و از قبیله‌‌ی پاکان بود...

photo ۲۰۱۸ ۰۱ ۰۷ ۱۳ ۰۰ ۰۲

از آن قبیله‌ی پاکان چند تن بیشتر نمانده‌اند و از آن چند تن، یکی‌شان همین روزها پرکشید و همین جمعه تشییع شد و خبر پرکشیدنش در هیاهوی وقایع این روزها گم شد. نخستین بار نامش را در دوران نوجوانی دقیقا ۳۸ سال پیش، شنیدم، به عنوان عضوی از کابینه مهندس بازرگان. در این ۳۸ سال هیچگاه او را از نزدیک ندیده بودم و تقریبا هیچ از او نمی‌دانستم. تنها می‌دانستم که نخستین وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران بوده است تا این که در تابستان امسال دوستی گفت «مهندس علی‌اکبر معین‌فر» سراغ تو را گرفته است و خواسته است هر گاه به تهران می‌روی دیداری داشته باشید. آن دوست گفت مهندس نوشته‌‌های تو را دنبال می‌کند و تمایل دارد دیداری باشد و گپی بزنید. استقبال کردم. قراری گذاشتیم و بالاخره در ۲۹ شهریور امسال به خانه پیرمردی ۹۰ ساله رفتم (اگر زنده بود، پنج روز دیگر ۹۰ سالش تمام می‌شد - زاده‌ی ۲۲ دی‌ماه ۱۳۰۶). پیرمردی که یار زندگی‌اش حدود دو دهه پیشتر، پر کشیده بود و فرزندان نیز هر یک به دیاری بودند و اکنون او بود و یکی از همکاران سابقش (آقای مهندس محمودی تکنسین شبکه‌های شتاب‌نگاری زلزله) که او را رها نکرده بود و از سر اردات و محبت، کمر به خدمتش بسته بود – و دریغ که اکنون چه نایاب است این‌گونه دوستی‌ها!

منتظر بودم تا وقتی با او روبه‌رو می‌شوم پیرمردی فرتوت را ببینم که از بیماری و قضای روزگار می‌نالد و درباره انواع دردهای بدنش و مشکلات مزاجی و عوارض داروهایش و بی‌وفایی دنیا و غربت فرزندان و ... سخن می‌گوید، اما با کمال تعجب با جوانی روبرو شدم تبلت به دست که گرچه به علت مشکل قلبی و بیماری کلیه و انجام دیالیز، نمی‌توانست به راحتی راه برود، اما ذهنی پرتحرک، روشن و بسیار بهنگام داشت. آخرین نوشته‌های تحلیلی فضای مجازی را خوانده بود و آخرین تحولات و اخبار کشور را دنبال می کرد و مسائل روز را تحلیل می‌کرد. پیرمردی عمیقاً شاد، عمیقاً مومن، عمیقاً راضی از زندگی و البته عمیقاً نگران برای کشور. از حجم انرژی که از کلامش بیرون می ریخت گمان می‌کردی که شصت ساله است و از حجم آگاهی و دانشی که در حوزه‌های مختلف داشت، از تاریخ و سیاست و اقتصاد ایران، و از شعر پارسی و تفسیر قرآن و تاریخ اسلام، تا اطلاعات زلزله‌شناسی (که تخصص اصلی او بود) و شهرسازی تهران و بودجه‌ریزی دولتی و بسی حوزه‌های دیگر، گمان می‌کردی که این مرد دویست سال عمر کرده است. جابه‌جای کلامش به قرآن استناد می کرد و وقتی برخی آیات را می‌خواند بغض می‌کرد؛ و دوستی که واسطه ملاقات ما بود درگوش من گفت «مهندس بیشتر قرآن را حفظ است». و من که این صحنه‌ها را می‌دیدیم در درون خود آشوب بودم که چگونه مردی با چنین عمق اعتقادی را عده‌ای مدعی دینداری در سال ۶۰ در نماز جمعه انگ بی‌ایمانی و کفر می‌زدند؟ و عجیب این بود که پیرمرد با آن که از حاکمان پس از انقلاب رنجیده خاطر بود و عملکرد آنان را برای کشور خسارت‌بار می‌دانست اما از همه آنان با احترام یاد می‌کرد.

و همین‌ دیروز خاطره‌ای از خانم دکتر سیمین حناچی درباره مهندس معین‌فر خواندم که چکیده آن‌ را برای شما باز می‌گویم تا شما هم گریه کنید برای آنچه بودیم و داشتیم و دارد از دست می‌رود. نوشته بود «در دوره سوم هیات مدیره نظام مهندسی استان تهران، من به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شدم. کم‌تجربه‌ترین و کوچک‌ترین عضو بودم که در کنار بزرگانی چون مرحوم معین‌فر و ... می‌نشستم و فرصت و غنیمتی بود که بیش از دانشگاه به من آموخت، از سیاست و اخلاق و مهندسی. هر شنبه در جلسات منظم هفتگی، در کنار مهندس معین‌فر می‌نشستم و از بحث‌های تخصصی و سیاسی که با صلابت انجام می‌داد تحت تاثیر قرار می‌گرفتم. در این جلسات تا مدت‌ها توجهم به یک رفتار مرحوم معین فر جلب شده بود. این‌که می‌دیدم علی‌رغم شیرینی و میوه‌ای که در جلسه وجود داشت ایشان هیچگاه جز چای چیزی نخورد. تا این که طاقتم بُرید و روزی دلیل آن را پرسیدم و او گفت حق عضویتی که اعضای سازمان می‌پردازند نزد ما امانت است و ما حق نداریم آن را صرف پذیرایی شخصی هیأت مدیره کنیم». و خانم حناچی سرگیجه گرفت و من سرگیجه گرفتم و بی‌گمان شما نیز سرگیجه گرفته‌اید.

باری، دوستمان از مهندس معین‌فر اجازه گرفت تا گفت‌وگوهای‌مان را ضبط کند. از پیرمرد پرسیدم این همه انرژی و نشاط در وجود پیرمردی ۹۰ ساله به عنوان سیاستمداری رانده شده و فراموش شده، از کجا حاصل شده است؟ آیه « وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» را برایم خواند (آیه ۸۶ و ۸۷ از سوره یوسف که یعقوب به پسرانش می‌گوید: من حزن و اندوه خود را پیش خدا می‌برم و از او چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. و از رحمت‏ خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏ خدا نوميد نمى ‏شود) و افزود «انسان همه‌ی سرمایه‌اش امید است».

به گمان من مهندس بازرگان و یارانش گرچه خیلی زود از عرصه سیاست پس از انقلاب حذف شدند اما آنان سبکی بدیع از زندگی اعتقادی، اجتماعی و سیاسی را در جامعه ایرانی پایه گذاردند که به الگوی زیستیِ بخشی از نخبگان ما تبدیل شده‌است و اگر به آن مجال داده بودیم می‌توانست به عنوان الگویی که سازگاری عجیبی بین سنت و مدرنیته در آن دیده می‌شود، به نسل جدید ما معرفی شود. آزادی‌خواهان مسلمان مدرنی که به خدا ایمان دارند برای خودش نه برای منافعش؛ به انسان اعتقاد دارند برای خودش نه برای نژادش یا مذهبش یا ملیت‌اش؛ و ایران را دوست دارند برای خودش نه برای رانت‌هایی که می‌توانند از آن ببرند؛ و دغدغه اصلاح جمهوری اسلامی‌ را دارند چون کژی‌های آن و یا سقوط آن را مساوی تضعیف و تخریب تشیع، و احتمالا آسیب به یکپارچگی ایران می‌دانند.

مهندس از من پرسید: آیا این هشدارهایی را که در این یکی دو سال در نوشته‌هایت در مورد آینده اقتصاد ایران داده‌ای، برای مقامات عالی هم نوشته‌ای؟ گفتم بله پس از مرگ آیة‌آلله هاشمی نامه‌ای سرپوشیده حاوی توضیح بحران‌‌های اقتصادی و اجتماعی در پیش رو و تاکید بر لزوم حرکت سریع به سمت ایجاد شرایط آشتی و وحدت ملی، به عنوان پیش‌نیاز مدیریت بحران‌ها، نوشتم و فرستادم. بلافاصله پرسید:‌ اعلام وصول شد؟ گفتم نه. سری به نشانه تاسف تکان داد. و در طول سخن‌مان نیز چندبار از من پرسید: واقعاً هیچ واکنشی از سوی مقامات به کتاب «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» نشان داده نشد؟ و پاسخ منفی من برای او تعجب آور بود.

می‌گفت یکی از مشکلات مهم پس از انقلاب این بود که انقلابیون زندان رفته، دعواها و اختلافاتی که درون زندان با هم داشتند را آوردند و وارد فضای سیاست ایران کردند و انقلابیون خارج از کشور هم اختلافات خارجشان را وارد کشور کردند و بذر اختلافات پس از انقلاب را کاشتند.

معتقد بود که آیه الله خمینی در مسیر خودش صادق بود، تصمیم نداشت کسی را فریب بدهد، اما وقتی با واقعیتِ برْساختنِ یک حکومت دینی‌ روبه‌رو شد و با همراهانی که بسیاری از آن‌ها قدرت روحی او برای خلاقیت و ایمان او به تغییر را نداشتند کم‌کم تصمیماتی گرفت که با آنچه می‌اندیشید و اعتقاد داشت مغایر بود. می‌گفت آیة‌الله خمینی پس از انقلاب با آیه الله خمینی پاریس خیلی تفاوت داشت و علت این تغییر رفتار را هم واقعیاتی که پیش از این آیه‌الله تصوری از آن‌ها نداشت و هم نقش و فشار روحانیت داخل می‌دانست که هنوز دنیای مدرن را نمی‌فهمیدند. این عین جمله‌ای است که به زبان آورد: «با همه شجاعتش، آیة‌الله خمینی گرفتار مراجع تقلید بود».

مرحوم معین‌فر به عنوان شاهدی بر این ادعایش به این واقعه اشاره کرد و گفت: در دهم اسفند ۱۳۵۷ آیةالله خمینی به قم تشریف بردند و در ۱۲ اسفند طی دستوری به نخست‌وزیر، ورود گوشت یخ‌زده را به کشور ممنوع و آن را نجس و مصرف آن را حرام و ممنوع اعلام کردند. موضوع در هیات دولت مطرح شد و دکتر علی‌محمد ایزدی وزیر کشاورزی با نگرانی تمام گفت این گوشت‌ها همه ذبیحه اسلامی است و زیر نظر ناظران شرعی در خارج ذبح صورت می‌گیرد و مگر می‌شود این گوشت‌ها را دور بریزیم؟ ما با چه زحمتی داریم گوشت مملکت را تامین می‌کنیم. قرار شد من که رئیس سازمان برنامه بودم همراه با وزیر کشاورزی برویم پیش آیة‌آلله خمینی. گفت ما رفتیم و چون من پُرروتر بودم من مساله را مطرح کردم. به آقا گفتم شما که چنین مطلبی را فرموده‌اید اگر قرار بود فتوا بدهید باید می‌فرمودید ذبیحه غیرمسلم حرام است وگرنه یخ زدن گوشت که آن را حرام نمی‌کند و توضیح دادم که فرد همراهم وزیر کشاورزی ماست که خودش آنقدر مقید و متشرع است که گاهی از آن سوی بام می‌افتد و ایشان تایید می‌کند که این گوشت‌ها تماماً با نظارت شرعی کشتار شده و شرایط ذبیحه اسلامی را دارد.

مرحوم معین‌فر گفت: آیه‌الله خمینی با سعه صدر نقد منِ فُکُلی را که به او یادآوری کرده بودم که یخ زدن گوشت آن را حرام نمی‌کند تحمل کرد و بعد در توضیح علت صدور آن نامه گفت:
«بله، موقعی که من از تهران به قم ‌آمدم آقای حاج سید احمد خوانساری آمدند دیدن من و ایشان به من گفتند «خوب حالا که حکومت اسلام آمده است دیگر این گوشت یخ زده را به مردم ندهید» و من (آیه الله خمینی) به این علت آن نامه را دادم» (نقل به مضمون).
بعد مرحوم معین‌فر گفت: ببینید آیة‌الله خمینی با همه‌ی قدرتی که داشت در مقابل این درخواست آیه‌الله خوانساری و درخواست‌های نظیر این که سایر مراجع می‌کردند، قدرت مقاومت نداشت و کوتاه می‌آمد و این همان گرفتاری بود که ایشان بعد از انقلاب با روحانیت سنتی داشت و تا آخر هم با آن دست ‌به گریبان بود.

مرحوم معین‌فر به عنوان شاهدی بر ناتوانی نظام روحانیت برای درک و هضم تحولات و اقتضائات دنیای مدرن دو نمونه شنیدنی دیگر را هم مثال زد:
به عنوان نمونه اول گفت: ما قبل از انقلاب به دیدار آیه الله گلپایگانی رفتیم به امید این که از قدرت و اعتبار ایشان برای پیشبرد تحولات استفاد کنیم. وقتی دیدیم روی میز اتاق ایشان روزنامه هست خیلی خوشحال شدیم که خوب بالاخره روحانیت هم روزنامه می‌خواند و آن را به عنوان یکی از مظاهر دنیای مدرن پذیرفته است اما غافل بودیم از این که ببینیم «آیا این تحولات در ذهن آن‌ها نیز رخ داده است یا نه؟». می گفت در همان ملاقات دیدیم که ساعت منزل ایشان با ساعت رسمی کشور (که جلو کشیده شده بود) تفاوت داشت و فرمودند برای خاطر نمازم گفته‌ام ساعت را تغییر ندهند. مهندس معین‌فر می‌گفت از این موضوع و مواردی نظیر این ما باید می فهمیدیم که ذهن این آقایان آمادگی تطابق و هماهنگی با تحولات دنیای مدرن را ندارد و حتی پدیده ساده‌ای مثل تغییر ساعت را نیز نمی‌توانند هضم کنند، بنابراین چگونه می‌توانند سایر تحولاتی که در دنیای مدرن لاجرم در اقتصاد و جامعه و سیاست باید رخ دهد را هضم کنند؟

و به عنوان نمونه دوم گفت: یکی از دوستان ما (آقای شاه‌ویسی) با مرحوم قطب زاده در صداوسیما کار می‌کرد و این مساله مطرح شده بود که کاربرد موسیقی را در صدا و سیما گسترده‌تر کنند. موضوع را آقای قطب زاده با آیه الله خمینی مطرح کرده بود و ایشان گفته بود که من کاری ندارم (یعنی از نظر من بلامانع است) بروید از آقایان علما بپرسید (مرحوم معین‌فر همین جا به عنوان جمله معترضه گفت که یکی از ویژگی‌های مهم مرحوم آقای خمینی این بود که فکرش تحول می‌یافت). بعد دوست ما با خوشحالی از این که آقای خمینی موافقت کرده‌است می‌گفت برویم از مراجع هم اجازه بگیریم. بنابراین گروهی رفته بودند به قم تا با برخی مراجع دیدار کنند و از آن‌ها در مورد استفاده از موسیقی در صدا و سیما استفتاء کنند. در خانه یکی از مراجع وقتی منتظر دیدار بوده‌اند مسئول دفترِ مرجع از روی درد دل می‌گوید حضرت آقا دستور داده‌اند ساعت دفتر را قطع کنیم چون گاهی آهنگ زنگ آن به صدا درمی‌آید و ایشان صدای آن را جایز نمی‌دانند. آن دوستمان گفت ما حساب کار دستمان آمد و اصلاً مردد شدیم که ملاقات بکنیم یا نه؟ چون مرجعی که با آهنگ ساعت روی دیوار مشکل دارد چگونه می‌تواند کارکردهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موسیقی را در دنیای مدرن درک کند و فتوای به جواز پخش آن را از صداوسیما بدهد؟

مرحوم معین‌فر همچنین از نگرش‌ها و فتاوای آیه‌الله مکارم شیرازی نیز اظهار تعجب می‌کرد. می‌گفت: آن روزها یکی از افراد مورد علاقه ما و امیدهای ما برای تحول در نگرش روحانیت همین آقای مکارم بود؛ نمی‌دانم چرا حالا این‌گونه شده است!

وقایع کردستان عراق و تحولات پس از همه‌پرسی استقلال را به دقت دنبال کرده بود و از آن‌ها اظهار نگرانی می‌کرد. هنگام سخن از یاران از دست رفته اش، به مرحوم مهندس عزت الله سحابی که رسید با حسرت از او یاد کرد. عکس مرحوم سحابی و دخترش هاله نیز بر روی میز کنار اتاقش بود. اطراف تختش پر از کتاب بود و در طول سخن چند بار به مطالبی بر روی تبلت‌اش ارجاعمان داد.

می‌گفت از برکات جمهوری اسلامی یکی این است که باعث یک پالایش عمیق در تشیع خواهد شد. عملکرد جمهوری اسلامی، رخنه‌ها و ناکارآمدی‌ها و مواضع مفسده‌آمیز اندیشه‌های تشیع سنتی صفوی را آشکار کرد و ضرورتاً چنین پالایشی رخ خواهد داد. و وقتی از من شنید که در حوزه‌ها، بی سروصدا و پوشیده، نسل جوانی در حال رویش است که به دین و به دنیای مدرن به دید تازه‌ای می‌نگرند بسیار خوشحال شد. گفتم تعدادشان اندک است اما از آن گونه‌اند که می‌توان گفت «چه یک مرد جنگی چه یک دشت مرد». تلاش فکری یکی از آن‌ها هم اگر به ثمر بنشیند، کافی است تا جهان سنت‌های فکری پوسیده را برآشوبد.

اجازه گرفتم و دو نمونه از خدمات جمهوری اسلامی به اسلام و به ایران را نیز من برای او بر شمردم. گفتم: یک خدمت آن بود که حکومت ما مرجعیت تاریخی مراجع تقلید شیعه را نابود کرد و این خدمت بزرگی بود به تشیع و به ایران؛ چرا که با این تضعیف، عملاً حاکمیت «نهادِ تقلید» در زندگی خانواده و انسان ایرانی کم‌رنگ شده است و بنابراین به تدریج هم «آزادی انتخاب» برای ایمان مختارانه مومنان تامین می‌شود و دینداری مومنان رنگ طبیعی‌تر و واقعی‌تری به خود می‌گیرد و هم در زیست اجتماعی مومنان «عقلانیت» نقش جدی‌تری می‌گیرد و در یک افق بلند تاریخی، جایگزین نهاد تقلید می‌شود و این البته یک تحول ضروری برای جامعه‌ای است که می‌خواهد در مسیر توسعه و دموکراسی حرکت کند. به قول دوتوکویل،‌ آشتی روح دین با آزادی شرط ضروری برای جوامع سنتی است تا بتوانند خود را از چنبره استبداد و عقب‌ماندگی رها سازند. بنابراین، کاهش مرجعیت اجتماعی فقیهان و تضعیف «نهاد تقلید» هم راه را برای آشتی دین و آزادی هموار می‌کند، هم رخ‌ نمودن تحولات فکری بزرگ در اندیشه‌ دینی تشیع را تسهیل می‌کند و هم تحقق تحولات بزرگ اجتماعی در ایران را هموارتر می‌سازد. یعنی دستکم می‌دانیم که مراجع تقلید دیگر نمی‌توانند مانع تحولات اجتماعی باشند.

و خدمت دوم این بود که جمهوری اسلامی فضایی ایجاد کرد تا ۷۰ درصد ظرفیت دانشگاه‌های ما به دختران ما اختصاص یابد و این یعنی یک ظرفیت سازی عظیم اجتماعی که باعث می‌شود درنسل‌های بعدی زنان تحصیل‌کرده زوایای ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما را تسخیر کنند و این گام بزرگی است برای ایجاد تحول و بسترسازی برای راندن کشور به «شرایط آستانه‌ای» توسعه. یعنی وقتی نسل مدیران سالخورده کنونیِ نظامِ تدبیر جای خود را به نسل بعدی بدهند آنگاه ما در همه‌ی سطوح با نسل تازه ای روبه‌روییم که نگاه تازه ای به هستی، به زندگی و به جهان دارند. و گمان جدی دارم که اگر فرصت بدهیم این نسل به کمک فناوریهای جدید می‌تواند خود را از بحران‌های کنونی که ما برایشان ایجاد کرده ایم نجات بخشد.
سخنم که تمام شد، تحلیلم را تایید کرد و گفت بسیار لذت بردم.

رفته بودم تا پیرمرد ۹۰ ساله‌ای که به قول خودش آفتابش لب بام بود را دیدار کنم. اما افسردگی‌هایم را همان جا گذاشتم و بیرون آمدم. از حجم انرژی، از عمق ایمان، از سطح امید و از گستره دغدغه‌های این مرد شرمنده شده بودم. خدایش رحمت کند و عاقبت بازماندگانِ قبیله‌ی پاکان را به خیر کناد.

محسن رنانی / ۱۷ دی ماه ۱۳۹۶

 

نظرات  

0 # افسوس و صد افسوس از بی بصیرتی حکامعباس احمدی_ن 1396-10-30 19:07
دکتر جان درورد معمولا" مطالب شما را پیگیری میکنم و بسیار مشعوف می شوم از این همه منطق !یک بار هم سعادت داشتم از نزدیک سخنرانی شما ببینم
فرصت را غنیمت می شمارم و به بهانه این یادداشت مطالبی را بارها برای سایت های مسئولین ارسال کرده ام ولی کسی نه پاسخی می دهد و نه وقعی !!!
مقاله داشتم و دارم بنام رویای مالیات پردازی که کسی حاضر به چاپ آن نشد و موضوع آن به صورت خلاصه این است که اقتصاد این کشور تا این موارد انجام نشوند درست بشو نیست . نه به پول زیاد نیاز دارد و نه به خیلی مباحث دیگر این اقتصاد به سلامت نیاز دارد و استفاده بهینه منابع و بس
در همین راستا و بر اساس تجربه 25 ساله در امور مالی (حسابرسی ؛ بازرسی ؛ مدیریت اجرای مالی و.....) به شما عرض می کنم که باید دو صنف از دولت و اجراییات حذف و بجای انها نرم افزار کنترل را انجام دهد و آنها گروه ممیزین مالیاتی (داروغه های نه چندان امین دولت ) و واحد ارزیابی و اعطای اعتبار مشتریان بانکی و میزان اعتبار دهی بانکها را به میزان مالیت پرداختی وصل شود با در نظر گرفتن ضریب مالیاتی 25 بجای صفر برای فعالیت های معاف و برای مسکن جوانان یک استثناء و فقط یک بار در طول دوران زندگی و.... چنانچه این امر اتفاق نیافتد تمام تلاش های دیگر آب در هاونگ زدن است
اگر سردمداران بخواهند میتوانند و شدنی است ولی افسوس که یک اولین بار با اشتیاق برای رئیس جمهور ارسال کردم و کد رهگیری دریافت کردم بعد از یک ماه تماس گرفتم بمن گفتند پیشنهاد پیگیری ندارد گفتم
عضوجامعه حسابدارن رسمی عضو انجمن و کارشناس رسمی
پس چه چیزی قابل پیگیری است فرمودند اگر درخواست بود !!!
این فقط یعنی فرهنگ گدا پروری و بس !
نقل قول
0 # فضای پذیرشمجتبی 1396-10-30 10:42
@mojtaba65z
روش ديني که حضرت امام‌ خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» به بشر امروز پيشنهاد کرد اين بود که راه حل‌هاي قدسي را جلوي انسان‌ها بگذاريم تا انسان‌ها حاکمان را به دنبال خود بکشانند و توجه به اين امر، توجه به حقيقتي است که در اين تاريخ ظهور کرده است. امروزه نوع کارها طوري است که بدون همراهي مردم عملي نيست.

در هر حال، تا فضاي پذيرش احکام الهي فراهم نشود، شما به مقاصدي که دين دنبال مي‌کند نمي‌رسيد. به‌خصوص در اين تاريخ که حاکميت‌ها در هرشکلي که باشند وابسته به مردم شده‌اند، حتي يک سرمايه‌دار اگر بخواهد کالاي خود را به فروش برساند نياز دارد که سليقه‌ي مردم را به‌حساب آورد. قبل از تجدد، خان‌ها و پادشاهان در شرايط ملوک‌الطوايفي کار خود را مي‌کردند و مردم هم در لايه‌هاي پايين جامعه کار خود را داشتند. ولي در حال حاضر زندگي مردم به نظام حاکم در جامعه گره خورده است و مردم نمي‌توانند نسبت به نظام حاکم بي‌تفاوت باشند.


http://lobolmizan.ir/post/1389/امام-خمینیسلوک-تقدیر-توحیدی-زمانه

بنظر حقیر امام خمینی به شرایط زمان و فضای پذیرش احکام الهی در تصمیمات خود توجه داشتند .
نقل قول
0 # جمعیت ناجیان آبمهدی جمشیدی 1396-10-29 10:09
دکتر جان سلام
من هم نوشته های ارزشمندتان را دنبال میکنم و به شما افتخار میکنم وسالروز تولدتون را تبریک میگویم. به امید دیدارتون در مشهد هستیم
نقل قول
0 # نوش داروبعدازمرگ سهرابمحسن 1396-10-28 21:47
سپاس ازشمابزرگ مرد.
هدف من نشرمطلب نبودبلکه نظرشخصی خودم رابدون هیچ تعصب وتنفرازحزب وگروهی بیان کردم.
من تقیه کردن راهیچ وقت قبول نداشتم ولی این مردان متخصص بی بصیرت بخاطرمنافع شخصی خودشان همیشه تقیه کردندوهیچ وقت واقعیت رابه ملت نگفتند.یاحق
نقل قول
0 # نوش داروبعدازمرگ سهرابمحسن 1396-10-28 21:43
باسپاس فراوان ازفریخته وبزرگ مردی بنام دکتررنانی: دکترجان به نظرمن این خاطرات ویاداوری ازمردان بزرگی چون معین فر و....یک چیزرابرای من علاقه مندبه مسایل سیاسی واقتصادی کشورروشن بین ترمیکندکه این مردان فقط بزرگ ومعتقدبودندوچیزی ازعلم سیاست نه خوانده بودندونه درک درستی ازجامعه ایران داشتند!شایدمطلب تندونیش دارباشدولی بایدقبول کنیم علم سیاست ذاتی وبایددرضمیرشخص باشدتابتواندبامطالعه علم سیاست مسایل رابهترتجزیه وتحلیل کند بهترین راهکاررابرای پیشبردجامعه ورشدفکری واعتقادی واقتصادی مطرح کند.متاسفانه ۹۰درصدنخبگان جبهه ملی فقط انسانهای شریف وباعلم وعمل بودندوهیچ ازسیاست نمیدانستند حاضرم این موضوع رابانقاط قوت وضعف انهابیان کنم.بایدبراین سیاست مدارانی که پاک وبی الایش فقط گریست وازخدابرای آنهاطلب امرزش کردکه چطوری چنین خیانتی رابه ملت وکشورایران کردندوهیچ وقت ازمحضرملت ایران عذرخواهی نکردند.خداهمه این خیانت کاران به ایران رابیامرزد.
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)حسن حسن نیا 1396-10-27 11:04
سلام جناب آقای دکتر؛ بسیار متن جامع و مانعی بود و از خواندنش بینهایت لذت بردم ، هم از جهت آشنایی با اندیشه های مرحوم معین فر و هم تحلیلهای زیبا و متین حضرتعالی.سپاسگزارم و برای روح آنمرحوم علو درجات و برای شما سلامای و سربلندی آرزومندم
نقل قول
0 # سلاممحمد حاجی ستوده 1396-10-27 10:00
انشا و ثبات راستان و تابستان برای تاثیر عملی و داشتن ارتباط با ارکان اجرایی مستدام باشد.
تا کنون مسولیت اجرایی داشته اید؟
نقل قول
-3 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)یک ایرانی علاقمند به 1396-10-26 22:45
با سلام ..متاسفم برای شما اندیشمند دلسوزی که امام خمینی را تا این حد برای منافع شخصیتان پایین و حقیر می کنید.. واقعا از تعجب دارم در سرم دنیال شاخ می گردم...
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)مهدی هنرمند 1396-10-26 20:23
بزرگی در جایی گفته بودند: بسیاری از این "دکتر و آیت الله" گفتن ها "رشوه" است.
من می خواهم بگویم بسیاری از حرف های نگفته ی روشنفکران ما، "رشوه به مردم" است.
درست است که مرجعیت مراجع تقلید سست شده است؛ اما به جای آن "مهناز افشار" و "بهنوش بختیاری" ها نشسته اند.
بوسیدن دست علما را تقبیح می کنیم اما صف طولانی جوانان مشهدی که برای امضا گرفتن از "نوید محمدزاده" تشکیل می شود را نشانه مدنیت و توسعه می دانیم.
سکوت در مقابل برخی مظاهر تمدن غرب، "رشوه به مردم" است.
نقل قول
+1 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)نرگس 1396-10-24 15:54
سلام ازمطلبتون بسیار لذت بردم کاملا تحلیل شما از نسل بعد درست است نسلی است بسیار دقیق منتقد باهوش و با خلاقیت و نظرات عالی. اما نکته ای مهمی وجود دارد و ان اینکه ما نمی دانیم باید با این نسل چطور برخورد کنیم و چطور پرورششان دهیم و مانع دیگری که بر سر راه نسل جدید وجود دارد این است که او هم اموزس ندیده تا بتواند تاثیری بر جامعه بگذارد چکار باید کرد؟
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)our important issue 1396-10-24 10:19
https://www.youtube.com/watch?v=mkLFQzlz64M
نقل قول
0 # از تو به یک اشارت از ما به سر دویدنشهرام خالقی 1396-10-22 09:09
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بر آن مردم دیده بر روشنایی
جناب دکتر رنانی سلام
من از شما سپاسگزارم نه فقط به دلیل متن سراسر آموزنده ،بلکه بیشتر بخاطر اینکه به ایشان در زمان حیات سر زده و دلجویی کرده اید.بی شک حس خوبی که به ایشان داده اید تا پایان عمرشان همراهشان بوده است.
درخواستی دارم چون اطمینان دارم در توان شما هست
در مورد اینکه همایشهایی برگزار شود و از بازماندگان این قبیله پاکان تجلیل به عمل آید .
حتی با تعداد اندک، از عزیزان عاشقی که کامنتهایی با این شور و سوز در زیر مطالب شما مینویسند.
به امید فردایی بهتر
نقل قول
0 # فلسفه مرگمهران بحرینی 1396-10-21 17:06
تبلور حیات در ممات است واگر مرگ نبود زندگی معنی خود را از دست میداد ولی مرگ کسانی که توانستن با اندیشه خود تحول را در جامعه ایجاد کنند چه سخت است وسخت تر از آن در اوج شناس به غریبانه بروند چرا که او یارانه اش را در دیار آشنا غریبانه به مسلخ بردند
نقل قول
-1 # قبيله پاكاننصيراي 1396-10-21 15:19
با تشكر إز گزارش خوب و با إحساسي كه إز أين إنسان وإلا و فرهيخته منتشر كرديد ميخواستم زر مورد بخشي إز گزارشتان كه در مورد خدمات حكومت فعلي ايران به اسلام آرائه فرموديد كوتاه نظري در مورد اول ان بدهم. اينكه حكومت توانسته باشد توان مرجعيت سنتي را در خانواده هاي إيراني تضعيف كند يا نه مورد بحث من نيست بحث من بر ئر اينست كه اصولاً چرا مرجعيت سنتي را سد رَآه ازاد انديشي و انتخاب ازاد انسانها دانستيد؟ زيرا كه خود انتخاب مرجع به صورت ازاد و در واقع نوعي إز ازاديهاي فرديست و ثانياً مرجعيت در زندگي شخصي و تقيدهاي فردي بر زمينه هاي بعضاً اجتماعي و فردي وارد ميشود و قرار نيست مانع انديشه ورزي و زندگي اجتماعي أفراد شود؟ كه البته جاي بحث بسيار وجود دَارد. إز پاسختان سپاسگزار خواهم شد.
نقل قول
-2 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)حامد لواسانی 1396-10-20 21:14
با سلام ، جناب دکتر بنده فوق العاده به تفکرات و اعتقاداتتون ایمان دارم و برام قابل احترامه... جناب دکتر من کتابی میخواندم از خانم کاترین پاندر ، میگفتند کاری که به صلاح شما باشد راحت و بدون سنگ اندازی محیط برای شما پیش می آید پس هیچ اصرار به کاری نکنید که در اصرار خیری نیست... حتی در کارهای به اصطلاح خیر نیز مصداق دارد کافیست کمی در آنها عمیق فکر کنیم تا بفهیم شر آن کارها بالاخره نمایان خواهند شد ، جناب دکتر بگذارید حاکمان راه خودشان را بروند مطمئنا اصرار در اصلاح اموری که آنها پذیرای آن نباشند برای خیرات جامعه مفید نیست ... انشالله خداوند براکات وجود پاک شما را برای ما مستدام دارد .
نقل قول
0 # تقدیر و تشکرایوب شعبان کلشتری 1396-10-20 16:43
سلام گاه گاهی توفیق مطالعه نوشته های دقیق و کارشناسانه آن استاد گرانقدر نصیبم می شود و با تماشای فیلمی از جنابعالی که موجب وجد بنده میگردد. جا دارد ضمن تشکر از جنابعالی از خدای سبحان درخواست کنم شما و امثال جنابعالی را برای این ملت ع تمند و بزرگ در پناه تاییداتش محافظت فرماید تا با راهنمایی های شمابان این بار گرفتار در کوره راههای استبداد و دیکتاتوری و شرایط سراسر خرافی و جهل سر بمنزل مقصود رساند. انشاءالله برادر شما دکتر ایوب شعبان کلشتری پزشک عمومی
نقل قول
0 # وازقبیله پاکان . مرحوم مهندس معین فررضا جامی 1396-10-19 18:43
سپاس بسیار از شما دکتر رنانی
نوشته های آموزنده شما را با لذت میخوانم و سعی در نشر آن به خویشاوندان و دوستان.
متن مربوط به دیدارتان با مرحوم مهندس معین فر، فرصتی داد تا از صمیم قلب از شما سپاسگزاری کنم و برایتان آرزوی سلامت و موفقیت کنم.و امیددارم رهنمود هایتان را گوش شنوایی بشنود و به کار بندد.
یاد عزیز از دست رفته را گرامی می دارم
نقل قول
-1 # و از قبیله پاکانصادقی 1396-10-19 09:36
با سلام .
خیلی جالب و روح انگیز بود اما مواضع اعلام شده در خصوص تحت تاثیر بودن از مرجعیت سنتی را به این شکل نمی توانم بپذیرم .
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)وحید 1396-10-18 16:34
سلام جناب رنانی گرامی
مدتی بود از سعادت دیدن وخواندن متونی اینچنین که برپایه ی تاریخ، دین ومذهب، سیاست، اقتصاد و انقلاب، همه یکجا باشد، محروم بودم. بسیار لذت بردم بخصوص اینکه بعد از سالهای متمادی از مرحوم معین فر شرح احوالی هرچند مختصر اما موثر، خواندم.
تحلیل جنابعالی را در پایان مرقومه در هردومورد برکات نظام جمهوری اسلامی ، کاملا" متوجه نشدم،قطعا" جنابعالی استحضار دارید که بدلیل وجود جزئیات در احکام واعمال عبادی دین وبه طبع مذهب شیعه، فرد مومن نمی تواند در زمینه ی احکام وانجام فرائض دینی براساس نظر خود یا حتی پایین تر، هرهری عمل نماید. حتما بلد راه می خواهد. حال اگر با توجه به مکتوبات جنابعالی از گفته های مرحوم معین فر، برخی از مراجع در تهجر مانده اند، دلیل نمیشود اصل سبک وسلک را نفی کنیم.
ومساله بعد در مورد ارتباط مستقیم تفوق کثرت دانشجویان دختر به پسر و پیشرفت جامعه بود که جسارتا" دراین برداشت تساهل جاری است، چه اصل موضوع پیشرفت هر جامعه به فاکتورهای متعدد ومختلفی وابسته است که نکته ی مورد اشاره ی جنابعالی، یک از هزار است نه دلالت اصلی.
با تشکر از جنابعالی وعرض پوزش از اطاله کلام وبیان مجدد اینکه شاید بنده در برداشت منظور شما به خطا رفته ام ومقصود کلام چیز دیگری بوده است، برای جنابتان آرزوی بهروزی دارم.
نقل قول
+2 # سپاسمحمد رزاقی 1396-10-18 15:12
من از نزدیک با این قبیله ی پاکان آشنایی دارم و بارها از زلال وجودشان حظ و بهره های فراوان برده ام و شهادت میدهم که جناب دکتر رنانی نیز یکی از وارثان بحق آنان است. هرگز تاثیرگذاری عمیق خود را بر روح و ذهن جوانان دست کم نگیرید. در مقابل حجم عظیمی از فساد و تباهی جوانانی عاشق ایران زمین و دغدغه مند در حال بالیدن هستند که میتوانند نوید بخش آینده درخشانی باشند. اگر امیدمان را از دست ندهیم.
نقل قول
+1 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)بوتیمار 1396-10-18 10:45
برای آخرین مسافر قبیله ی پاکان.
و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم
و به نزديكي روز ، و به افزايش رنگ
به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت .
و به آنان گفتم :
هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند.
هركه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود.
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند
مي گشايد گره پنجره ها را با آه .
از به تماشا سوگند - سهراب سپهری.
نقل قول
+1 # نقدی بر دیدارجمشید لطفی 1396-10-18 10:12
سپاس که آخرین روزهای زندگی یکی از فعالین موثر اجتماعی در تاریخ معاصر ایران را در دیداری مستقیم به توصیف و تفسیر پرداختید.
البته بنظر می آید اگر نقدی هم همراه مطلب می شد، تاثیر اجتماعی این کار ارزنده، افزونتر می گردید.
یک نمونه برای این کار، تلاش حاکمان فعلی برای ایجاد رابطه ( بویژه اقتصادی با دنیای خارج، الالخصوص در بخش فروش محصولات نفتی) می باشد.
آقای معین فر بهنگام ریاست خویش بر وزارت نفت، با آتش زدن گاز حاصل از چاه های نفت( که امکان ذخیره سازی آن ممکن نبود) با مخالفت خویش به فروش آن به شوروی و دستور به آتش زدن آن، مبر راه و رسمی غیر معقول و زیان بار برای کشور ما شد که هنوز هم همان شیوه و عملکرد در سیستم اجتماعی اقتصادی ما ساری و جاری است. البته با تغییراتی در کمیت، ولی نه در کیفیت آن.
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)آمینا 1396-10-18 09:16
..... من شکفتن ها را می شنوم و جویبار از آن سوی زمان می گذرد ....
بمانید برای ما
نقل قول
+3 # قبیله پاکانحسین نعمتی 1396-10-18 08:34
عاش سعیدا مات سعیدا ازمطالب ارزنده استادرنانی همیشه کیفورهستیم متاسفانه دیرباسجایای اخلاقی این پاکان روزگاربدلیل فقدفضای روشنگری آشناشدیم علودرجات برای روح مرحوم معین فروخرسندم وشاکربخاطرداشتن پاکانی چون رنانی عزیزخدایا چشمه این قبیله همیشه سرشاربادا.
نقل قول
+2 # درود به شرافت و پاكى قلم تان ...سعيد نعمت زاده 1396-10-18 02:01
دست مريزاد... تبلتم خيس شد از اشك و آه من ... همواره مطالب شما را دنبال ميكنم و دوستدارتان بودم و هستم. همچنين استاد معين فر كه بايد در وصف نيكى و بزرگى او كتابها نوشت. لطفا بازم از قبيله پاكان بگوييد، هنوزم هستند از اين بزرگواران... نظير مهندس هاشم صباغيان كه شنيدم اينروزها امور خيريه خصوصى را اداره ميكنن و غيره...
آرزوى توفيق بيشتر شما از خداوند و رسيدن روزى كه از شما متخصصان اين مملكت بهره مند شود و انشاءالله روزى شايسته سالارى آرمان اول مملكت مان شود.
نقل قول
+2 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)رضا 1396-10-18 01:59
جناب دکتر رنانی سلام
در جوانی فرصتی پیش آمد و توفیق حضور در دفتر یکی از وزیران دولت زنده یاد مهندس بازرگان را داشتم و از نزدیک همه اعضای شورای انقلاب را می دیدم باور بفرمائید شخصیت هایی چون بازرگان دکتر سحابی و پسرش مهندس عزت الله و حتی جوانی چون عبدالعلی بازرگان علاوه بر دانش و تحصیلات آکادمیک و سیاسی که داشتند به یقین میتوان گفت هرکدام خود یک مجتهد جامع و کامل بودند در مباحثی که انجام میشد و شحصیتهایی چون مرحوم موسوی اردبیلی و هاشمی و بهشتی حضور داشتند توانایی و تسلط این عزیزان به قرآن و مبانی فقهی گاه آقایان روحانی را به حیرت وا میداشت . به گمان من آنچه سبب انزوا و از میدان به در کردن این اسطوره ها شد این بود که گروهی آنان را رقبای قدر بالقوه خود میدیدند. وشاید در همان ابتدا فهمیدند که قبل از اینکه مردم وحتی آقای خمینی اینها را بشناسند باید حذفشان کرد وشد آنچه دیدیم . بنظرم بعضی حساب و کتاب بسیار بسیار سنگینی را باید پاسخگو باشند
نقل قول
0 # نخبه کشیمحمد قزوینی 1396-10-18 01:33
سلام و با آرزوی تندرستی و کامیابی برای شما.
من با گوش دادن به سخنرانی شما در مجمع نخبگان را چندی پیش شنیده ام و بسیار نکات اساسی برایم روشن شد و برای همبستگی با شما در پخش ان در تلگرام کوشا بودم. دیروز یک کلیپ ویدئو مصاحبه یک کودک با مجری شبکه تلویزیون در تلگرام دیدم و بسیار خوشحال شدم و از جهتی دیگر قلبم بدرد آمد که این کودک دارد کودکی خود را با تصمیم گیری دیگران از دست میدهد. در دل آرزو کردم آن آقا ی مجری نوار سخنرانی شما را شنیده باش و آنرا در اختیار والدین آن کودک که در این سن میتواند سازندگان صنعت اتومبیل سازی را جذب کند..
و آرزو دیگرم در این چند روز پس از دیدن آن مصاحبه این است مجری آن برنامه با شما مصاحبه داشته باشد تا پیام شما به گوش بیشمارانی برسد. شاد و تندرست باشید.
با احترام محمد قزوینی
نقل قول
+1 # شور زندگیسهراب 1396-10-17 23:25
به راستی شور زندگی را در دل جوانان بیدار میکنی،هستند مردانی در گوشه و کنار این مملکت که همیشه عطر گل وجودشان بر همه جا پخش ميشه،
با تشکر از دکتر رنانی
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)5173 1396-10-17 22:32
ممنون واقعا لذت بردم بیکران سپاس از جناب رنانی نازنین
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)محمدرضا 1396-10-17 22:30
با عرض سلام خدمت آقای دکتر
واقعا قسمتی از یادداشت اشک آور بود،
خداوند روح ایشان را قرین رحمت کند،
و شما را(از قبیله پاکان) حفظ کند.
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)مرتضی 1396-10-17 22:12
با سلام
تحلیل خوب یود ولی همه دغدغه ما رفتن به سمت مدرنیه و مدرن شدن است؟حالا که 70 درصد دانشگاههای ما را زنان تشکیل داده اند ما آینده خوبی داریم؟یعنی غرب هم همین طور مدرن شده،با رفتن زنانشان به دانشگاه؟از نظر بنده باید زنان فقط یک سری رشته های دانشگاهی مرتبط با خودشان را بخوانند و نخبه های آنان در رشته های دیگر نیز اجازه تحصیل داشته باشند.بقیه اش دیگه سرکاریه:)
این نسلم عوض بشه چون اکثرا خودخواه هستند و خودخواه تربیت می شوند و خواهند شد این کشور هیچ وقت درست نمی شود،مگر این که یک اتفاق(معجزه) باعث رفع خودخواهی در این ملت شود.
تقریبا من به نتیجه رسیدم که تمام بدبختی های این کشور از خودخواهی مردم و مسئولینشه.هر فسادی مثال بزنی ریشه اش خودخواهی فرده. به قول ما ایرانیا دیگی که برای من نجوشه بهتره سر سگ توش بجوشه،یعنی این خودخواهی ریشه تاریخی هم داره:)
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)بوتیمار 1396-10-17 21:57
تقدیم با احترام به جناب دکتر رنانی .
هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم نبشتنش بهتر است از نانبشتنش .
ای دوست نه هر چه درست و صواب بوَد روا بوَد که بگویند ...
و نباید در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود و چیزها نویسم «بی خود » که چون « وا خود » آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور.
ای دوست می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت ...
حقا و به حرمت دوستی که نمی دانم که این که می نویسم راه «سعادت » است که می روم یا راه «شقاوت » .
و حقا که نمی دانم که اینکه نبشتم «طاعت » است یا « معصیت » .
کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی !
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم رنجور شوم از آن به غایت .
و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم .
و چون احوال عاشقان نویسم نشاید .
و چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید .
و هر چه نویسم هم نشاید .
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید .
و اگر گویم نشاید .
و اگر خاموش هم گردم نشاید .
و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید ...
از رساله عشق : عین القضات همدانی عارف قرن هشتم
نقل قول
0 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)فرشید 1396-10-17 21:22
استاد رنانی مدتها بود منتظر نوشتاری از شما بودم .تا چند روز پیش ,و اگر در این برهه باز به سکوت خود ادامه میدادید به شناختم از شما شک میکردم . اگر قرار است سکوت کنید بروید دیار فرنگ تا حداقل زندگی کنید. شما مشابه پزشکی هستید که زمانی که یک بیماری مسری جامعه را در بر میگیرد , برود و در آزمایشگاهش به تحقیق و مطالعه بپردازد. پیروز باشید
نقل قول
+2 # اندک اندک جمع مستان(می روند)نبی فراهانی 1396-10-17 20:26
اندک اندک جمع مستان (می روند)
نقل قول
+1 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)مهرک 1396-10-17 20:01
بسیارعالی ، دست مریزاد ، ادامه اینگونه مطالب رااز این بزرگان گمنامرا ازشما انتطار داریم .سپاس فراوان.
نقل قول
0 # ۳۵ سال مدیریت در عرصه فولادمحمد ابراهیم قدیریان 1396-10-17 18:55
از گزارش ملاقات شما با مرحوم معین فر مشعوف شدم .
نقل قول
+2 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)حسن 1396-10-17 18:42
خوب ديوار كوتاه تري إز مرحوم خوانساري پيدا نكرديد؟ ان مرحوم كه امكان نداشت ....بگذريم. عجيب ترين تحليلي بود كه ديدم. كسي كه اينقدر إز تمركز قدرت خوشحال باشد معلوم است چه ميوه اَي به بار خواهد داد.
نقل قول
0 # بازنشسته سیستمصابر 1396-10-17 17:49
سلام عرض ادب و احترام بسیار بسیار سپاسگزارم زنده باشید جناب رنانی عزیز و دوست داشتنی
نقل قول
+2 # عرض تسلیت به مردم ایران و چند نکتهمصطفی 1396-10-17 17:38
روحشان شاد، یادشان گرامی. حیف این افراد که به عزلت رانده شدند و تصمیم ها به دست نا اهل افتاد.

با توجه به متن که البته عین واقعیت است، خود امام شجاعت ایستادن در برابر مراجع تقلید برای برخی بدیهیات مانند گوشت وارداتی را نداشته اند.
با ارجاع به متن رساله خود ایشان، که شرط مرجعیت و ولایت فقیه را "شجاعت" می داند، یکی از شروط را نداشته اند.
در مورد مراجع تقلید دیگر که شرط "تدبیر" را نداشته اند حرفی نمیزنم.
نقل قول
+2 # جواب: و از قبیله‌‌ی پاکان بود .......... (مرثیه‌ی رنانی برای یکی از سرمایه‌های ایرانی)فریبا 1396-10-17 17:26
باسلام ممنون بابت نوشته های ارزشمندتان هرچند بسیار کم است شمانیز ازقببله پاکانید
نقل قول
+1 # سپاس و اندوهامید 1396-10-17 16:35
سلام
سپاس گزارم از جناب دکتر رنانی بابت نمودار کردن چنین حقایقی
و دارای اندوه بزرگی هستم که به عنوان یک دانش آموخته ی دانشگاهی، به مسیری پوچ و پوشالی کشانده شده ام و از آشنایی با چنین مردمان پاک و نازنین دارای سبک زندگی متعالی و ارزشمند(مهندس معین فر و ...) به دور مانده ام.
به امید روزی که از این خواب گران برخیزیم....
نقل قول
+4 # سرمایه معنویقربان محمودی 1396-10-17 16:15
باسلام وعرض ادب وارادت خدمت دانشمند محترم جناب آقای رنانی عزیز
بعداز ملاقات آن روز شما کتابی که جنابعالی به مرحوم معین فر تقدیم کرده بودید صحبت شد پس از چند روز از من پرسیدند شما که روان شناسی میخوانید چند نوع هوش داریم من گفتم یکی هوش منطقی iq ویکی eq هوش هیجانی ایشان فرمودند هوش سومی هست بنام هوش معنوی این کتاب روی تخت بالای سرشان بود که موقع استراحت آنرا میخواند به من گفتند من انرا خوندم شما هم بخوانید من اولین بار با اندیشه ونوشته شما آشنا شدم مطالبی که نوشته اید بسیار روان وگیرا بود اشتیاقم برای مطالعه کتاب بیشتر شد (جهت اطلاع جنابعالی بنده چند سال بعداز بازنشستگی به دانشگاه رفتم واکنون دانشجوی ارشد روان شناسی هستم البته مرحوم معین فر مشوق من بودند وهمچنین استادم بودندن من از ایشان خیلی چیزها یاد گرفتم ) در مورد هوش معنوی باایشان زیاد صحبت میکردنم دردانشگاه درس انگیزش وهیجان داشتیم استاد از ما دانشجویان خواستند برای کنفرانس هرکس مطلبی در رابطه با موضوع کتاب تهیه کنیم وارائه بدهیم من کتاب سرمایه معنوی را در نظر گرفتم واز آقای مهندس معین فر اجازه گرفتم ایشان فرمودند حتما هنگام کنفرانی منبع را معرفی کن من هم برای تهیه کتاب به کتاب فروشی ها مراجع کردم وپیدا نکردم نهایتا به انتشاراتکه در اصفهان بود تلفن کردم وتعدادی سفارش دادم وچند جلد به استادان دانشگاه هدیه کردم از آن به بعد نام شما همیشه برایم خاطره اتگیز شد راه مرحوم معین فر بابودن افراد فرهیخته همچون جنابعالی ودیگران ادامه خواهد یافت ما بعد از چهل سال نیاز به سرمایه معنوی داریم که اخلاق ،انسانیت ، دوستی ومهربانی درجامعه خودمان داریم همواره پایدار وسلامت باشید
اردتمند شما قربان محمودی
--------------------------------------------------------
جناب مهندس محمودی
سلام بر شما
تسلیت مرا بپذیرید و خسته نباشید بابت این همه زحمت و بزرگواری و عشقی که در این سال‌های اخیر نثار مهندس معین فر کردید.
از مطلب شما سپاسگزارم
خاطره دلپذیری بود
امیدوارم با سرمایه معنوی که دارید زندگی شاد و دلپذیری را تجربه کنید
سرشار باشید
رنانی
نقل قول
+1 # تشکر و درخواستمرادبیک حریرچیان 1396-10-17 15:19
غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد...
خیلی سال پیش از شما مطلبی در اینترنت خواندم راجع به تهران و زلزله که اگر در تهران زلزله بیاید کل مملکت بهم خواهد ریخت و مطالب مهم دیگری که از شما درخواست دارم آن مطلب را در سایت و کانال تلگرام خود بازنشر دهید
نقل قول
+2 # سپاسtaghy 1396-10-17 14:37
جناب رنانی عزیز،
هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند(سپاس). اگر به تعداد انگشتان دست اندیشمندانی چون شما می داشتیم باید به آینده امیدوارم می بودیم. از آن جناب بزرگوار خاضعانه تقاضامندم لحظه ای از ارشاد و رهنمون این مردمان دچار روزمرگی دست برندارید. حیف و صد حیف که حاکمان صدای شما را یا نمی شنوند یا نمی خواهند که بشنوند چرا که انسان خواب را میتوان بیدار کرد ولی به خواب زده شده را هرگز. صحبتهای مفیدتان را بارها شنیده و حظ وافر برده ام. اینجانب عضوی کوچک از جامعه اعضای هیئت علمی هستم گرچه رشته ام علوم انسانی نیست ولی سعی بر برخورد انسانی با دانشجوهایم داشته ام. پایداریتان آرزوی این حقیر است.
نقل قول
+5 # جواب: و از قبیله پاکان بود .......... (یادداشتی در یادبود مهندس معین فر)مسعود عرب زاده 1396-10-17 14:19
سپاس لطفا دست از نوشتن برندارید حتی اندکی ...
نقل قول
+8 # تشکرعباس سبزواری 1396-10-17 14:17
با سلام
مطلب و خاطره آموزنده ای بود.
بیان این مطالب ارزشمند نه تنها مفید بلکه بر مطلعان واجب است زیرا حاوی نکاتیست که میتواند به رشد بیشتر جامعه و به خصوص جوانان کمک کند و ناخواسته انسان را یاد قصه طوطی و بازرگان حضرت مولانا می اندازد.
از جنابعالی به سهم خویش سپاس گزارم. پیروز باشید.
نقل قول

اضافه کردن نظر