سقراطی در زمانه‌ی بی‌سقراطی

(یادداشت محسن رنانی به مناسبت هشتاد و یکمین زادروز محمد مجتهد شبستری)

وقتی درباره پیامبران می‌اندیشیم نمی‌توانیم مفتون جنبه‌ی نوآورانه زیست آن‌ها نشویم. هر پیامبری مهم‌ترین کنش اجتماعی که دارد درهم‌ریزی عادات فکری و سنت‌های اعتقادی و شیوه‌های زیست مرسوم و مألوف است. پیامبران، هم مرزهای فکری زمانه‌ی خود را جا‌به‌جا کرده‌اند، هم مرزهای اخلاقی جامعه را تعالی بخشیده‌اند، هم مرزهای روحی افراد را گسترده‌ کرده‌اند و هم مرزهای سنتی زندگی را در هم ریخته‌اند. به گمان من، پیامبران، به نوعی کارآفرینان و روشنفکران عرصه‌های اندیشه، عمل و اعتقاد عمومی بوده‌اند.

کارآفرین کسی است که در حوزه فعالیت خود، خط شکنی می کند و مرزها و استانداردهای مألوف و جاافتاده را در‌هم می‌ریزد. اگر فقط جنبه تحول آفرینی فکری پیامبران را بنگریم، پیامبران روشنفکران عصر خویش‌اند؛ چرا که روشنفکر هم، کارآفرین حوزه اندیشه است و استانداردهای اندیشگی ما را جابه‌جا می‌کند. روشنفکر، خطاهای امروز و تحولات و الزامات آینده را زودتر از عموم مردم می‌بیند و در مورد آن‌ها سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد. تفاوت اصلی پیامبران با کارآفرینان و روشنفکران، در این است که پیامبران انرژی، انگیزه و محتوای حرکت خود را از جذبه و وحی می‌گرفتند و افق زمانی آن‌ها تا جهان دیگر امتداد می‌یافت؛ در حالی که روشنفکران  و کارآفرینان، انرژی، انگیزه و محتوای نوآوری خود را از خرد و عاطفه می گیرند و افق زمانی آنها این‌جهانی است.

‍و اکنون که قرن‌هاست عصر بعثت پایان یافته است و ختم نبوت اعلام شده است، آیا خدا اجازه خواهد داد که دین پیامبرانش به تصادف یا با اراده منفعت‌طلبان، به انواع انحرافات و خطاهای بشری آلوده شود؟ آیا خداوند حکیم در برابر نسل‌های بعدی که به ادیانی آکنده و آلوده از سنت‌های دست‌ساز و منفعت آمیز بشری گرفتار شده‌اند، مسئولیتی ندارد؟ آیا او اجازه می‌دهد تا رودخانه پربرکت دین انبیائش همچنان در بستر تاریخ به رنگ خاک و مزه سرزمین‌هایی که از آنها می‌گذرد آلوده شود و هیچ ایستگاه و دستگاه تصفیه گری بر سر مسیر این رودخانه معنی آفرین و حیات بخش قرار نمی‌دهد؟

من که دین را نه فقط یک مجموعه اعتقادی بلکه یک موجود زنده می‌بینم که در طبقه بندی سیستم‌ها در بالاترین سطح، یعنی در سطح سیستم‌های نمادین قرار دارد، معتقدم که اگر دینی از سوی خالقی حی و حکیم آمده باشد باید یک دین زنده و یک سیستم پویا باشد، وگرنه در الهی بودن آن دین شک خواهم کرد. و برای آن که دینی به مثابه یک سیستم زنده عمل کند، باید عوامل پویایی و زندگی در آن تعبیه شده باشد. دین زنده، دینی است که همچون بدن ما، هم بتواند تحولات و کنش‌های درونی خود را مدیریت کند و در تعادل بماند و هم بتواند با تحولات روزگار و گردش فصول زمانه‌ی جامعه، خود را مطابقت دهد تا پایدار بماند؛ در غیر این صورت آن دین زنده نیست و روز‌به‌روز توانایی‌اش برای پاسخ‌گویی به نیازهای فکری، ایمانی و رفتاری مومنان کاهش می‌یابد و زندگی آن‌ها را پرهزینه می‌کند. و البته از حکمت الهی به دور است که برای انسان‌های زنده، دینی غیرزنده بیافریند. مگر آن که آن دین قرار نباشد الگوهای اخلاقی و رفتاری انسان زنده را مدیریت کند، بلکه تنها قرار باشد مثل ابزاری بی‌جان در خدمت مقاصد بشری و زمینی و منفعت طلبانه مومنین قرار گیرد. اما دینی که قرار است انسان زنده را هدایت و مدیریت کند باید زنده باشد.

و اگر قرار باشد دین الهی دینی زنده باشد، آنگاه نه تنها ابزار و عواملی برای زنده ماندن می‌خواهد بلکه ابزار و عواملی نیز، هم برای تصفیه و هم تحول مداوم خویش می خواهد، تا بتواند با تحولات طبیعی دنیای واقع و نیازهای نو شونده‌ی جامعه مومنین، سازگاری و انطباق بیابد. و این‌جاست که روشنفکران دینی ماموریت می‌یابند و وارد عمل می‌شوند و مسئولیت یاری رساندن برای زنده ماندن دین الهی را بازی می کنند.

گرچه استاد محمد مجتهد شبستری تمایل ندارد ما او را «روشنفکر دینی»‌ بخوانیم اما من معتقدم که از این منظر که روشنفکری دینی نوعی کارآفرینی در اندیشه دینی است که تداوم بخش نقش تحول آفرین انبیا  در عرصه ایمان قلبی و کنش اجتماعی مردم است، پس باید به جد او را یک روشنفکر دینی بنامیم.

یک دین زنده و پویا، همچون یک انسان زنده و پویا، همزمان در دو ساحت عاطفه و عقل، زیست می‌کند. برای تداوم آن هر دو ساحت، نیاز به نهادهایی است که وظیفه خود را به خوبی انجام دهند. امروزه نهاد روحانیت سنتی در ایران، خود را وقف تقویت ساحت عاطفی دین کرده و از بسط ساحت عقلانی آن به کلی غفلت ورزیده است؛ و این‌جا بود که روشنفکران دینی، به خوبی این غفلت را تشخیص دادند و این وظیفه مهم را بر عهده گرفتند. بنابراین اکنون روشنفکران دینی ما در عمل متولی تقویت ساحت عقلانی دین و یاری رساندن به تدوام حیات آن شده اند. اما نگرانی آن‌جاست که این حرکت مبارک هنوز به یک نهاد تبدیل نشده است؛ و البته امید می‌رود با موجی از جوانان روشنفکر دیندار که هم اکنون از جای‌جای حوزه و دانشگاه سر‌برآورده‌اند، ما به زودی شاهد تبدیل جریان روشنفکری دینی به یک نهاد اجتماعی قدرتمند در ایران باشیم.

 دین، حتی اگر همچنان مناسکش رواج داشته باشد، دیگر یک دین زنده نخواهد بود، اگر هر کدام از ساحت عاطفه و عقل‌اش به سستی بگراید. تضعیف روشنفکری دینی، به منزله کم‌جانی و آسیب‌پذیری دین خواهد بود. و این نکته‌ای است که متاسفانه متولیان رسمی دین به آن عنایتی ندارند.

چهل سال پیش، محمد مجتهد شبستری، گرچه ناخواسته درگیر طوفان انقلاب شد، اما خواسته و آگاهانه از طوفان کناره گرفت و به سرعت از ساحت سیاست به ساحت اندیشه هجرت کرد و تلاشی ارزشمند را در مسیر ورود الهیات جدید به عرصه‌های اندیشه دینی این دیار آغاز کرد. این هجرت مبارک هم موجب قوام جریان روشنفکری دینی در ایران شد و هم نگاه هرمنوتیک به متون دینی را برای نسل آینده اندیشمندان دینی به یک قاعده‌ موجه بدل ساخت، و سرانجام نیز او را به نماینده برجسته تشیع غیرسیاسی ایران در گفت‌وگوی میان ادیان تبدیل کرد.

شبستری با سلوک شخصی و فکری خود، سقراط وار به الگویی برای جوانان دیندار اما تحول‌خواه امروز این سرزمین تبدیل شده است، که از او می‌توان طمأنینه را در زیست درونی، مدارا را در برخورد با معاندان بیرونی، گفت‌وگو، دیالوگ و رواداری را در برخورد با اندیشه‌های مخالف، و صبر و عشق و ایثار را در مواجه با مصائب زندگی شخصی آموخت. زندگی شبستری نمونه عالی از زندگی یک مومن است که حقیقت را فدای کَسوَت نمی‌کند و همزمان که در حوزه اندیشگی، استاد خردورزی است، در عرصه زندگی نیز معلم عاطفه‌‌آموزی است.

خوشحالیم که در شامگاه زمانه‌ای که بازار دین‌فروشان پر رونق است، تک ستاره‌هایی چون شبستری، آسمان غمزده این دیار را به حضور آرام خویش مزین کرده‌اند و با چشمک‌های گاه‌به‌گاهشان دلهای سالکان را به سوی افق های دور دست روانه می‌کنند.

در هشتاد و یکمین زادروز این استاد بزرگ، برایش عمری پرشکوه‌تر و زیستی پربارتر از پیش، آرزو می‌کنیم.

 

محسن رنانی     

 

چهارم مهرماه ۱۳۹۶

 

 پیوند به تارنمای بزرگداشت استاد محمد مجتهد شبستری

 

نظرات  

0 # الگوی دوران کودکی و مسیحای دوران میانسالی اممریم قندهاری 1396-07-17 03:09
با سلام حضور استاد عزیز و دوستانی که این متن بسیار شایسته را که در خور چنین انسان برجسته ای است نوشته اند.
با خواندن متن شما خاطرات دوران کودکی من از ایشان زمانی که امام جماعت مسجد هامبورگ را به عهده داشتند و نقشی را که در زیباسازی دین برای دنیای کودکان در این دیار غربت انجام می دادند ، زنده شد .... و امروز که من هم سالکی از رهپیویان توسعه پایدار هستم ، تاثیرات ان اموخته ها هر چند کوتاه و مقطعی را در مسلک و رفتار و انتخابم می بینم... چه منزه و متقی بودند ایشان و چه برجسته که در تشخیصی درست سنگر دفاع از دین را تشخیص دادند و از هیاهو و شور انقلاب فاصله گرفتند تا خود باز امروز ذخیره ای باشند برای حفظ ارزشهای واقعی ادیان الهی ... با ارزوی سلامتی برای ایشان
نقل قول
0 # ٨١ مين سال درخت سبزى بنام شبسترمىاحمد مهاجرانى 1396-07-14 00:23
هميشه پدرم كه عمرش دراز باد بمن مى فرمايد
قدرزرزرگر شناسد قدر گوهر گوهرى
قدر گوهر شبسترى را گوهرى بنام رنانى مى داند
عمرتان بلند باد كه در كوير ايران تك درختانى مى مايند
نقل قول
+1 # جواب: سقراطی در زمانه‌ی بی‌سقراطی .......... (یادداشت محسن رنانی به مناسبت هشتاد و یکمین زادروز محمد مجتهد شبستری) محسن سلامتی 1396-07-07 17:28
با درود . دوست دارم در خصوص تفاوت و تشابهات دینداری ما ایرانیان با دنیای غرب که به عیسی و موسی اعتقاد دارند مطلبی تحریر شود. گرچه نوشتن مطالب تاریخی – دینی در جهان سوم میتواند باعث دردسر شود اما مطالعه تاریخ کشورها از دور دستها تا به امروز میتواند مسیر حرکت انسان را تا به امروز نمایان سازد و خطاها و موفقیتها را نمایش دهد.( مطالعه تاریخ دینی – فرهنگی اقتصادی و.. مشخص میکند که انسان به دنبال چه چیزی بوده است ) گرچه تخصص استاد در زمینه اقتصاد و اقتصاد سیاسی است ، اما اقتصاد و هر علمی اگر از علوم دیگر متمایز گردد و از مطالعه سایر علوم عقب بماند به معنی اینست که برای خود خطوط قرمزی ترسیم کرده و مانع پیشرف ان علم میشود. در مقوله دین و بحث در اصلیات و فرعیات ان کمتر تحلیلی در رسانه ها و وب سایتها و کتب به چشم دیده میشود و اگر مطالبی هست ریز بینانه نیست .
نقل قول
0 # جواب: سقراطی در زمانه‌ی بی‌سقراطی .......... (یادداشت محسن رنانی به مناسبت هشتاد و یکمین زادروز محمد مجتهد شبستری) ایرج 1396-07-07 16:42
احسنت به دکتر رنانی و سلامت باد شبستری
نقل قول
0 # سپاسهاله 1396-07-07 15:57
دى ودبر استاد رماني
گرانمايه اي كه درهواي تب آلودروزگار،احوال بيمارگونه ي دينمدران راپاشويه مي فرمايدتاچشم عقلانيت اي شان بعت بتواند
ستارگان چشمك زن زيباوكم شماررابهترببينندبلكه اند ام فكري ايشان براي اداره ي خردمندانه ي اين افق رنگين كمان ايران عزيز
راهي نيكوتروپوياتربيابندوناخواسته آتش ويرانگري برخرمن عقل وعاطفه ي اين ملت نريزند. درودبرشماكه بانسيم گلواژه هايتان،
يادونام وراه استاد مدارا و عقلانيت، جناب شبستري راتازگي وطراوت مي بخشيدتاراه ازچاه تشخيص داده شود
نقل قول
0 # دین زندهمحمود 1396-07-07 14:54
در جواب آقا مصطفی باید عرض کنم که دین زنده نیاز به بشر خطاکار ندارد، بلکه نیاز به اندیشه های زنده و پویا دارد. تولید اندیشه، جدای از درستی یا اشتباه بودن آن، نشانه ای بر زنده بودن و پویایی آن مکتب است.
نقل قول
0 # سقراط در زمان بی سقراطیعلی 1396-07-07 14:43
سلام، اول مطلب بالا، دین زنده، را اشتباه لایک زدم. اما در مورد استاد شبستری،در حالی که گروهی حکومت را از آن خدا میدانند و خود را از جانب خود نماینده خدا فرض میکنند. هر گونه که میل خودشان باشد، دین را تفسیر میکنند، واين کار باعث روی گردانی مردم، به ویژه جوانان از دین شده است، امثال آقای شبستری، ستاره ای در آسمان تاریک است. و شکستی بر کاسه کاسبکارن دینی. آنها چه بخواهند و چه نخواهند جامعه در حال دگرگون شده و به عقب باز نخواهد گشت. برای ایشان و همه همفکرانش آرزوی سلامتی و موفقیت دارم
نقل قول
+2 # درودقاسم 1396-07-07 14:30
سلام استاد عزیزم. هرچند افتخار شاگردی شمارانداشتم اما گهگاهی به قدر توان از زلال اندیشه شما بهره میجویم.دین و دینداری منهای روشنفکر دینی بی عمق و کم جان است و ریشه و قوامی ندارد. فارغ از صحت و سقم عقاید روشنفکران دینی این دیار؛ آرزوی بهروزی و سلامت برایشان داریم. اشخاصی چون مجتهد شبستری،عبدالکریم سروش،مصطفی ملکیان،سید حسن نصر،سروش دباغ ،عبدالعلی بازرگان و....
پاینده و سلامت باد دکتر محسن رنانی عزیز
نقل قول
+1 # جواب: سقراطی در زمانه‌ی بی‌سقراطی .......... (یادداشت محسن رنانی به مناسبت زادروز محمد مجتهد شبستری) سعید 1396-07-05 21:46
خوشحالم که شهرم اصفهان شاهد قدردانی اندیشمندی از مصلحی در زمانه خود هستم. امیدوارم هر دو پاینده و سلامت باشید.
نقل قول
+3 # دین زندهمصطفی 1396-07-05 21:35
شما اشاره کرده اید که خدای حی باید دینش حی باشد.
احسنت که درست گفته اید اما آیا این دین برای حیاتش احتیاج به بشر خطا اندیش دارد؟!
این طور که می فرمایید که دین گرفتار شده در خطاهای بشری رمقی برایش نمی ماند بلکه می میرد.
اما دین حیاتش به امام حی است که فرموده اند واعمر اللهم به بلادک و احی به عبادک...
یا حق
نقل قول

اضافه کردن نظر