم رهنورد که نمی‌دونم واقعا می‌تونید وجوه الهام‌بخش خاصی براشون ذکر کنید یا نه؟!! خیلی سوگیرانه نوشتید. متاسفم
نقل قول
+3 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)ایرانیم 1397-05-07 00:36
در ادامه کامنت..راستی جناب دکتر رنانی میخواستم دو نکته دیگر بگویم..شما طوری میگویید مردم به مسئولین یا به قول خودتان سرمایه نمادین اعتماد کنند انگار مردم در عهد بوق زندگی میکنند چطور به مسئولیکه شعار غرب ستیزی میدهد ولی فرزندش در غرب زندگی میکند اعتماد کرد و یا با این همه اختلاس و دزدی و فساد رانت ..نمیدانم واقعا .
راستی جنا دکتر رنانی اتفاقا مشکلات امروز یک شبه بوجود نیامده اتفاقا حاصل اشتپاهات همین سرمایه های نمادین در گذشته و اقایان امروز میباشد ....تاربخ قابل کتمان نیست استاد عزیز..من به کسی که روزی از دیوار بالا میرفت ولی امروز در ان دیار زندگی میکند و یا کسی که اطرافیانش غرق در فساد است اعتماد ندارم حالا چه راستی یا چپی !
مشکل از سرمایه نمادین نیست مشکل از ذات بعضی هاست .‌ادم ها کمتر تغییر میکنند بلکه این منافع است که با گردش روزگار تغییر میکند ، در جوانی نهال را بدجور کج کاشته اند
نقل قول
-1 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)ایرانیم 1397-05-06 23:38
با عرض سلام این نوشته شما چند اشکال دارد :
اولا قدیس سازی از افراد جلوی سیستمی شدن کشور را میگیرد وباعث سرکوب شدن نخبگان میشود و جلوی گردش نخبگان را میگیرد
دوما همین سرمایه های نمادین به سرمایه های رانتی تبدیل میشود مثلا جلوی اختلاس و دزدی و ناکارامدی هم کیشان خود سکوت میکنند یا کارشان را توجیه میکنند ، نیازی هم به مثال نیست !
سوما مردم چطور اعتماد کنند وقتی میبینند در روز روشن اختلاس میکنند و از رانت های مختلف استفاده میکنند ولی کارمتد بدبخت حقوقش را نمیگیرد
چطور مردم اب ندارند و.....ولی مسئولین تمام زمان و مکان را مقصر میدانند جز خودشان ....
چهارما جناب رنانی همین اقایانی که نام برده ای را مردم میشناسند و دورانشان را هم دیده ایم !نیازی به تکرار مجدد نیست .
در اخر باید به عرضتان برسانم باید کشورهایی مثل ژاپن یا کره جنوبی یا سنگاپور یا مالزی را مورد برسی قرار بدهیم چطور به توسعه رسیده اند ما هم ان راه را برویم ..
راستی کسانی که یک روز افتخارشان بالا رفتن از سفارت بود و ان همه خسارت بر کشور وارد شد چطور میتوانند سرمایه نمادین باشند
نمیدانم کی ما دست از قدیس سازی برداریم دست از شخصیت سازی برداریم و به جای ان به سمت جمعی شدن و سیستمی شدن و ایجاد نوعی قرارداد اجتماعی حرکت کنیم ..
یادتان نرود ازموده را ازمودن خطاست !
نقل قول
+5 # دکترای سلامت عمومی و اپیدمیولوژیربابه شیخ الاسلام 1397-05-06 16:29
سلام استاد
شما خود نیز سرمایه ای نمادین هستید که ما قدرتان را میدانیم . نوشته اید:
؛ وستا قادر را که می‌توانست نماد مظلومیت ایران در حملات شیمیایی در جنگ تحمیلی باشد، در گمنامی و بی‌کسی رها می‌کنیم. من شخصا رهایش نکردم بگویید چه باید کرد من اعلام کردم که حاضرم کمک کنم . تلفن مرا دارید و فکر میکنم مرا بابت مهدک یا مراقبت های همه جانبه دوران کودکی بیاد دارید. بفرمایید چند نفر در پویش برای توسعه هستند شاید همگی با هم بتوانیم وستا قادرمان را هم تبدیل به یک سرمایه نمادین کنیم .

از شما بخاطر سخنرانیها و تلاش هایتان صمیمانه تشکر می کنم .
نقل قول
+4 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)محمد 1397-05-06 12:09
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظ پاک خطا پوشش باد . درود بر دکتر سلامت باشید توانا برای خدمت به این مملکت که همه خواهان آبادی خانه خویشند و کسی بفکر آبادی مملکت نیسن مگر اندکی مثل شما
نقل قول
-8 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)سعید 1397-05-06 09:40
انصافا تقلبی در انتخابات ۸۸نشده بود حتی همفکران شما هم تایید کردند پس این چه آشوبی بود که این سرمایه های انسانی!!!درست کردند؟
نقل قول
-2 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)شعله 1397-05-06 04:00
استاد ارجمند مثل هميشه بسيار عالى نوشتيد
منم بعد از چهل سال اسارت گرفتن زنان در اين مملكت انتظار دارم كه رهبرى اينده رو بانويى به دست بگيره
ولى فكر مى كنم كه ملت ديگه از محصورين هم عبور كردن
من جاى شهبانو فرح پهلوى رو خالى مى بينم
نقل قول
+1 # رویای ایرانیانمهدی ملکشاه دیوا 1397-05-06 02:06
ایرانیان هنوز در دوران پیشامدرن‌ به سر می برند و نسبت و میانه آنان با تفکر بسیار بعید می نماید .اندیشیدن برای ایرانیان هنوز الزامی استراتژیک برای ماندن‌و‌بودن و در یک کلام‌زندگی نیست .آنان راه درازی در پیش دارند برای فهم‌ معنای زندگی !
نقل قول
+1 # بحران تفکرمهدی ملکشاه دیوا 1397-05-06 01:05
به نظر می رسد ایرانیان و نخبگان‌آن کمترین تعلق را به "وطن"و آینده آن را از خود بروز داده وآن را عیان ساختند .ما هنوز تا شکل‌گیری ملت و دولت در ایران راهی دراز در پیش است .و هزینه های پس افتادگی فرهنگی و علمی برایمان سهمگین‌خواهد بود .تا ماجرا چنین باشد و......
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)بهزاد 1397-05-05 22:14
دانایی قدرت است در مقابل جهل هم قدر ته جامعه ای که جهل بر دانایی تسلط یابد با مشکلات زیادی روبرو می شود مطالب مطروحه فوق العاده است
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)زهرا حجارزاده 1397-05-05 21:55
با سلام و عرض ادب
من از خواندن مقاله شما بسیار لذت بردم اما وقتی از کلیات به مصادیق پرداختید متوجه شدم موضوع این نیست که ما سرمایه نمادین نداریم. ما ملت ایران در واقع سرمایه نمادین یکسان نداریم. برای عده ای خاتمی، عده ای محصورین، عده ای آقای خامنه ای، عده ای احمدی نژاد، عده ای رفسنجانی، عده ای قاسم سلیمانی. میشه حتی نظرسنجی کرد.در اعتقاد به هر کدام از این آقایان و دیگران که شما نگفتید و من هم الان خاطرم نیست،معتقدان، اعتقاد خودشان را به کل جامعه تعمیم می دن و عقاید دیگر رو ندید می گیرند و این خود مصداق ته کشیدن سرمایه اجتماعی است که حتی در کلام شما هم واضح و مشخصه
نقل قول
+1 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)سعید 1397-05-05 20:04
عالی بود
نقل قول
+3 # تشکر وپیشنهادمرجان عزیزی فرد 1397-05-05 14:12
جناب آقای دکتر ضمن تشکر از مطلب ارزشمندی که به اشتراک گذاشتید که به اندازه ی ده واحد جامعه شناسی آموزنده ولازم بود .درخواست می کنم با توجه به فرار نخبه های همه ی رشته ها از جمله جامعه شناسی ونبود آموزش های لازم اجتماعی بزرگواری بفرمایید وهر چیزی که فکر می کنید لازمه مردم برای عبور از بحرانهای کنونی بدونند رو لطفا به اشتراک بگذارید .دنبال کننده های شما که دغدغه ی آگاهی وآگاهی رسانی به دیگران دارند کم نیستند وهمیشه تشنه ی یاد گیری رفتارهای درست اجتماعی از کارشناسان این حوزه هستند
نقل قول
+1 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)جوادی 1397-05-05 13:16
سلام جناب دکتر عزیز مطلب اخیرتان نیز همانند مطالب قبلی ارزشمند بود بنده شیفته عقاید نابتان هستم تنتان سالم وایام به کامتان باشد انشالله
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)موحد 1397-05-05 13:10
درود بر شما با این اشرافی که بر اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور دارید
خداوند همچنان یاورتان باشد
نقل قول
-10 # تخریب سرمایه های نمادین به دست شما!صالح کریمی 1397-05-05 11:22
همون طوری که شما حکومت رو به تخریب سرمایه های نمادین متهم میکنید بد نیست یک نگاهی هم به عملکرد خودتون داشته باشید، امروز رسانه های همفکر شما در راس تخریب دولت روحانی هستند، امروز رسانه های همفکر شما در راس تخریب سرمایه نمادینی چون حاج قاسم سلیمانی هستند! چرا میفرمایید که ما هیچ سرمایه نمادینی توی این کشور نداریم؟ شهدای آتش نشان حادثه پلاسکو پس چی هستند؟ شهدای غواص پس چی هستند؟ بنده یادداشت های شما رو گاهی اوقات میخونم، این یادداشت در بند های آخر بیشتر به حرفهای عوام فریبانه ای که به درد مناظره و خریدن تشویق حضار میخوره شبیه بود! بسیاری از زنان و دختران ایران اصلا اسم همسر آقای موسوی رو نمیدونن چه برسه به اینکه....
یادداشت ها و کتاب های شما در این اواخر خودشون به ابزارهایی برای القای حس #حقارت_ملی و تخریب سرمایه های نمادین تبدیل شدند! فکر نکنم کسی با خوندن یادداشت های شما به آینده امیدوار بشه و به فکر تلاش و کوشش برای ساختن کشور بیافته! شما و یادداشت هایتون در این اواخر نمکی شدید بر روی زخم های جوانان، در حالی که با تغییر لحن میتونید در عین حال که نقد میکنید و راه حل پیشنهاد میدید حس امید به آینده رو هم به مخاطبتون انتقال بدید، اما این اواخر فقط و فقط نا امیدی و حقارت رو دارید القا میکنید.
نقل قول
+1 # تشکرمحمدرضا 1397-05-05 11:10
با سلام و عرض ادب محضر استاد رنانی. مطلب فوق العاده ای است. بسیار ارزشمند. البته از استاد که خود سرمایه ای علمی است، همین انتظار می رود
نقل قول
0 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)نفیسه بانو 1397-05-05 11:08
اگر می دانستم که شما کامنت هایتان تحت بررسی منتشر می شود نظر قبلی را نمی نوشتم ، کسی که به آزادی بیان ملتزم نیست ، واجد ارزش صرف زمان و انرژی برای گفتگو نیست
نقل قول
+1 # متنمحسن بیناپور خطبه سر 1397-05-05 11:06
باعرض سلام و احترام خدمت دکتر محسن رنانی بزرگوار...
بنده محسن بیناپور هستم. فعال سیاسی و روزنامه نگار و دبیر حزب وحدت و همکاری ملی در استان گیلان...

بنده نشریه چشم انداز ایران را سالهاست مطالعه میکنم.حتی در آن یادداشت هایی هم داشته ام. سالها پیش دکتر حسین رفیعی و چند استاد دیگر در مورد توسعه نشستی داشتند که در این نشریه منتشر شد. از آن به بعد علاقمند شدم به مباحث توسعه و اینکه چرا ما عقب افتاده هستیم. اینکه ژاپن و آلمان بعد آن همه خسارت شدند قطب اقتصادی و صنعتی جهان و ما...؟

میخواهم اگر بشود با شما ارتباط و در رشت مراسمی با حضور شما برگزار کنم.
اگر میشود با بنده تماس بگیرید.
محسن بیناپور

منتظر تماس شما هستم جتاب آفای دکتر رنانی عزیزم

----------------------------------------------------------
با سلام
لطفاً برای برقراری ارتباط با آقای رنانی با ایمیل RenaniAssistant@gmail.com مکاتبه نمایید.
با احترام
مدیر تارنما
نقل قول
+1 # درد دردجهان 1397-05-05 10:59
دکتر
گل گفتی و در سفتی
نقل قول
+4 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)نفیسه بانو 1397-05-05 10:57
جناب آقای رنانی شاید آنچه که نادیده گرفته ایید در یکی از پایه های استدلال شما نهفته است و آن این است که جوامع به واسطه گسترش رسانه ، گردش آزاد اطلاعات و رشد قدرت تحلیل فردی مردم به اعتماد به نفسی رسیده اند که خود را واجد تفکر قابل اتکا و تصمیم گیری مستقل در حوزه زندگی فردی و اجتماعی می دانند، دیگر دوران پیروی چشم و گوش بسته و اعتماد در بست به یک نفر که شما از آن به سرمایه نمادین تعبیر می کنید گذشته است. چهل سال از زمانی که تعداد بسیار زیادی از مردم ایران به یک سرمایه نمادین اعتماد و تاسی کردند گذشته و مردم نتیجه آن را حاکمیت فساد ، بی خردی سیاسی، تعصبات فرقه ای و نه رواداری ملی و خط کشی های داعش وارانه حکومتی میان مردم به دو دسته از ما و برما هستند. مردم هزینه زیادی مثل از دست رفتن امید به آینده نسل بعد، غارت و تخریب سرمایه های ملی ، تاریخی و فرهنگی در این راه داده اند و از پس این تجربه پر هزینه آموخته اند که دیگر اعتمادی بی پایه و سست و ناآزموده به کسی نکنند ، اینک برای قانع کردن مردم ، نیاز به منطق و اثبات حرف در کردار و عمل است و دیگر نمی توان با وعده نسیه و پس پرداخت از این مردم امتیاز گرفت ، چون یک بار همه خواستند با هم دلی زیر یک پرچم جمع شوند و دیدند که آن پرچم محل امنی نبود و آن اعتماد بی جا بود . این حکومت کارت اعتماد ملی را بازی کرده و باخته است و برای استفاده از کارت اثبات عملی هم فرصت چندانی برایش باقی نمانده و از آنجا که به حیف و میل سرمایه عادت دارد عاقبت این کارت را هم خواهد باخت
نقل قول
+5 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)علیرضا اصفهانی 1397-05-05 10:49
استاد گرانقدر و اندیشمند گرامی سلام، مانند همیشه از ماز مطالب زیبا و پر محتوایتان لذت بردم. همانگونه که شما هم در لابه لای نوشته هایتان آمده،حاکمیت سرمایه های نمادین را تخریب می کند و اجازه شکل گیری به آنها را نمی دهد. به عقیده من این مشکل ریشه در تفکر حفظ حکومت و همه را دشمن و برانداز دیدن دارد .
نقل قول
+3 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)وحید 1397-05-05 10:44
عالی بود استاد.
چرا دلم میخواست وقتی دارم این متن رو میخونم گریه کنم.با صدای بلند.
ولی به خیسی چشمم اکتفا کرد.
به کجا میرویم ما...
این جمود فکری چه به سر ما آورده...
نقل قول
+4 # جواب: زنده باد حصر .......... (تحلیلی از نقش سرمایه‌های نمادین در توسعه: از دختران شین‌آباد تا رهبران جنبش سبز)نصیرالدین 1397-05-05 10:29
درود بر شرف شما که تا به امروز صداقتتان را فدای هیچ چیز نکرده اید.
نقل قول

اضافه کردن نظر