آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها

(دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین (ع))

 

مقدمه:

اکنون عصر عاشوراست. کم‌کم به شام غریبان نزدیک می‌شویم. من هر سال در شام غریبان در یکی از مساجد رنان روضه می‌خواندم. موضوع عمومی همه روضه‌هایم، غربت حسین «ع» در میان ما شیعیان بود. دوسال است که دیگر در شام غریبان روضه نمی‌خوانم. راستش دیدم سال به سال که عزاداری ما برای حسین بیشتر می‌شود، غربت حسین هم در میان ما بیشتر می‌شود. امروز خیلی دلم گرفته بود. نگاه کردم دیدم در دلم روز روضه است. سالهاست به روضه نمی‌روم. وقتی اقوام از همسرم می‌پرسند چرا شوهرت به روضه ما نمی‌آید، پاسخ می‌دهد او هر روز در دلش روضه است. امروز می‌خواهم یکی از آن روضه‌ها را برای شما بخوانم، شاید دلتان به درد آید، اما به جای آن‌که اشکی بریزید، دستی از آستین عقل برون کنید و تصمیم بگیرید برای تغییر وضع موجود، از خودمان شروع کنیم.

ما شیعیان فضایل فراوانی را، به‌حق، برای حسین - که درود خدا بر او باد - بر می‌شمریم. اما به گمان من هیچگاه از دو فضیلت بزرگ حسین، یاد نکرده‌ایم. یکی «وفای به عهد» و احترام به میثاقی که با دیگران، حتی با دشمن، می‌بست و دیگری «فضیلت گفت‌وگو». پس از صلح امام حسن «ع»‌ با معاویه، نه تنها امام حسین «ع» تا هنگام شهادت برادرش بر پیمان صلح پایدار بود، بلکه حتی پس از مرگ برادرش نیز، تا زمانی که معاویه زنده بود، این پیمان را نشکست و وقتی برخی یارانش به او پیشنهاد قیام دادند فرمود «ما بیعت کرده و پیمان بسته ایم و راهى براى شکستن بیعت ما نیست».

دین ما دین «شنیدن»‌ است نه دین نعره کشیدن. پیامبر اکرم «ص»، همیشه سراپاگوش بود، تا جایی که منافقان از روی استهزا او را «اُذُن»‌ (گوش) می‌خواندند و وقتی پیامبر دلگیر شد پیام وحی آمد که « قُلْأُذُنُخَيْرٍ لَكُمْ» (بگو سراپاگوش بودن برای شما بهتر است/ یا: او بهترین گوش‌دهنده برای شماست). و حسین «ع» نیز همانند جدش سراپا گوش بود و اهل مدارا و گفت‌وگو بود. در مسیر مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا همه جا شیوه اش «گفت‌وگو» بود. گفت‌وگو با همه، با خانواده، با یارانش، با کسانی که مخالف حرکت و اقدام او بودند و حتی با دشمنانش. امام در کربلا با فرمانده لشکر کوفه دیدار و رودررو گفت‌وگو کرد و حتی برخی اخبار حاکی از آن است که امام پیشنهاد داد که بگذارند به شام برود و با یزید گفت‌وگو کند. اما ظالمان تن به‌ گفت‌وگو ندادند. ظالمان، خود را حق می‌دانستند و یزید را خلیفه پیامبر و بنابراین حاضر نبودند با کسی که بر خلیفه پیامبر خروج کرده است گفت‌وگو کنند. در واقع اگر کربلا، کربلا شد، چون ظالمان همه راههای گفت‌وگو را بر حسین بستند و تنها یک راه گذاشتند: تن دادن به ذلت و اسارت و البته حسین کسی نبود که چنین کند.

امروز می‌خواهم به غربت حسین «ع» در جامعه ما از زاویه «وفای به عهد» و «گفت‌وگو» بنگرم. می‌خواهم به برخی ظلم‌هایی اشاره کنم که ما مدعیان پیروی از حسین به دیگرانی روا می‌داریم که با ما متفاوتند و همانند ما نمی‌اندیشند؛ به بی وفایی‌هایی که در عهد و پیمان خود کرده‌ایم و به راههای گفت‌وگویی که بین خود و دیگران مسدود ساخته‌ایم.

ترا به خدا اگر شیعه‌‌ی حسین‌ هستید، این روضه‌ را تا پایان بخوانید و بعد قضاوت کنید که آیا اگر حسین امروز در میان ما بود مانند ما عمل می‌کرد و ما را توصیه به همین رفتارها می‌کرد؟ و بعد ببینید آیا حسین و اندیشه‌ی او و راه و رسم او در میان ما غریب نیست؟

 

سفر به ولایت تبعیض:

در پاییز سال ۱۳۸۰ وقتی با حمله آمریکا به افغانستان رژیم طالبان فروپاشید، از طرف مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ماموریت یافتم که گزارشی از تحولات مناطق مرزی ایران و افغانستان تهیه کنم. سفری دشوار، آزارنده و آموزنده بود. من پیش از آن همواره از نحوه برخورد حکومت ایران با حقوق مهاجران افغان و بویژه ممانعت از ثبت نام کودکان آنان در دبستان‌ها خیلی آزرده خاطر بودم؛ احساس می‌کردم به انسانیت، ایرانیت و اسلامیتم اهانت شده است. چون می‌دیدم که علاوه بر ظلمی که به این کودکان می‌کنیم، چه فرصتی را برای ایجاد دوستی پایدار با ملت همسایه از دست می‌دهیم. اگر ما کودکان افغان را در این چهار دهه سخاوتمندانه آموزش داده بودیم اکنون سه میلیون سفیر صلح  در ایران و افغانستان داشتیم. خیلی ساده، ما حسینی‌ها، حق آموزش را که در دنیای مدرن همسایه‌ی حق حیات است از  صدها هزار کودک هم دین‌مان (که پدرانشان تا ۱۶۰ سال پیش شهروند ایران بوده‌اند) دریغ کردیم.

من از دهه شصت از سیاست تبعیض آمیزمان در مورد آموزش کودکان افغان نگران و دل آزرده بودم. نگرانی ام به حدی بود که در اوایل دهه هفتاد با هزینه شخصی نخستین مدرسه‌ی غیررسمی برای آموزش کودکان افغان را در اصفهان و با نام «دبستان لاله‌های مهاجر» تاسیس کردم. حتی آموزش‌وپرورش به ما کتاب نمی‌داد و ما مجبور بودیم از کتابهای دست دوم بچه‌های ایرانی استفاده کنیم. بارها از سوی مراجع قانونی برای بستن مدرسه ما اقدام شد و ما مجبور بودیم مکان مدرسه را به جای دیگری منتقل کنیم تا کارمان را ادامه بدهیم.

وقتی سه سال پیش جوانی افغان به اتاقم آمد و گفت من نعمت‌الله یعقوبی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان هستم که در دبستان لاله‌های مهاجر شما خواندن و نوشتن را آموختم، اشک در چشمانم جاری شد و دریافتم که جمهوری اسلامی چه فرصتی را در این سی سال از دست داده است. جمهوری اسلامی با سی سال تاخیر نهایتا در سال ۹۴  به این خطای خود پی برد و تصمیم گرفت اجازه دهد که همه کودکان مهاجران افغان (اعم از قانونی یا غیرقانونی) بتوانند در مدارس دولتی ایران ثبت نام کنند. ما برای سی‌سال، آینده چند نسل از مهاجران افغان را به گروگان گرفتیم. پدرانشان را به بیگاری بردیم و با نیروی کار آنها شهرهامان را ساختیم و سخت ترین مشاغل را در صنایع‌مان بر دوش آنها گذاشتیم، اما اجازه ندادیم کودکانشان در مدارس ما درس بخوانند. و البته به جز حوزه آموزش، ما خطاهای راهبردی دیگری نیز در مورد مهاجران افغان در حوزه‌های حقوق عمومی و فعالیت‌های اقتصادی داشته ایم که بیان آنها در این نوشتار نمی‌گنجد.

با این حال تا زمان سفرم به مرزهای شرقی ایران متوجه عمق بی‌تدبیری و ظلم‌های‌مان در برخورد با ملت افغان نشده بودم. در مناطق مرزی از زندان‌هایی بازدید کردم که در آنها مهاجران غیرقانونی افغان را در شرایطی غیر انسانی بازداشت کرده‌ بودیم. اما عجیب آن جا بود که با وجود این برخوردهای خشن، همزمان بی تدبیری ما باعث شده بود تا مرزهایمان به طرز خنده داری دستخوش بی ضابطگی و هرج و‌مرج باشند. برای مثال در حاشیه شهر زابل خانه ای را دیدم که روی خط مرزی ساخته شده بود؛ یعنی یک اتاق آن در ایران و اتاق دیگرش در افغانستان بود.

این‌ها را به عنوان مقدمه گفتم تا ذهن شما آماده شود برای نشان دادن این که چگونه از همین نوع ظلم‌ها، بی تدبیری‌ها و رفتارهایی تا این حد خطا و فاجعه بار را نیز نسبت به شهروندان ایرانی خودمان یعنی اقوام بلوچ، کُرد و عرب داشته ایم که اگر امروز آن رفتارها را متوقف و جبران نکنیم برای آینده ایران خسارتبار خواهد بود.

در همان سفر، در زاهدان به دیدار مولوی عبدالحمید رفتم. مولوی یک سینه سخن داشت و بی‌پرده بیرون می‌ریخت. نمی‌دانم چرا به منِ جوانِ شیعه‌ای که هیچ قدرت سیاسی و حکومتی نداشت و فقط داشت کار تحقیقی می‌کرد اعتماد کرد و سفره دلش را باز کرد. آن زمان هنوز گروههای تندرویی مانند جندالله در سیستان‌و‌بلوچستان شکل نگرفته بودند. مولوی نمونه‌های زیادی از بی عدالتی‌ها و تبعیض‌هایی که حکومت در مورد بلوچ‌های اهل سنت روا داشته بود را مثال زد و بعد گفت به خاطر این تبعیض‌ها جوان‌های ما دارند برای تحصیل یا کار به پاکستان می‌روند. او گفت: به مقامات تهران بگویید اگر به این شرایط پایان داده نشود تعداد بیشتری از این جوانان به پاکستان می‌روند و آنگاه فردا روز وقتی باز‌می‌گردند بسیاری از آنها با افکار القاعده و طالبان به ایران باز خواهند گشت. مولوی راست می گفت، در همان زمان که مولوی داشت این هشدارها را می داد، عبدالمالک ریگی و برخی یارانش، بی‌نام و نشان در پاکستان مشغول تحصیل در مدارس دینی آن  کشور بوند. چند سال بعد با بازگشت عبدالمالک ریگی به ایران و تشکیل گروه جندالله،‌ پیش‌بینی مولوی محقق شد.

مولوی به عنوان نمونه برایم توضیح داد که اخیرا یکی از نهادهای حکومتی در استان از طریق انتشار اطلاعیه عمومی و برگزاری آزمون، صد نفر نیروی جوان را استخدام کرده است؛ با توجه به این که اکثریت جمعیت این استان اهل سنت هستند انتظار می‌رفته است که دستکم نیمی از پذیرفته شدگان اهل سنت باشند، اما وقتی دوستان مولوی تحقیق کرده‌اند متوجه شده‌اند که هیچ جوان اهل سنتی در میان پذیرفته‌شدگان نیست. آنگاه مولوی جمله عجیبی را گفت که هنوز وقتی به خاطر می‌آورم قلبم تیر می‌کشد. مولوی گفت به مقامات تهران بگویید: اینقدر نگویید «برادران اهل تسنن»، ما چیز زیادی نمی‌خواهیم، به ما فقط «حقِ خواهری» بدهید، ما به حق خواهری هم راضی هستیم و جوانانمان را راضی خواهیم کرد.

اجازه بدهید اعتراف کنیم که ما به زبان مسلمانیم ولی در عمل شدیدا گرفتار نژادپرستی قومی و مذهبی هستیم و قانون اساسی را هم که خودمان نوشته ایم و به آن رای داده‌ایم و عهد و میثاقی است بین حکومت و شهروندان کشور، هم قبول نداریم. ما به بلوچ‌ها به کُرد‌ها به عرب‌ها، به ترکمن‌ها، به اهل تسنن و سایر شهروندانی که جزء ما «اکثریت برگزیده» نیستند «حق خواهری» هم ندادیم. ما کدام یک از حقوق ویژه‌ای که قانون اساسی به عنوان یک پیمان ملی - برای اقلیت‌‌های مذهبی، قومی و زبانی قائل شده است را به آنها داده ایم؟ اعتراف کنیم که ما بر عهد و پیمان رسمی خود که ۹۸ درصد از مردممان به آن رای داده اند نمانده ایم. آیا ما پیروان مکتب حسینی هستیم که بر پیمان خود حتی با معاویه، تا آخر باقی ماند؟

 

 سفر به ولایت تسویف: 

ده سال بعد از گفت‌وگو با مولوی، برای انجام مطالعات توسعه‌ به کرمانشاه و کردستان رفتم و مصاحبه هایی با سرآمدان سیاسی، فکری، قومی و مذهبی این استان‌ها داشتم. در جوانرود به دیدار روحانی برجسته‌ی کُرد «ماموستا بهرامی» رفتم. داستان برخورد نهادهای حکومتی ما با ماموستا بهرامی و نقض حقوق اولیه شهروندی او حتی در انجام فعالیت‌های اقتصادی، خود داستانی شنیدنی است و نشان می‌دهد که ما چگونه به صورت سیستماتیک مانع توسعه مناطق کُردنشین شده‌ایم. اما ماموستا نگران ضایع شدن حقوق خودش نبود او حرفهای مهمی زد که با آن که دیر شده است اما اگر اکنون نیز شنیده شود، شاید بتوان آب رفته را به جوی بازگرداند. بلوچستان را ولایت تبعیض گفتم و اکنون کردستان را ولایت تسویف می‌خوانم. تسویف به معنیِ «پی‌درپی کاری را به تاخیر انداختن» و «وعده‌های دروغ دادن» است. ما در مناطق کُردنشین، تسویف کرده‌ایم.

ماموستا گفت سی سال است ما پیران کُرد به جوانانمان می‌گوییم دنبال کار سیاسی و هواداری از گروههای سیاسی معارض نروید. به آنها می‌گوییم بالاخره این دموکراسی نیم بندی که در این دیار وجود دارد راه را برای مشارکت شما و رسیدن به حقوق‌تان خواهد گشود. بروید دنبال درس خواندن. بروید دنبال تحصیلات عالی تا در آینده بتوانید با حضور در موقعیت‌های کارشناسی و مدیریتی کشور، هم راه را برای توسعه مناطق کُرد نشین هموار کنید و هم حقوق شهروندان کُرد را به طرق قانونی و سیاسی استیفا کنید. ماموستا گفت: اما حالا بعد از سی سال، دهها هزار جوانِ دانش‌آموخته عالیِ کُرد چشم در چشم ما نگاه می کنند و می گویند چه شد آن وعده‌ها؟ ما رفتیم و تحصیل کردیم و متخصص شدیم و برگشتیم، اما سقف فرصت‌هایی که در این کشور برای ترقی به ما داده می‌شود، مدیریت مدرسه، یا یک پست رده میانی در ادارات معمولی است. موقعیت‌های کلیدی و سیاسی و مدیریتی سطح بالای اداری به روی جوانان تحصیل کرده‌ی کُرد بسته است.

و من (رنانی) می‌پرسم: راستی چه توجیهی دارد که هنوز پس از چهل سال تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی، به جز در دولت موقت مهندس بازرگان، هنوز هیچ کُرد اهل سنتی  نتوانسته است استاندار کردستان یا آذربایجان غربی یا سیستان‌وبلوچستان شود؟ راستی چه توجیهی دارد که کشوری با بیش از ده درصد جمعیت اهل تسنن، هنوز طی چهل سال یک وزیر اهل سنت نداشته است؟ راستی چه توجیهی دارد که علی‌رغم تصریح قانون اساسی اجازه  نمی‌دهیم در کنار زبان فارسی، زبان‌های دیگر اقوام ایرانی نیز در مناطق و استان‌های آنان تدریس شود؟ راستی چه توجیهی دارد که با وجود دهها هزار نفر اهل سنتِ ساکن تهران آنها حق داشتن یک مسجد برای خود ندارند؟ راستی چه توجیهی دارد که اهل سنت ساکن تهران در خانه‌های خود نیز نمی‌توانند دور هم جمع شوند و نماز جمعه برگزار کنند؟ راستی چه توجیهی دارد که جمهوری اسلامی در این چهل سال به بهانه اجرای برنامه‌‌های توسعه، بخش اعظم نفت و سایر منابع اقتصادی و طبیعی کشور را برداشت و مصرف کرده است و اکنون پس از نزدیک به چهل سال، سهم استان کردستان از صنعتی شدن کشور فقط ۸ واحد صنعتی بالای ۱۰۰ نفر کارکن است (درست خوانده اید: فقط هشت واحد)  و کل شاغلان صنعتی واقعی این استان تنها ۸۵۰۰ نفر می‌باشند؟ اگر شما فکر می‌کنید این وضعیت تصادفی است، من می‌گویم نه، ما آگاهانه نگذاشتیم مناطق کُرد نشین توسعه بیابند.  کردستان امروز یکی سه استان اول کشور با فقر چند بعدی است. با این حال همین کردها بالاترین مشارکت‌ها را در انتخابات‌ها دارند و در انتخابات اخیر هم به سه برابر شدن یارانه‌ها، «نه» گفتند.

و آنگاه ماموستا ادامه داد: ما دیگر پاسخی به جوانانمان نداریم. آنها در تمام این سالهای تبعیض و حذف، سکوت کردند و درس خواندند و امیدوار بودند که آرام آرام به سمت بازشدگی و دستکم اجرای قانون اساسی برویم. اما نرفتیم. جوانان تحصیلکرده‌ی ما اکنون سه راه دارند:‌

·       یا وضع موجود را بپذیریند که به منزله ادامه بیکاری و تبعیض و ضایع شدگی حقوق و خانه نشینی و بسته بودن راه ترقی و تعالی آنان است؛

·       یا به خارج مهاجرت کنند که اکنون با تحولات منطقه و مشکلات اروپا، دیگر راه برای مهاجرت آنها بسته است؛

·       یا به گروههای معارض که وعده‌های آرمانی می‌دهند بپیوندند.

ماموستا بهرامی هشدار می‌داد که اگر جمهوری اسلامی مسیر خود را اصلاح  نکند احتمال پیوستن جوانان به گزینه سوم روز به روز شدیدتر می‌شود. او می گفت: ما سی سال عرق ریختیم تا به جوانانمان حالی کردیم که راه بهروزی مردم کُرد از گلوی اسلحه نمی‌گذرد. راه بهروزی آنان تنها از طریق دانشگاه و مشارکت مدنی و انتخابات و فعالیت اقتصادی می‌گذرد. ماموستا می‌گفت: اما دیگر این روزها، جوانان، ما را باور نمی کنند و حرف ما خریدار ندارد. آنان به زبان بی زبانی می گویند:

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش            بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

راستی آیا ما تاکنون حرف مردمان کُرد و بلوچ و ترکمن و عرب و سایر اقوام کشورمان را درباره حقوق‌شان شنیده‌ایم؟ کسی تاکنون دیده است که در سیمای ملی ما میزگردی باشد که در آن نمایندگان این بخش‌ از شهروندان در آن حضور یابند و درباره استیفای حقوقشان سخن بگویند؟ آیا تاکنون برنامه ای درباره آموزش زبان مادری کُردی و ترکی و بلوچی و ... در سیما بوده است؟ آیا تاکنون اجازه داده‌ایم روشنفکر یا ماموستای اهل سنت در صداوسیمای ما درباره بی‌عدالتی‌هایی که ما در مورد آنها روا می‌داریم سخن بگویند و خطرات این شیوه رفتار را به ما گوشزد کنند؟ چرا گمان می‌کنیم اگر چند صد راننده تاکسی در تهران اعتراض کردند باید فورا یک برنامه خبری برای انعکاس نظرات آنها در سیما پخش کنیم اما اگر ده میلیون اهل سنت به روندهای خلاف قانون اساسی در مورد خودشان معترض باشند نباید سخن آنان را بشنویم؟ باور کنید ما از بس عادت کرده‌ایم فریاد بزنیم قدرت «شنیدن» خود را کاملا از دست داده‌ایم. ناتوانی از شنیدن باعث شده است که ما حتی بین خودمان هم دیگر توان گفت‌وگو نداشته باشیم. آیا ما امت پیامبری هستیم که همه‌ی وجودش گوش بود؟

 

سفر به ولایت عقل:

و اکنون ما پیروان حسینی که مظهر «وفای به عهد» بود، چهار دهه است بخش‌های مهمی از میثاق ملی‌مان یعنی قانون اساسی را زیر پانهاده یا مغفول گذاشته‌ایم و در این مدت حتی توانایی گفت‌وگو درباره اصول اختلافی آن را هم نداشته ایم، و همچنان با خطا پشت خطا به پیش رفته‌ایم تا اکنون به نقطه‌ای از تاریخ‌مان رسیده ایم که مشکلاتِ انباشته در حوزه‌های مختلف در حال تبدیل شدن به بحران‌ هستند و به زودی با سیلابی از بحران‌ها روبه‌رو خواهیم شد که اگر اکنون چاره نکنیم، زودا که خود را تسلیم سیلاب خواهیم یافت. ما فرصتْ پشت فرصتْ سوزانده‌ایم و قوام اقتصادی و اجتماعی خود را به پای اهداف جناحی ریخته‌ایم تا اکنون که مثلا با اعتصاب کارگران شرکت آذرآب، از ترس سرایت بحران، دستپاچه می‌شویم و با آنها برخورد خشن و خونین می‌کنیم یا مثلا تحول طبیعی‌ای مثل «همه پرسی استقلال» در اقلیم کردستان نگرانمان می‌کند و خط‌ و نشان می‌کشیم.

اکنون که حکومت اقلیم کردستان عراق با برگزاری همه پرسی استقلال، دست به کار بر هم زدن ساختار ژئوپولتیک منطقه شده است، حتی اگر اقلیم کردستان در عمل از عراق جدا نشود هم، عملا تغییر ساختار جغرافیای سیاسی کنونی منطقه آغاز شده است. کُردها یکی از اقوام اصیل ایرانی‌ هستند که عاشق ایرانند. اما حجم تبعیض ما در این سالها، و هنوز هم، چنان بالاست که ممکن است نقطه ای فرا برسد که نفرت تولید شده از این تبعیض بر عشق ایرانی آن غلبه کند.

اکنون نوبت آن است که ما به ولایت عقل سفر کنیم و نخستین منزل این سفر، پذیرش یک «پارادایم  شیفت» در حوزه سیاست داخلی کشور و بویژه در حوزه نگرشمان به اقوام ایرانی است. «پارادایم شیفت» به معنی «تغییر نگرش» یا «نو نگری» است.

یک سیستم اجتماعی و سیاسی وقتی از عملکرد طبیعی و مطلوب خود دور می شود، بازگشت آن به مسیر مطلوب یعنی مراحل بازپروری یک سیستم شامل این‌هاست: «بهبود»، «اصلاح»، «تحول»، «پارادایم شیفت» (نو نگری) و «انقلاب». یعنی یک نظام سیاسی اول باید دنبال «بهبود» خود  باشد، اگر نشد باید برود سراغ «اصلاح»، اگر نشد ناچار است دست به «تحول» بزند، اگر در ایجاد تحول هم شکست خورد به زودی نقطه ای می رسد که جز با «پارادایم شیفت» نمی‌توان سیستم را نجات داد و اگر سیستم ناتوان از ایجاد پارادایم شیفت باشد، لاجرم در فرایند عمر خویش به نقطه «انقلاب»‌ خواهد رسید. و انقلاب می‌تواند از نوع  انقلاب‌های انتقالی باشد (مثل انقلاب اسلامی ایران) یا از نوع انقلاب‌های انهدامی (مثل انقلاب‌های سوریه و لیبی).

در بهبود و اصلاح، نه هدف تغییر می‌کند نه ساختارها. در بهبود فقط عملکردها بهتر می‌شود و در اصلاح، فرایندها بازبینی می‌شود. در تحول، ساختارها هم تغییر می‌کند. اما در پارادایم شیفت، اول باید «نگرش» ما عوض شود و به دنبال آن، هم اهداف و هم ساختارها را بازنگری کنیم.

عصر هاشمی در ایران، دوران «بهبود» بود که به علل مختلف ناتمام ماند و لاجرم باید به دوره اصلاح گذر می‌‌کردیم. در عصر خاتمی وارد دوران «اصلاح» شدیم، که ناشی‌گری بازیگران سیاسی و قدرت طلبی اصحاب قدرت، آن را به  شکست کشاند. ازانتخابات ۱۳۸۴ کشور وارد دوران «تحول» شد. فرقی نمی‌کند در ۸۴ احمدی نژاد برای تحول آمد (اما تحول از منظر خودش) و بعد هم در ۸۸ موسوی و کروبی برای تحول آمدند (آن هم تحول از منظر خودشان). همه‌ی آنها درست تشخیص داده بودند، اصلاحات بی‌نتیجه مانده بود و نظام نیاز به تحول داشت، اما احمدی‌نژاد تحول را در بازگشت به ساختارها و سازوکارهای سه دهه قبل می‌دید و موسوی و کروبی تحول را در لزوم پالایش نظام و احیای همه اصول قانون اساسی می‌دیدند.

 اما پروژه تحول‌خواهی هر سه‌ی آنها به شکست انجامید. مهم نیست عامل شکست چه بوده است، مهم این است که در این ساختار سیاسی، ایجاد تحول، امکان‌پذیر نشد. اکنون که نظام، تمام فرصت‌های بهبود و اصلاح و تحول را به شکست کشانده است هیچ راهی ندارد جز آن که «پارادایم شیفت» را بپذیرد و گرنه نهایتا به نقطه «انقلاب» (انتقالی یا انهدامی) رانده خواهد شد.

آیا جمهوری اسلامی هیچ‌گاه به پارادایم شیفت تن داده است؟ آری. مثلا پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ در پایان جنگ، یک پارادایم شیفت بود. پذیرش برجام نیز می‌توانست به یک پارادایم شیفت بینجامد که البته تذبذب‌ها و رقابت‌های مخرب داخلی نگذاشت به سرانجام برسد. اما هر دوی این‌ها در حوزه سیاست خارجی بودند. اکنون ما در حوزه سیاست داخلی نیازمند یک پارادایم شیفت هستیم.

دولت روحانی، دولت شرایط استثنایی است، دولت گذار است، دولت پارادایم شیفت نیست. البته دولت روحانی، با به نتیجه رساندن برجام، در حوزه سیاست خارجی ما را به سمت یک پارادایم شیفت ناقص برد اما فشارهای رقبا نگذاشت که آن را به سرانجام برساند. اما دولت روحانی در حوزه سیاست داخلی حتی در مدیریت اقتصاد هم که مهم ترین ماموریت آن دولت است، برای خودش ماموریت پارادایم شیفت تعریف نکرده است. دولت روحانی در حوزه اقتصاد به تلاش برای «بهبود»‌ بسنده کرد.

و البته من معتقدم در شرایط کنونی اصولا با تغییر دولت‌ها، پارادایم شیفت ممکن نیست و این نظام سیاسی است که باید برای پارادایم شیفت تصمیم بگیرد. به گمان من ماموریت دولت روحانی از هم اکنون پایان یافته است. در حوزه سیاست خارجی، فرایند تحقق یک پارادایم شیفت متوقف شده است و در حوزه اقتصاد هم ماموریت دولت روحانی برای «بهبود»‌، با کنترل تورم به خوبی انجام شده است. برای «خروج حقیقی از رکود» (که در اقتصاد ما معیارش «مثبت شدن نرخ رشد تولید ناخالص داخلی» نیست بلکه معیارش کاهش ذخیره بیکاران است)، دولت روحانی هیچ کار دیگری نمی‌تواند بکند. درواقع اکنون می‌خواهم یک ادعای بزرگ را به زبان بیاورم و آن این که: در اسفند ۱۳۹۱ گفتم اقتصاد ما در «افق رویداد» است و دارد به سمت تکینگی می رود (این جا را ببینید). اکنون می گویم اقتصاد ما اکنون در میانه‌ی تَکینگی (بخوانید تَکینه‌گی) است و بدون تحقق یک پارادایم شیفت در کل نظام سیاسی، نه تنها امکان خروج این اقتصاد از رکود وجود ندارد، بلکه باید به زودی منتظر یک بحران بزرگ، نظیر یک جهش ارزی و سپس یک انفجار تورمی هم باشیم؛ و اگر از اکنون شروع نکنیم ممکن است با یک انفجار تورمی، شرایط اقتصادی و به دنبال آن شرایط اجتماعی، کنترل‌پذیری خود را از دست بدهند.

جمهوری اسلامی در تمامی سالهای پس از جنگ تحمیلی، هنوز در حوزه داخلی هیچ پارادایم شیفتی را نپذیرفته است و من در نوشته‌های دیگرم توضیح داده‌ام که این ناشی از «پیری زودرس» نظام سیاسی است که خودش محصول آن است که سیستم از اوایل دهه هشتاد وارد «تله بنیانگذار» شد (این‌جا را ببینید). اما اکنون زمان آن است که پارادایم شیفت را بپذیرد. در غیر این صورت بعد از شکست در «پارادایم شیفت» باید منتظر ورود به مرحله بعدی (یکی از انواع انقلابهای انتقالی یا انهدامی) باشد. بنابراین جمهوری اسلامی برای تقویت پایه‌های امنیت ملی خود چاره ای ندارد که در حوزه سیاست داخلی دست به یک «پارادایم شیفت» بزند. این پارادایم شیفت دارای سه بُعد خواهد بود که می‌تواند امنیت ملی ما تقویت و پایدار سازد.

جمهوری اسلامی در طول این چهار دهه به تدریج سه بخش بزرگ از شهروندانش را از مشارکت جدی و موثر در فرایند توسعه کشور حذف کرده است و با این حذف‌ها، مجموعه انرژی ملی ما به جای انباشت و تمرکز بر روی فرایندهای توسعه آفرین، به شکلی پاره‌پاره درآمده و در جهت کنترل و تخریب‌ یکدیگر به کار گرفته شده است.

 بخش اول، میلیون‌ها نفر از ایرانیانی هستند که به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. اینان عموما از نخبگان و دانش‌آموختگان عالی کشور بوده‌اند. یعنی هم اینک نه تنها چندین میلیون تحصیل‌کرده متخصص در خارج از کشور داریم بلکه سرمایه‌های آنها نیز چند هزار میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. با حذف این جمعیت عظیم از فرایند توسعه کشور، عملا فرصت‌های فراوانی را از کف می‌دهیم. ورود ده درصد سرمایه‌های ایرانیان خارج، به داخل کشور، عملا می‌تواند چنان موج اقتصادی ایجاد کند که اقتصاد ما را از زمین‌گیری خارج سازد. حتی اگر همه‌ی ایرانیان خارج بتوانند سالی یک‌بار به کشور سفر کنند معادل پنجاه درصد درآمد نفت، برای کشور ارز آوری خواهد داشت. هواپیمای انقلاب چهار دهه است از باند پرواز بلند شده است اما خلبان هنوز اعلام نکرده است که کمربندها را باز کنید. وقت آن است که با اعلام «عفو عمومی»‌ اجازه دهیم همه ایرانیانی که در داخل جرمی مرتکب نشده‌اند و شاکی خصوصی ندارند بتوانند بدون نگرانی از برخوردهای امنیتی، به ایران تردد کنند. به گمان من، در شرایط کنونی که ظرفیت تقاضا و منابع مالی در اقتصاد داخلی به شدت محدود شده است، تنها راه موثر و فوری برای احیای اقتصاد زمین گیر شده کنونی ــ که نفس‌هایش به شماره افتاده و اکنون وارد فاز «آذر آبی شدن» شده است و به زودی وارد فاز «ونزوئلایی شدن» خواهد شد ــ گشودن راه و آغوش برای ورود و مشارکت ایرانیان خارج از کشور در بازسازی اقتصاد کشور است.

بخش دوم از جمعیت به حاشیه رانده شده یا حذف شده کشور، میلیون‌ها نفر از ایرانیانی هستند که به جرم اعتراض به نتایج یک انتخابات، گاه و بیگاه به آنها اتهام فتنه می‌زنیم و فرصت‌های مختلف را از آنها دریغ می‌کنیم و امکان حضور آنها را در عرصه‌های مختلف سلب می‌‌کنیم و حجم زیادی از انرژی کشور را صرف مبارزه و حذف و کنترل آنها می‌کنیم. غافل از آن که این کشتی بدون پارو زدن همه‌ی ساکنان آن به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. ما به خطا مناقشه ۸۸ را به یک گسل عظیم اجتماعی و سیاسی تبدیل کرده ایم که هر از گاهی فعال می‌شود و زلزله‌ای در فضای اجتماعی و سیاسی ایران برپا‌ می‌کند. ما (دو طرف ماجرا) چاره‌ای نداریم که با اعلام «آشتی ملی» و حل‌وفصل مناقشه ۸۸، و عبور از مرحله مقصریابی (صرف نظر از این که چه کسی مقصر بوده است)، به سطح تازه‌ای از تعامل ملی دست یابیم و برای بیرون کشیدن کشتی به گل نشسته اقتصاد، عزمی ملی ایجاد کنیم. به گمان من اعلام «آشتی ملی» در دسترس‌ترین نقطه برای آغاز یک «پارادایم شیفت» عمومی در کشور خواهد بود. توانایی جمهوری اسلامی در حفظ پایداری و پویایی خود برای آینده، در همین آزمون گذار از مناقشه ۸۸ روشن خواهد شد. و البته برای این گذار، فرصت چندانی نداریم. یک حادثه کوچک، مثل مرگ یکی از رهبران جنبش سبز، می‌تواند حتی فرصت پارادایم شیفت را نیز از ما بگیرد.

و سرانجام بخش سوم جمعیت حذف شده و نادیده گرفته شده کشور، میلیونها نفر از ایرانیانی هستند که فارس و شیعه نیستند. عقب ماندگی توسعه‌ی منطقه‌ای در استانهایی که جمعیت اصلی آنها فارس و شیعه نیستند، حکایت از اعمال یک رویه بلندمدت و پایدار از تبعیض یا دستکم غفلت نسبت به این مناطق دارد. مردم این مناطق کاملا دل شکسته‌ و ناامیدند. بازسازی امید و جلب مشارکت جدی‌ آنها در فرایند توسعه، گام سومی است که تا بر داشته نشود، همواره باید به این مناطق به دید امنیتی بنگریم و بخش بزرگی از انرژی ملی خود را صرف کنترل این مناطق کنیم. و همین کنترل باعث می شود که فضا امنیتی بماند و بنابراین سرمایه‌ها به این استانها جلب نشود و باز این مناطق در چرخه عقب‌ماندگی بیشتر فرو روند و عدم رضایتشان بیشتر شود و باز ما احساس خطر کنیم و اوضاع را امنیتی‌تر کنیم. این چرخه شوم که سی سال است ادامه یافته، جایی باید شکسته شود و دیرتر از این نیز خطا خواهد بود. من البته در این نوشتار، به علت همزمانی آن با اعلام نتایج همه پرسی استقلال اقلیم کردستان، تمرکز سخنم بر کُردهاست، اما به واقع شهروندان همه اقوام و مذاهب ایران را مد نظر دارم.

کُردها عاشق ایرانند. کُردها در واقع ایرانیانی هستند که از زمان حمله یونانیان به ایران، مرزداران مرزهای غربی ایران بوده‌اند. آنان نه تنها در ۲۴۰۰ سال پیش در سپاه اردشیر دوم هخامنشی، در مقابل یونانیان ایستاده و ارتش ده هزار نفری یونان را به شکست کشانده اند، بلکه در چهارصد سال اخیر نیز همواره مرزهای غربی ایران را حراست کرده اند. گمان نکنیم مرزهای غربی ایران را دولت‌‌های مرکزی حفاظت کرده اند. آنان اگر هم چنین کرده اند با حضور و مشارکت و حمایت کُردها چنین کرده اند. کُردهای ایران هیچگاه تجزیه طلب نبوده اند اما همواره «حق طلب» بوده اند و البته گاه این حق طلبی را با زور و خشونتی که از طبیعت خشن آن اقلیم آموخته اند، همراه کرده اند.

اما اکنون کردها چهل سال است که نشان داده اند در برابر سیاست‌های تبعیض آمیز و گاه کودکانه‌ی ما مرکز نشینان، صبری استراتژیک دارند. ما باید این صبر استراتژیک را ارج بگذاریم. اما فراموش نکنیم که ما اکنون با نسل جوان تحصیل کرده کُرد روبه‌رو هستیم. بدون یک «پارادایم شیفت» در سیاست‌های مان نسبت به اقوام و به طور خاص نسبت به کُردها، البته نباید انتظار داشته باشیم که امواج جوانان تحصیلکرده اما بیکار مناطق کرد نشین، نسبت به نگرانی های ما همدلی نشان دهند. (دو نمونه از نگاه جوان تحصیل‌کرده کُرد را در نامه‌هایی که در پیوست این نوشتار آورده‌ام حتما بخوانید).

استقلال کردستان عراق به خودی‌خود هیچ تهدیدی برای ما نیست، به شرط آن که ما نه حق برادری، دستکم حق خواهری برای هموطنان کُردمان قائل باشیم.  اگر اقلیم کردستان به یک کشور کاملا مستقل هم تبدیل شود، اکثریت قاطع کُردهای ایرانی تمایلی به تجزیه طلبی نخواهند داشت این را من پس از سالها تردد مدوام به کردستان و کرمانشاه و همنشینی با بزرگان و روشنفکران آنان دریافته ام اما تنها یک شرط دارد و آن این که ما به حسین «ع» اقتدا کنیم و بر پیمان‌های‌مان وفادار بمانیم. این خواسته به‌حقی است که دستکم همان حقوقی که  قانون اساسی پر تبعیض ما برای اقوام مصرح کرده است را برای آنان قائل باشیم. اجازه بدهیم در کنار زبان فارسی، زبان مادری شان را نیز بخوانند، مدیریت های شهری و استانی خودشان را خودشان بر عهده بگیرند، اجازه بدهیم نهادهای مدنی تاسیس کنند و درمسائل منطقه‌ای خودشان مشارکت کنند، اجازه بدهیم مساجد تازه برای خودشان بسازند، اجازه بدهیم موسیقی و ادبیات و رقص محلی و لباس بومی و جشن‌های سنتی خودشان را داشته باشند و در یک کلام: ‌اجازه بدهیم کُرد باشند، بلوچ باشند، ترکمن باشند، عرب باشد ولی ایرانی باشند.

من شک ندارم که اگر ما دست به پارادایم شیفت بزنیم و حقوق قانونی آنها را رعایت کنیم، همین جوانان کُرد ایرانی حافظ منافع و حاکمیت ملی ما حتی در برابر اقلیم کردستان خواهند بود و اگر چنین نکنیم آنگاه نه تنها کُردها بلکه بخش بزرگی از یازده میلیون حاشین نشین شهرهای بزرگ، نزدیک به ده میلیون بیکار آشکار و پنهان، حدود ۵ میلیون ایرانی خارج از کشور، و میلیون‌ها ایرانی حامی جنبش سبز، امواج کارگران اخراجی و صدها هزار نفر سپرده گذار بانک‌های ورشکسته، همگی تهدیدی برای امنیت ملی خواهند بود. مگر لیبی یا مصر یا سوریه در کنار خودشان اقلیم مستقل کردستان داشتند؟ آنها از درون دچار انهدام شدند.

بنابراین جمهوری اسلامی باید دست به یک پادرایم شیفت بزرگ در داخل بزند و در سه حوزه جمعیتی یاد شده، نگرش و سیاست خود را تغییر اساسی بدهد و نشان دهد که واقعا همه ایرانیان را شهروند درجه یک ایران می‌داند و خواهان مشارکت آنها در فرایند توسعه کشور است. شک نکنیم که بدون مشارکت همه  بخش‌های ملت ایران،‌ عبور از بحران‌های در پیش رو ممکن نخواهد بود. اما دقت کنیم که این پاردایم شیفت نباید به عنوان تاکتیکی برای بقا تلقی شود وگرنه سرنوشت برجام را خواهد یافت. ما باید خطاهای گذشته را بپذیریم و از صمیم قلب تصمیم بگیریم که تغییر کنیم و حقوق همه‌ی شهروندانمان را مطابق قانون اساسی محترم بشماریم. اگر بهبود یا اصلاح یا تحول، بدون صداقت ممکن باشد، پاردایم شیفت، بدون آن ممکن نیست. ما برای بقا راهی نداریم جز آنکه با خود صادق باشیم که صدق یکی از بهترین راههای نجات است (النجات فی الصدق). و البته صدق حقیقی کاری بس دشوار است. به قول جنید: «صدق آن است که راست گویی در آن کار که راست می‌نشود جز به دروغ».

محسن رنانی                      

۹ مهرماه ۱۳۹۶ / عصر عاشورای ۱۴۳۹

پیوست یک:

چندی است با دانشجویانم نشست‌هایی برای گفت‌وگو درباره توسعه دارم. در یکی از این نشست‌ها پرسشمان این بود که برای توسعه کشور باید از عمل شروع کرد یا از اندیشه؟ برویم دنبال کمک عملی به حل مشکلات در حوزه‌هایی مثل آب و آموزش و محیط زیست و کودکان کار و .....، یا این که پیش از هر چیز، درباره توسعه و راههای دستیابی به آن بیندیشیم. نریمان، دانشجوی کرد اهل پاوه، موافق کار فکری روی نظریات توسعه بود. گفتم چرا؟ پاسخش را برایم نوشت:

* * *

سلام آقای دکتر

مدتها بود می خواستم یه نکاتی را بهتون بگم. حالا دیروز که تو جلسه گفتید نظرمون را بنویسیم در مورد مساله مشارکت در توسعه، منم نکاتمو میگم.

من توی منطقه ای به دنیا اومده و بزرگ شده ام که از چندین طرف مختلف درگیر جنگ بوده است. باورش سخت است که در جایی که به دنیا آمده ام، همزمان 4 جبهه مختلف با هم درگیر بوده اند. خیلی خوب یادمه که نصف زمان را در زیرزمین که چه عرض کنم، در غارها می گذراندیم. هر روز بمباران و جنگ و درگیری بود. هر روز باید خون می دیدیم و جنازه و مرگ.

بچه که بودم سرگرمی و بازی من و دوستانم جمع کردن پوکه های گلوله در پشت بام ها بود، پوکه هایی که از شب قبلش به جا مانده بود. وقتی بچه بودم، بارها دیده بودم که برادری، برادر دیگرش را می کشت فقط به این دلیل که در جبهه دیگری است، فقط به این دلیل که این چپ است و اون راست... ذهن منِ کودک این چنین شکل گرفت. من در این فضا بزرگ شدم، یک فضای خونین، یک فضای جنگی، یک فضایی که از هر طرف آن خون می بارید و مرگ بر سرمان آوار می شد.

جنگ تموم شده بود و چندی بعد به مدرسه رفتم. هنوز روز اول مدرسه را یادم نرفته که معلم میگفت این گربه است و ما می گفتیم نه «پشیله»(اسم کردی گربه) است. ماه ها طول کشید تا یاد گرفتیم که اسم حیوانات و .... را فارسی بگیم. این هم خودش یک جنگ بود. هر روز که به مدرسه می رفتم باید چیزهایی را می خواندم که توی ذهن من چیزهای دیگری بود. ذهنم واقعا آشفته بود، سرگردان بودم و هراسان. وقتی معلم می گفت درس را بخوانم استرس تمام وجودم را می گرفت. بیشتر از آن که به معنای واژه ها و درس توجه کنم، به این توجه می کردم که واژه ها را درست بخوانم که بقیه نخندند که معلم مسخره م نکنه، که خوب یاد بگیرم.

منی که 7 ساله بودم و از یک فضای دهشتناک جنگ رهایی پیدا کرده بودم، وارد یک فضای دهشتناک ذهنی دیگر شده بودم. وجود عینیم در جنگ به ویرانی کشیده شده بود و وجود ذهنیم هم در مدرسه ویران شد. وقتی به دانشگاه رسیدم دیگه چیزی از من باقی نمانده بود. با یک تن نحیف و ذهنی سرگردان وارد دانشگاه شدم. به این امید که تغییر پیدا می کنم. به این امید که خودم را تغییر می دهم. همون ترم اول، مسخره کردن لهجه ما توسط به اصطلاح فارس های تهرانی شروع شد؛ همون ترم اول، جدا شدنِ ما از آن ها شروع شد، همون ترم اول مشخص شد که آن ها، ما نیستند و ما هم آن ها نیستیم. این فاصله را دانشگاه شکل داده بود، مدرسه ما را چنین بار آورده بود. همون ترم اول فهمیدم که وقتی کرد هستی و سنی، باید هر لحظه منتظر ویرانی باشی. آخر ترم که شد و نمرات اعلام شد، به این مسئله ایمان آوردم. اسم من کردی نبود و از درس معارف اسلامی، 20 شدم. نمرات را اون موقع روی دیوار دانشکده میزدن. وقتی نمرات را نگاه می کردم شوکه شدم. علی: 20؛ محمد: 20؛ محسن: 19 و نیم؛ نریمان: 20؛ آسو: 10؛ هیوا: 10؛ ژینو: 10؛ هانا: 10؛ سعید: 20!!!

خیلی خوب دیگر ایمان آوردم که قرار نیست در دانشگاه هم اتفاقی بیفتد.  اینقدر فاصله ها زیاد شده بود و نابرابری بیداد می کرد که به سمت مارکسیسم رفتم. شاید باورش سخت باشد که یک دانشجوی ترم دو کارشناسی، کاپیتال مارکس بخواند، دیالکتیک هگل بخواند، نقد اقتصاد سیاسی مارکس بخواند و... اما من میخواندم، چون بهش نیاز داشتم. چون برام هضم نابرابری سخت بود. می خواستم بفهمم چرا اینقدر نابرابری وجود دارد. کم کم به این نتیجه رسیدم که باید خودم برای تغییر دست به کار شوم. وارد ارشد شدم و جامعه شناسی خواندم.

روز اول که وارد کلاس نظریه جامعه شناسی شدم، استاد اولین چیزی که پرسید، محل تولدمون بود، اینکه کجایی هستیم! و وقتی فهمید که من کُردم، گفت چرا کُردها همشون جامعه شناسی میخونن. این یک توطئه س که می خوان با فرستادن کردها به رشته هایی چون جامعه شناسی، حقوق و علوم سیاسی و... کردستان را تجزیه کنند!!! من چندین هفته و ماه تو شوک بودم. ایمان آوردم که اینجا هم خبری نیست. اینجا هم تبعیض بیداد میکند. ارشد را تموم کردم و برای جلسه دفاع آماده شدم. توی جلسه دفاع با اینکه پایان نامه م مطالعه انتقادی بخشی از ناسیونالیسم کردی بود و از طرف برخی از کردها و جریانات کردی متهم به دفاع از جمهوری اسلامی شدم، به من حمله ور شدند. از سوی استادهایی که خودشان را طرفدار حقوق قومیت ها می دانستند. من توی جلسه دفاع متهم به حمایت از احزاب مسلح ضد نظام شدم. پایان نامه من پر از خطوط قرمز داورها روی متن بود. قشنگ از این خطوط قرمز می توانستم عصبانیت داوران را بخوانم.

وارد دکترا شدم اما هنوز تبعیض بیداد می کرد. همون سال اول، یه شب بهم خبر دادن که مادرم سکته مغزی کرده است. هیچ امکانات پزشکی توی شهرمون نبود. فشارش پایین آمده بود و امکان انتقال به بیمارسنان مرکز استان وجود نداشت. بعد دو سه روز مادرم فوت کرد. چون هیچ امکاناتی توی بیمارستان نبود! این تنها نمونه کوچک وضعیت توسعه نیافتگی بود. هزاران و هزاران نمونه اینجوری وجود دارد.

این داستان طولانی خودم را گفتم تا به این نتیجه برسم که من به شخصه توسعه نیافتگی را با رگ و پوست و خونم و تمام وجودم درک کردم. شاید بسیار بسیار بیشتر از شمایی که در شهرهای مرکز و با امکانات بیشتری زندگی می کنید، بسیار بیشتر از یک فرد فارس زبان و شیعه؛ بسیار بیشتر از کسی که تعلق به طبقه بالا و متوسط دارد. به خاطر همین وقتی گفتید بیام در زمینه توسعه کار کنیم، قبول کردم. چون می دانستم باید از یه جایی شروع کرد و چون چند متن شما را خوانده بودم، می دانستم که دغدغه دارید و نژادی، قومی، مذهبی، سیاسی و ایدئولوژیک به قضیه نگاه نمی کنید. من وقتی وارد بحث توسعه شدم، و قبلش هم، ایمان داشتم که باید از تغییر ذهنیت ها شروع کنیم، از تغییر فرهنگ. تا ذهن ما تغییر نکند، توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد.

وقتی هنوز دانشجوی دکترایی که روی توسعه کار می کند با دیدن منِ کُرد می گوید ببینید اسلحه دستش نیست؛ وقتی می گوید وای چقدر خشن حرف میزنن کردها؛ وقتی می گوید این کردها همش چرت و پرت میگن؛ وقتی می گوید ما چرا با اینها دهن به دهن می شویم؛ وقتی می گوید داعشی که نیستی یه وقت، نمی توان به توسعه دست یافت. باید اول ذهن ها را تغییر بدیم و قبل از هر چیز ذهن خودمان را. ذهن کسانی که در مورد توسعه کار می کنند، نباید این قدر کلیشه ای باشد. آقای دکتر عزیز، من بارها این کلیشه ها را در همین جمع دوستانی که دارند روی توسعه کار فکری می‌کنند شنیده ام! تا اینها تغییر نکند، توسعه ای رخ نخواهد داد.

ببینید آقای دکتر وقتی من وارد گروه مطالعات توسعه شدم، و از همون جلسات اول، به این نتیجه رسیدم که قرار نیست ما بیاییم و در زمینه توسعه سیاستگذاری کنیم. چون نه هدف ما سیاستگذاری است و نه اصلا این قدرت را داریم. من اون روزها فکر می کردم ما می توانیم یک بینش نظری قوی را حداقل در سطح آکادمیک در زمینه توسعه ایران تقویت کنیم و با شناختی که از شما در ساده کردن و قابل فهم کردن مفاهیم نظری پیچیده سراغ داشتم، مطمئن بودم که این نظریه یا بینش نظری را می توانید تبدیل به یک گفتمان عمومی در جامعه ایران کنید و تاثیر کار ما از این طریق در جامعه نمایان خواهد شد.

الان هم همین فکر را دارم. با تبدیل توسعه به یک گفتمان، حداقل ذهنیت ما تغییر پیدا می کند، حداقل کلیشه ای به مسائل نگاه نمی کنیم، حداقل می فهمیم توسعه چیست. آقای دکتر خیلی رک میگم. اگر به این نتیجه دست پیدا کنیم، از هزاران طرح توسعه عملیاتی و سیاستگذاری بهتر است. طرح های اقتصادی و پروژه های توسعه ای به چه درد من می خورد وقتی هنوز یک شهروند درجه دوم و سوم نه از دید دولت فقط، بلکه از دید مردم هم هستم. طرح های اقتصادی و توسعه ای به چه درد من می خورد وقتی بانیان همان طرح ها من را متهم به جدایی طلب و تروریست می کنند. توسعه عملیاتی به چه درد من می خورد وقتی کسی که با هم کار پژوهشی می کنیم فکر می کند من باید اسلحه همرام باشه. آقای دکتر توسعه عملیاتی و اجرایی و سیاستگذاری را بی خیال شوید، فکری به حال ذهنیت ها بکنیم. بیایید ذهنیتمان را توسعه بدهیم. باور کنید بعد از آن توسعه هم پیدا خواهیم کرد...

 

پیوست دو:

وقتی در آذر ۱۳۹۵ مقاله «قتل زبان مادری و تخریب توسعه در ایران» را منتشر کردم (در این‌جا بخوانید) عبدالصمد،‌ دانشجوی کُرد اهل سردشت، برای من نامه‌ای نوشت، آن را بخوانید تا ببینید آسیب‌های ناشی از خطاهای سیاستگذاری ما از کی شروع می‌شود. تا ببینید ما از کی و چگونه جوانه‌های عشق به ایران را دل کودکان اقوام غیرفارسی زبان می‌خشکانیم:

* * *

یارا  سخن از دل می گویی

سلام بر استاد عزیز و گرانقدرم

در این چند سال که نوشته هایت را دنبال کرده ام هیچ یک به اندازه این نوشته برایم اعجاز انگیزتر نبود. انگار که تک تک خاطرات کودکی من و دوستانم را برگ برگ ورق زده ای و تحریر کرده ای.

یارا سخن از دل می گویی و از رنجی که می بریم و برده ایم. شبی که گذشت متن دلنشین و گریه آور شما را چندین بار خواندم و به یاد گذشته خودم و دوستانم گریستم.  برای همه آن چیزهایی که می توانستم داشته باشم و نداشتم؛ من هم دوست داشتم احساسات کودکانه ام را در مدرسه با زبان شیرین کُردی فریاد بزنم، سرودی بخوانم که مادرم هم بفهمد و با من زمزمه کند؛ من هم دوست داشتم نوشتن اسم اعضای خانواده ام با زبان مادری اولین چیزی باشد که یاد می گیرم، ولی افسوس که نشد. امشب برای لحظه ای انگار بر سر همان میز و نیمکت کلاس اول ابتدایی در روستایی محروم در اتاقکی کوچک در مرزی ترین شهر کشور و اولین شهر شیمیایی شده جهان قرار گرفتم. به همان دورانی رفتم که فکر می کردم دنیا فقط همین روستای کوچک ماست.

به یاد روزی افتادم که مجبور شدم به جای واژه شیرین «دایه گیان» از کلمه «مادر» استفاده کنم و به جای واژگان دیگر نیز اینچنین و کم کم آهنگ شیرین واژه های کُردی را فراموش کردم. آری در همان روز اول دیگر خبری از عواطف و احساسات نبود، انگار همه احساساتم یکجا و در یک لحظه از من گرفته شد. حس کردم هر چه از پدر و مادر و اطرافیانم آموخته ام غلط بود. حس کردم که ما ناتوانیم و ضعیف و بی قدرت و از امروز باید یک زبان پرقدرت را یاد گیریم. آه که سخت بود استاد سخت. راستی استاد می دانی در همان کلاس اول ابتدایی من آنچنان از مدرسه گریزان شده بودم که خواهرم مرا در خواب و با پتو به مدرسه می برد؟ و خیلی اوقات وقتی بیدار می شدم در وسط کلاس درس بودم، چاره ای نبود، اجبار بود و بس.

سالها گذشت و گذشت و من هر روز بیشتر از خود بیگانه تر می شدم که نمی توانم به صورتی صحیح به زبان مادری ام تکلّم کنم، بنویسم و بخوانم. امشب که فکر می کنم با تمام وجود احساس می کنم که در آن روزهای اول مدرسه چرا از مدرسه گریزان بودم، چرا به هر بهانه ای از مدرسه فرار می کردم، چرا در پنجم ابتدایی با بهانه ای ساده ۳ ماه ترک تحصیل کردم و پس از آن به اجبار و زور و کتک به مدرسه برگشتم.

آری من یکی از همان بچه هایی هستم که به قول شما مجبور شدم از سال اول دبستان زبان فارسی بیاموزم و به زبان فارسی آموزش ببینم و در یک سرگشتگی عجیب فرو روم که این سرگشتگی امروز هم مرا می آزارد. آری من نیز با تحمیل آموزش زبان فارسی با یک توقف چند ساله در حساس‌ترین سالهای عمرم روبه رو شدم. من در مدرسه توانایی بروز احساسات و عواطفم را نداشتم، اگرچه شلوغ بودم و سرزنده و به قول بعضی ها درس خوان، ولی هیچگاه نتوانستم درونم را فریاد زنم، چون فریاد درون باید با زبان مادری باشد و من اجازه آنرا نداشتم.

 کلاس املاء و انشاء سخت ترین کلاسهایی بوده است که تا امروز که دانشجوی دکتری هستم در کل دوران تحصیلم تجربه کرده ام و تنها چیزی که از آن به یاد دارم سختی نوشتن اسمهای حیوانات و پرندگانی چون گربه و سگ و گنجشک و .. بود. چون من به آنها عشق می ورزیدم و احساس می کردم نوشتن اسم آنها به غیر از اسمی که مادرم به من آموخته بود باعث کاهش رابطه فی مابین می شود. به راستی سخت بود که در املاء بجای واژه شیرین “پشیله” از “گربه” استفاده کنم، امشب به یاد تمام آن لحظاتی افتادم که می خواستم تصویر موجود در کتاب درسی را به زبان کُردی فریاد بزنم ولی ممکن نبود و نبود. دریغ از نوشتن یک انشاء به زبان مادری، دریغ از توصیف مادر و بهار و پاییز به زبان شیرین مادری.

آری استاد زبان مادری، تنها زبان سخن گفتن نیست، زبان عاطفه، زبان احساس و زبان زندگی فرد است، زبان درونی انسان‌هاست، زبان عشق و ابراز عشق است که من نیز از آن محروم بودم. استاد؛ اگرچه امشب مرا گریاندی و خاطرات تلخ گذشته را برایم زنده کردی ولی خوشحالم که امروز می بینم شما نیز با ما هم کلام شده اید، می دانم با تمام وجود حس کرده اید که ما چه می کشیم و چه کشیده ایم. امیدوارم شرایطی پیش آید که هیچ کودکی آنچه را که من تجربه کردم، تجربه نکند و قادر باشد به زبان شیرین مادری اش بیاموزد، بخواند، بنویسد و یاد بگیرد.

پایان سخنم همان جمله انتهایی نوشته دلنشین شماست:

ایران سرزمین رنگین کمانی از فرهنگ‌ها، اقوام، زبان‌ها و مذاهب است. پس، زنده باد رنگ‌ها، زنده باد رنگین کمان ایرانی ما.

عبدالصمد رحمانی/ سردشت/ 30 آذرماه ۱۳۹۵

 

 پیوندهای مرتبط:

یورو نیوز

 

نظرات  

0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین (ع))علیرضا 1396-07-29 19:57
افسوس و صد افسوس که این فریادها 40 سال در گلو مانده و گند کاله دهانها آزادند به عربده کشی و فحاشی و بی ادبی.
نقل قول
-5 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین (ع))سهيل 1396-07-28 01:52
سلام،من نميدونم چرا اين ليبراهاى امريكاپرست اينقدر زبونش درازه،از مسلمانى و نهضت عاشورا و راه ورسم مسلمانى صحبت ميكن ولى كاراشون همه بوى بد نفاق رو ميده!!راه حل شما ها براى مشگلات كرد ها جداشدنه؟لابد بعد هم بايد بگذاريم ترك ها جداشن،بعد هم بلوچ و تركمن ها!!!مشگلات اقتصادى هست اگه براى نظرات و پيشنهاد هاى اشتباه شما استاد هاى اقتصاده.شما هاييد كه با بيكفايتيه و بيسواديه خودتون توحل مشگلات كشورمونديد همش تقصير هارو مثل بچه ها گردن بقيه ميندازيد،شما ها ايد كه چشمتون به دست هاى آمريكا و شركاش دوخته شده تا اونا بيان واسه ما كارى كنن،آخرش چى شد؟ترامپ اومد خوب جوابتون رو داد،اين مملكت نيازى به تكنوكرات هاى ليبرال امريكاپرست نداره،بيخودى هم براى مردم روضه نخونيد كسى به دل سوزيه امسال جنابتان اهتياجى نداره.متاسفم از ژست روشن فكريه بعضى كه چطور چاپ لوسانه با اين مثلاً استاد هم نواشده وباهم ناله ميكنند.
نقل قول
+1 # جوابسعید 1396-07-28 00:15
سلام،مگه تبعیض،فقر،بیکاری...فقط در کردستان وجود داره .همجای ایران همینه.من توی همین پایتخت انسانهای آبرومندی رو میشناسم که با سن بالا چهل سال هنوز بیکار و مجرد هستند.من فکر میکنم شما با ژست انسان دوستی نیتی جز گل آلودهتر کردن آب برای گرفتن ماهی خودت نداری.مملکت سالیانی است که افتاده دست ی مشت لیبرال و مشغول غارت ثروت‌های خدادادی هستند و فقط قدرت رو بین خودشون رد و بدل می‌کند.من خودم دو رگه(فارس و ترک)هستم شما فکر میکنید برای فارسها تبعیض وجود ندارد ،اتفاقا بیشتره چون وقتی بین اقوام دیگه میرم مسخره و رانده میشوند.شما با این متنی که نوشتی خوب می‌دونی که داری آب به آسیاب دشمن میریزی،دشمن هم همین رو میخواد یعنی تجزیه منطقه به کشورهای کوچک برای تسلطت راحتربرآنها،واما در مورد موسوی و کروبی باید بگم که اونها با وجود اینکه حقیقت رو میدونستم اما بخاطر داشتن شهوت قدرت و ثروت مملکت رو به آشوب کشوندن وباعث خسارات جانی و مالی جبران ناپذیری شدند که حکمشون و خواسته ی ملت فقط اعدام بود ولی با رأفت اسلامی به حصر گرفتار شدند،شماهمبا این روضه که خواندید البته با پور انسانیت فقط فتنه گری میکنی،فتنه گر کارش اینه که مقداری از حقیقت رو با باطل مخلوط می‌کنه تا به نتیجه و مطامع خودش برسه،امیدوارم مردم شریفمون گول حرفهای به ظاهر خیرخواهانه شمارو نخورن و بیشتر منطقی فکرکنند
نقل قول
-1 # زبان مادری غالب جلوی ارتقای فرد را می گیردحسین 1396-07-27 00:26
اگر شهروندی خواستار مشارکت در سطوع بالا باشد لاجرم باید بهایش را بپردازد.زبان مادری برای موضوعات محلی موردی ندارد. .شاید آسان ترین راه این باشد که رهایشان کنیم تا با زبان وعادات خودشان راحت باشند اما این به اصطلاح لطف باعث صدمات جبران ناپذیری در ارتقای نسل جوان آن ناحیه خواهد داشت.همه باید بیاموزند که برای ارتقای منطقه ای و ملی مولفه های ملی را داشته باشند.البته قانون اساسی در بحث مذهب افراد اشکال دارد مثال روشن ایالات متحده است با بیش از200 نوع ملیت و صدها زبان مادری همه انگلیسی صحبت می کنند همه زیر یک پرچم هستند و زبان و فرهنگ و عادات اجتماعی شان را بر اساس فرهنگ غالب آمریکایی قرار می دهند. در آمریکا سیاهپوست رییس جمهور قاضی دادگاه عالی یا فدرال و وزیر دفاع می شود(فرض سفید پوست شیعه و سیاه ها سنی هستند) اما در ایران ما نوعی آپارتاید مذهبی وجود دارد. نوع تفکر و جهان بینی می تواند بر عملکرد فرد اثر بگذارد اما هستند معلمین و استادان بسیاری که در درون کمترین اعتقادی به آرمان ها و اصول انقلاب ندارند اما سالیان سال بر طبق موازین و قانون جاری کشور به قول آقایان درمهم ترین جبهه پرورشی کار و خدمت شان را ارایه می دهند. ملاک باید منافع ملی میهنی باشد نه اعتقادی/ زبانی /قومی. چند روز دیگر روز کهنه سربازان آمریکاست .آنها به والاترین شکل به فداکاران راه میهن ارج می گذارند اما این آقایان وجهه خوب و قابل قبول (باطنی و از ته دل. نه ظاهری و جلوی دوربین تلوزیون ) برای ایثارگران جنگ و انقلاب باقی نگذاشته اند. 30 سال است که میلیون ها جوان ایرانی هنوز که هنوز است به سهمیه های تحصیلی بورسیه و مخصوصا استخدام اعتراض دارند اگر هم گفته باشند حق شان بوده ته دلشان چیز دیگریست به زبا ن نمی آورند
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)parchami7 1396-07-24 18:26
در پاسخ به این اظهار نظر یاسمن:
جناب دکتر سلام
سپاس از نوشته های روشنگرانه ولی انتظار می رفت از واژه های جنسیت زده استفاده نکنید و اونها رو ترویج ندید حق خواهری آیا کم از حق برادری است؟ چرا چنین فرهنگی را ترویج میدیم؟

من هم واقعا متوجه نشدم حق برادری و خواهری به چه منظوری استفاده شده بود. عجیبه واقعا برام.
نقل قول
+2 # اعلام نظربردیا 1396-07-17 14:07
جناب آقای رنانی حضرتعالی از تغییر نگرش به عنوان راه حل نجات کشور از بحران های سیاسی و اقتصادی در حال و آینده صحبت میکنید و معتقدبه تغییر نگرش دینی و به طبع آن تغییرات بعدی در حکومت دینی هستیدد .
این پیشنهاد شما اگر توسط متخصصین و جامعه شناسان بررسی و تدوین شود و از آموزش و پرورش کودکان ما آغاز شود, شاید بتوان در آینده مبهم و دور به آن امیدوار بود .
اگر شما معتقد به تغییر نگرش در رژیم و سیستم اداره کشور در نمای نزدیک هستند باید گفت :
اکثریت امور اداره کشور توسط حدود 500 سرمایه دار رانت خوار همراه با بیش از هزاران مدیر ناکارآمد و وابسته به آنها اداره میشود .
تغییر نگرش در این عزیزان با راهنمائی و ارشاد و تغییر نگرش دینی آنها امکان پذیر نیست چرا که این جماعت خود را متولیان دین و دنیا و آخرت مردم میدانند .
میفرمائید اصلاحات سیاسی و اقتصادی هم پاسگو نیوده و نخواهد بود .
لطفا" راهکار را بفرمائید .
مگر همین اندیشه تغییر نگرش شما حاصل سالها مرارت و سرسختی متفکرین برای لزوم اصلاح حکومت دینی از درون و پی ریزی حکومتی مبتنی بر رای مردم نیست .
مگر این کشور را کسانی از کرات دیگر بیاید اداره کند .
تکنوکراتهای ما کچا هستند و چرا جوانان متخصص و دگر اندیشان و خوشفکر های جامعه ما در رده های مدیریت کشور حضور ندارند .
چرا شما توصیه به نگرش دینی دارید, ارتباط این دو مقوله قابل درک نیست ممنون خواهم بود اگر مشکل مطرح شده بیشتر واکاوی شود .
نقل قول
-3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)رسول 1396-07-16 17:25
روضه طولانی بود و تا آخر نخوندم.ولی چیزی که توجه من رو جلب میکنه اینه که وقتی اشخاصی مثل شما به وقت گلایه و نقد حرفی از این نمیزنند که مملکت چهل سال است که با لیبرالیسم اداره میشود نه اسلام!تا جاییکه امروز مقامات رده بالای دولتی به صراحت از مشی لیبرالی خود حرف میزنند و اسلام در چشم آنها عقب ماندگی محسوب میشود.دولت اسلامی مقدمه جامعه اسلامی است آقا!
نقل قول
+1 # سلاماحمد قناعتی 1396-07-14 20:08
با سلام خدمت دکتر رنانی
آنچه منجر به شرایط فعلی شده است استبداد دینی و ایدئولوژی اسلام است و تمام. این محرومیت های مختص اقلیت های مذهبی و قومی نیست بلکه تمام آحاد ملت بجز الیگارشی سلطه گر با آن مواجهه هستند جناب دکتر شما نیک می دانید راه برون رفت از شرایط موجود سکولاریسم سیاسی است و تکامل دمکراسی در نظام سیاسی است آنچه همچون طاعون نسل های جامعه ایرانی را در خود بلعیده قرائت مستبدانه از اسلام توسط طبقه و گروه حاکم در جمهوری اسلامی است و این طاعون سیاسی کرد و بلوچ و فارس و شیعه و سنی نمی شناسد.
با احترام احمد قناعتی
نقل قول
+2 # جواب آشتي ملي و عفوعمومي وحق خواهري براي كردها.....هادي 1396-07-14 14:00
بإسلام خدمت دكتر زماني
مطلب شما بسيار زيبا بود امروز شاهد شكاف عييق بين اقوام ايراني شديم اگر بعضي از اقوام ايراني بغير از فارسها مورد تبغض واقع نشدن مثل تركها چون جزمهمي از بدنه نظم اند با توجه به نقطه نظرات امروز در سرزمين ايران شايد فقر برخي مناطق فارس نشين باشد كه ناشئ از روح زياده خواهي و تمركز گرايي مركز نشينان است وأينان شهروند درجه ٢ محسوب ميشوند و امكان ورود به طبقه اول را دارند اما مناطق كردي علاوه بر مورد قبلي با مارك كرديت بعنوان شهروند درجه ٣ و گاهي أفراد بيگانه شناخت ميشوند كه اين موضوع بارها وبارها توسط مسئولين با زبان خاص بيان شد يادم باشد آقاي هاشمي در زمان جنگ تحميلي عنوان كرد كه اگر از همدان به بعد از نماند براي ما مشكلي نيست شايد اين مطلب در جواب رژيم بعث عراق بود باشد اما بي ارزش دانستن قوم كرد چيزي نيس از اذهان فراموش شود تمامي ثروت مناطق كرد نشين از نفت قير طبيعي و طلا و صدها ذخاير الهي به مركز منتقل ميشود و اگر وجودي به اين مناطق داده شود با هزازات منت شهرداري كردنشين از پيرانشهر در شمال و قصرشيرين در مركز و دهلران در جنوبترين ناحيه اي غربي ايران در اتش سوخت اما نامي از انها به افتخار برده نشد جوانان ما در سال ٥٨ تا اخر جنك در برابر رژيم بعثي عراق كشته شدن اما چون كرد بودن از انها تجليل نشد و نخواستن حماسهاي مردم كرد در دفاع از ميهن را مردم ايران بداند شهر قصر شيرين به تلي خاك در دفاع از كشور شد ولي چون شهر فارسي نبود نام از ان نيست هنوز آمار شهدا و مفقود اثراهاي اين شهر أمارس صحيح بيان نمي شود و اينگونه است كه خاك كردي كه جزي از سرزمين أريايي ايران است و تاريخ تاريخ ايرانست
نقل قول
+1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)محسن کاف 1396-07-13 19:41
باسلام-من لیسانس متالورژی ازدانشگاه تبریزوسال هفتم حوزه علمیه قم و متولدخوزستان و عَرَب هستم.
به نظرم نوشته تان دارای اطلاعات غلط و تحلیلهای با خطای عمدی و هم چنین با هدف تطهیر عاملان اصلی محرومیتی که در مناطق مختلف کشور بالأخص مناطق مرزی کشوروجود دارد نوشته شده، والبته متن این پیام را بصورت غیرمستقیم القامیکند.
برای نمونه:1.سعی درالقای وجودتبعیض بر اساس مذهب وقومیت دارید، درحالیکه محرومیتی که من در جنوب کرمان بین شیعیان دیدم و هم چنین محرومیت درخوزستان که باز همه شیعه هستند خیلی بیشتر از محرومیت در کرمانشاه و مثلا شهر و روستاهای سرپل ذهاب ست(که برادران اهل سنت در آن مناطق زندگی میکنند.) محرومیت در استانهای مرزی به علت تفاوت نژادو مذهب نیست. بی عرضه گی و عدم کفایت مسئولین عامل اصلی ست. گروه پیروخسته و اشرافی ای که ازابتدای انقلاب تابه حال فقط در یک دولت از قدرت برکنار بوده بیشترین سهم را در این محرومیت دارد. گروهی که حتی حاضرنیست صندلی را به جوان های هم فکر خود بدهد.مخاطب را احمق فرض کردید اگر بین دولت هاشمی و خاتمی و روحانی تفاوت بگذارید. تفاوت در دولت به تفاوت در اسم نیست. غالب تیم این دولت ها یک گروه بیش نیستند.(زنگنه آخوندی ابتکار نجفی جهانگیری روحانی ظریف شریعتمداری و ...) از خوانندگان تقاضا دارم سابقه تیم روحانی را بررسی کند و ادعای من را بدون دلیل نپذیرد. جشن پایان بازسازی خرمشهر در اواخر دولت سازندگی را خوزستانی ها یادشان ست.
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)در پاسخ به نجیم مراد 1396-07-13 17:41
دوست عزیز که فرمودید کشور ما رنگ آسایش وآرامش رو به خودش ندیده،کشورهای همسایه که هیچ ، همون آمریکا و اروپایی که آب دهان خیلی هارو راه می اندازه ببینید خیلی آرامش وامنیت توش هست؟!!! یا داعشی که دست پرورده خودشونه وبیخ گوش ماست هم در اونجا جولان میده!!! وتمام ناخوشی ها و نابسامانی های ما زیر سر مسئولان اشرافی وتشنه ی پست ومقام هست مسئولی که پشت بلندگوی مجلس به ثروت میلباردیش مینازد و وزیری که میگوید باید ماشین پورشه سوار شود چون امن تر است ووزیری که دخترش در این جنگ اقتصادی لباس قاچاق مبکند!!!اینها از عالم غیب تعیین نمیشوند ،من وشما هستیم که اینهارو انتخاب میکنیم.البته من که نه!!! ومردمی که بعضا متاسفانه گول دروغ ها وشعارهای آنها را میخورند!!! شما دوست عزیز چی ؟!چقدر بدون حب وبغض و در نظر گرفتن رضایت خدا وند وصلاح کشورت مسئولین کشورت رو انتخاب میکنی؟؟ بله مدیران ما آنهایی که باشند نیستند چون همین مسئولین اشرافی مردم را بدبین کرده اند ،مدیران ما سرجایشان نیستند چون بر اساس دستورالعمل بی بی سی وماهواره مسئولین خود را انتخاب میکنیم. دوست عزیز لطفا بدون حب وبغض مطلب من رو بخوان.
نقل قول
+4 # ارشد روابط بین المللنجیم مرادی 1396-07-12 17:30
سلام و عرض ادب خالصانه و خاضعانه بر استاد عزیز
و خدمت تمام هموطنان عزیزم که با حوصله مطالب دکتر عزیز را خونده بودن و نظر داده بودن.
من هم به نوبه خود تمام مطالب دکتر و دوستان عزیز را خوندم...
و ای کاش همه ماها زمانی که خود را قاضی و داور قرار میدیم ای کاش و صد ای کاش خالی از حب و بغض بودیم.. واقعا بسیار سخته که به همه مسائل به صورت صفر یا یک نگاه کنیم یا سیاه یا سفید
در صورتی که خیلی از رنگهای دیگر هم هست...
دوستان اگر خارج از حب و بغض و سیاه و سفید و چپ و راست و اصلاح طلب و اصول گرا به مسایل نگاه کنیم ان وقته که میبینیم چقدر قشنگ تر و زیباتر و دقیق تر میبینیم....
آره دقیقا ایران عزیز ما دیر زمانیست که رنگ خوبی و خوشی و آرامش و آسایش را به خود ندیده است...
این کسور پهناور
این کشور ثروتمند
این کشور معجزه خداوندی
این کشور سراسر زر و سیم به ویرانه یی بیش تبدیل نشده است
راستی خارج از کرد و لر و فارس و عرب و ترک و بلوچ و گیلک و ترکمن و قشقایی و غیره بودنمون فقز یک نگاه به بالا بندازیم ببینیم که مدیران و سردمداران ایران فعلی ما همانهایی باید باشند که هستند؟؟؟؟
جواب قطعا خیر میباشد...
در یک کلام با رشد آگاهی و فکر و بینش و ویژن و با یک پارادیم شیفت عظیم در حوزه پارادایم های منقبض همه چیز درست خواهد شد...
یا خدایه بی کسان...
نقل قول
-3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)سرباز 1396-07-12 16:36
آقای دکتر همیشه به یاد داشته باشید که تمام محرومیت ها وکمبودها در کشور ما ناشی از مسئولین وجریانی است که شما سنگشان را به سینه میزنید ، یک ج یان اشرافی ولیبرال که فقط به فکر منافع خودشان هستند و به آرمانهای انقلاب .امام پشت کرده اند ونشانی از تقوا در آنها نیست. دقیقا همینهایی که شما از آنها نام بردید و سنگشان را به سینه زدید حق مردم را خورده اند ومردم را نسبت به نظام بدبین کرده اند ، با حقوق های نجومیشان.با تصویب حقوق ۲۴میلیونی برای مسئ.لان،با حق فراغت خانواده هایشان ، با سفرهای خارجی بی حساب وکتابشان ،باز هم براتون بشمرم !!! نمیشد اینها در مناطق محروم سرمایه گذاری شود؟!!
ما هرچه میکشیم از تفکر لیبرالی افرادی مثل شما واربابانتان هست که امام حسیین علیه السلام را هم به نفع خودتان تفسیر میکنید!!!
آقای دکتر کمی دنبال حقیقت باشید وار تفکرات سطحی والقائات دست بردارید.
دقیقا متن شما چراغ سبزی است به دشمن در این شرایط بحرانی که ما در آن قرار داریم ودشمن نمیتواند این امنبت مارا در این منطقه جنگ زده ببیند!!! سعی کنید آب به آسیاب دشمن نریزید
راستی آقای دکتر کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا ، شما در کدام جبهه هستید!!!
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)رستم 1396-07-12 16:13
در پاسخ به این اظهار نظر احمدی:
آقای رنانی بحث واگرایی و طلب استقلال کردها ربطی به اجرای برنامه های توسعه ندارد تصور کنید همه امکانات و حقوق خودمختاری کردستان عراق را همین فردا دولت ایران به کردهای ایران بدهد اینها در فرصت مناسب با کمی تضعیف دولت مرکزی به همان مسیری که کردستان عراق رفت خواهند رفت بنابر پول زیاد خرج کردستان کردن تلف کردن منابع کشور است . کرد هیچ حق اضافه ای بر دیگر اقوام ندارد و همه منابع باید برابر تقسیم شود . دولت با تجربه ای که از اعلام تجزیه در کردستان عراق بدست آمد باید بودجه های امنیتی آنجا را افزایش دهد و نیز کار فرهنگی گسترده ای برای غلبه بر گفتمان رسوب شده در ذهن و زبان کردها اختصاص دهد ما باید فکر اینها را عوض کنیم اگر جیب آنها را پر کنیم با همان پول نقشه تجزیه خواهند ریخت . ضمنا مقالات آقای جلایی پور را در رابطه با کردستان مطالعه کنید . رویکرد شما اشتباه است و نتیجه ای برای ایران نخواهد داشت .

عجب ادم متعصبی هستی، برا زندگی خودت تصمیم بگیر و بحای دیگران حرف نزن و توهماتتم را پیش روانپزشک‌مطرح کن
نقل قول
-3 # حقیقتذلفا 1396-07-12 08:26
واقعا اگر دل شما برای اقتصاد مملکت میسوزه از تدریس نظام ربوی در دانشگاه دست بردارید و بذارید بر اساس اصول اسلامی اقتصاد ایران به جلو بره و هر کسی تو تخصص خودش حرف بزنه. اقتصاد را با تفرقه افکنی چه کار؟
نقل قول
-1 # چه خبر از اقتصاد؟ایمان 1396-07-11 22:34
مشکلات اقتصادی رو حل کردید؟
نقل قول
+6 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)زهرا کریمی 1396-07-11 21:44
سلام آقای دکتر
واقعا به داشتن همکار دلسوز و شجاعی مانند شما افتخار می کنم
به نظر می رسد که نخبگان حاکم در ایران از ایجاد تحول در کشور بیش از خطرات تداوم وضعیت کنونی وحشت دارند.
تاریخ هم نشان می دهد که نخبگان حاکم عموما زیادب ه پیآمدهای بلند مدت نمی اندیشند. هر چقدر هم که زنگ خطرها بلندتر و بلند تر به صدا درآیند بازهم برای تحریک آن ها به تحول در شرایط نامطلوب حاکم گویی کافی نیست.
نقل قول
-1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)قاسم 1396-07-11 21:28
شما به گونه ای از ترک وکرد و... حرف می زنید گویی فراموش کرده اید همه از این جریان ناراحتند ربطی به کرد ها ندارد ترکها هم همین طور یا می گوید میز گرد برای کردها وترکها و.. بگزارند ببخشید برای فارسهای میزگرد گذاشته اند؟ شانزده سال پیش رهبری فرمود کرسی های ازاد اندیشه اما به شرط منطق وسند خب اهل سنت ترک کرد شیعه همه بفرمایند جناب رنانی درباره افغانها فرمودید ببخشید اگر مرز باز شود وهمه افغانها وارد ایران بشود چه فاجعه ای به بار می آید؟ فرمودید160سال پیش افغانستان از ایران بود بله جناب رنانی از ایران بود اما هما ن گفتگوی مد نظر شما افغانستان را از ایران جدا کردن در ضمن استاد شما زندگی اما حسین را بر اساس کدام تاریخ می خواندی؟ کجای اسناد نوشته امام حسن بیعت کرده است امام حسن صلح کرد وامام حسین هرگز از کلمه بیعت استفاده نکرد واگر در برابر معاویه قیام نکرد به دلیل ان بود معاویه فسادش علنی نبود واگرامام قیام میکرد امثال شماها امروز اورا تندروی افراطی خطاب می کردید
نقل قول
-2 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)حسن 1396-07-11 14:23
اگر ما بخواهیم به دستورات برخی از خواص که به گل نشسته‌اند عمل کنیم روز به روزوضعیت‌مان خراب‌تر می‌شود.
نقل قول
-2 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)مهدی 1396-07-11 13:08
استاد لیبرال :لیبرالیسم و حسینی بودن یکجا جمع نمیشود
نقل قول
+4 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)محمد 1396-07-11 11:23
سلام نظراتتان را خواندم اما اين نگرش شما يه دليل اين است كه شما چند روز يا هفته بيشتر مهمان مناطق سيستان و بلوجستان وكردستان و.... نبوده ايد . اگر شما چند ماه و چه بهتر يك سال در اين مناطق بوديد لگر شما حرف هاي مردم زايل سيستان را مي شنيديد و فقط پيش مواوي هاي سني نمي رفتيد مي فهميديد اين طور تفكر شما سطحي است آيا مناطق شيعه نشين زاهدان يا رابل يا چابهار رفته ايد ؟ محروميت آنجا فرياد ميزند اما دليل اولش تبعيض نبست دليل اولش امنيت است. اقاي دكتر مدعي اصلا كار سرويس هاي جاسوسي و تحركات را خس كردي؟ براي سرمابه گذاري امنيت لازم است. اين طور نيس كه ما كسي را عقب بزنيم كارخانه جايي رده مبشود كه امنيت باشد. چابهار را نگاه كنبد چقدر تلاش شده برا پيشرفت؟ چرا بعد از سفر احمدي نجاد به چابهار وتصويب كريدور شمال به جنوب قسمت شرق كشور، چابهار بمب گداري شد؟ غير از سارمان اطلاعات پاكستان كار محرك كي بود؟ ما در تلاش هستبم. در ضمن ما اول انقلاب جاده سزباز يه چابهار را ميساختيم مردم محروم بومي فك مس كردند بلدوزر علف مي خورد برا تشكر براش علف مي اوردن حالا ما كم كار كرديم يا از قيل عقب زده شده بودن. يك چيزو روك بگم تا زندگي نكني و حرف همه را نشنوي حقيقت نمي گي. بيا زندگي كن اگه راس ميگي امام قشنگ گفته ما از دست رضا شاه و بچه اش خلاص شديم اما بعيد مي دانم از دست روشنفكر ماب ها خلاص شويم
نقل قول
-6 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)محمدرضا 1396-07-11 11:23
باسلام
آقای دکتر عزیز، فکر می کنم در زمانی که میخواهیم مطلبی را منتشر کنیم بهتر است اهم و فی الاهم کنیم. یعنی ببینیم در این زمان واقعا مطرح کردن این موضوع (حتی بدون در نظر گرفتن صحت محتوی آن) چقدر اهمیت دارد و ممکن است از آن چه برداشتی شود.
زمانی که در عراق بعضی موجودات خود فروخته در حال شعله ور کردن فتنه ای جدید هستند تا دولت ها و مردم منطقه غرب آسیا مشغول موضوع دیگری شده و از موضوع اصلی منحرف شوند مطرح کردن چنین بحثی چقدر می تواند اهمیت داشته و از نظر اخلاقی درست باشد.
موضوع اصلی کشور ما قدرتمند شدن اقتصاد است.

پیامبر گرامی اسلام میفرمایند:
«من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیراً أو لیسکت »
هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید.
نقل قول
-2 # آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها ک 1396-07-11 10:36
طرح برخورد ضربتی با حجاب در دوران دولت های مورد حمایت شخص اقای رنانی وضعیت اسفناک مردم کرد دز زمینه معیشت اقتصادی وبا کولبری در کردستان همیشه قهرمان وضعیت نابسمان گازرسانی در سیستان بلوچستان و موارد.دیگر. وضعیت کارگران که سه ماه حقوق نگرفته اند دردوران دولتهای مورد حمایت شما رخ داده ان وقت نظام را متهممیکنید واقعا عجیب است
نقل قول
+1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)میثم 1396-07-11 08:58
اینکه این استاد محرومیت و بیکاری جوانان تحصیل کرده رو مختص برادران بلوچ و کرد میدونه دروغی بیش نیست.بنده مناطق کرد نشین مانند سنندج و عرب و بلوچ نشین سنی جنوب رو رفتم و دیدم و با منطقه خودم که همه شیعه هستیم مقایسه کردم و عقب ماندگی ندیدم.الان در اطراف بنده چندین جوان لیسانس شیعه و ولایتمدار هست که به مشاغل آزاد رو آوردن.چقدر میز باید وجود داشته باشه که همه جوانان تحصیل کرده رو شامل بشه.بنظر من جناب رنانی بجای اینکه دنبال آن باشد که حساسیت اقوام و مذاهب رو برانگیزه به مشکلات کل کشور بپردازه زیرا این مشکلات مختص یک قوم و مذهب نیست و ایران هم مانند بسیاری از کشورها کم و کاستیها و نواقصی در اداره کشور وجود داره که باید برطرف بشه.البته دور از گود نشستن و فقط حرف زدن تفاوت داره با اینکه داخل گود باشی و با واقعیتها رو برو.
نقل قول
0 # اقدام بایستهجلیل جلالی 1396-07-11 08:56
سلام و عرض ارادت ؛ نظیر چنین دلمشغولی و دغدغه هائی را شاید هزارا هزار از نخبگان و اندیشمتدان این دیار داشته و دارند که البته کسانی همچون دکتر رنانی جرات و جسارت قلمی کردن آن را به مدد توفیقات الهی و نعمات خداوندی در اعطای قلم شیوا و ذهن ممیز و شفاف به بعض از عموم اطلاع رسانی کرده و می کنند
اما آنچهکه مهم است آن است که تاکنون تاثیر عمیقی از بیان این دغدغه ها مشاخده نشده تست که قاعدتا باید طرحی نو در انداخت و کار دگری کرد
در این خصوص جناب دکتر رنانی صلاح بدانند حضورا خواهیم گفت و خواهیم شنید تا بابی گشوده شود
تا خدا چهتقدیرمان کروه باشد
نقل قول
+4 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)هنگامه 1396-07-11 08:39
خوب آسمون و ریسمون بافته بودید، با تحریک احساسات برادران و خواهران کردزبان و با یه مشت شعار، چی رو می خواستید ثابت کنید؟ مگه ما که فارس هستیم امکان دستیابی به مقام و پست داریم؟ تازه اسمش هم اینه که تو شهرتوسعه یافته هستیم!! نه ، عزیزان من، تا وقتی امثال تفکر این جناب و دولتی که معاونانش 40 ساله که معاونند، روی کار باشند، کرد و لر و بلوچ که هیچی، هیچ شخصی جز خودشون رو قبول ندارند. فقط سرمایه های مملکت رو میریزن تو جیب خودشون و دنیاشون رو می سازن، بدون توجه به تمام ظرفیتهای جوانی، و این ربطی به قومیت و مذهب نداره
نقل قول
0 # اندکی تفکر و مطالعهیاس 1396-07-11 08:29
گویا شما در سیره اهل بیت فقط گفتگو و مصالحه رو میبینید اما شرایط و دلایل و شرایط اجتماعی و آداب اجتماعی جامعه اون زمان رو لحاظ نمیکنید. بعر حال این اظهار نظر نشان از بی اطلاعی حضرتعالی از این مهم دارد .لذا بشما توصیه اکید میشود برای اینک خود را مورد سخره آگاهان قرار ندهید مطالعه خود را بجای غرب و اداب و تفکر غرب ب اصل اصیل اسلام بگذارید تا دیگر دچار این اشنباه فاحش نشوید. گرچ آنچه از افراد مشایه این تفکر بسیار دیده شده ک فقط آنچه ب نفعشان گلچین کرده و بیان میکرد. بزودی تفکر غرب فرو می ریزد.و باخود طرفدارانش را زیر آوار سهگمینش میبرد. قبل از نابودی کامل خود را نجات دهید
نقل قول
-3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)آشنا 1396-07-11 08:05
سال 88 وقتی برای خرید رفته بودم چهار راه ولیعصر به لطف جو زیبایی که آقایون بخاطر میزو صندلی بین مردم درست کرده بودن هر کس از کنارم می گذشت بخاطر چادرم و بخاطر ریش شوهرم کلی متلک و توهین نثارمون می کردن همین مردمی که الان با هم هستیم و در کنار هم و مشکلی هم نداریم اونروز می خواستن تیکه پارمون کنن هرگز تلخی اونروز رو فراموش می کنم این همه جنایت سال 88 رو با چه فرمولی نمی بینید؟؟؟ بماند داغ کسایی که فرزنشون رو بر سر این حمایت آقایان از دست دادن چه موافق چه مخالف شما که ادعای منطقی بودن دارید درباره این بی منطقی آقایون و دو دسته کردن مردم حرفی ندارید؟؟کاش یه دستگاهی بود که می تونستم درک کنم منطق دوگانه شما ها رو
نقل قول
+12 # تقاضاMalek251 1396-07-11 07:52
با سلام.
استاد محترم جناب آقای رنانی بدین وسیله از شما دعوت می گردد تا در سلسله اردوهای جهادی که به منظور سازندگی و ارتقاء سطح زندگی در کردستان عزیزمان صورت می پذیرد شرکت نمایید.
بادشکن

جهت اعلام تشریف فرمایی جنابتان با آدی زیر مکاتبه نمایید:
@malek251
نقل قول
-1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)الهام 1396-07-11 07:43
آقاي رناني! چرا حرفهاي شما بدون بصيرت درست و پختگي است؟ واقعا فكر ميكنيد جدايي أقليتها از يك نظام به نفع شان است؟ راه دور نرويد چندين سال پيش كشوري بود به نام اتحاد جماهير شوروي كه براي خود تمدن و عظمتي داشت كه به عنوان يك إبر قدرت تمام مسائل خود را مطرح ميكرد و كارش رو پيش ميبرد ولي بعد از اينكه اتحاد كشورهايش شكسته شد ديگه نه كشورهاي به اصطلاح مستقل اش به منافع خود رسيدند و نه ديگر كشوري به نام شوروي قدرتمند وجود داشت كه حرفي براي گفتن داشته باشد.
نقل قول
+4 # ادب و نظریه پردازیعباد 1396-07-11 07:33
مقالاتتان همواره مبتنی بر تئوری پردازی قوی می باشد
عصبانیت حسن عباسی تئوریسین نظام نشانه مسیر درستی است که در نگارش مقالات برگزیده‌اید
امیدوارم دلسرد و دلخسته از فحاشی ها نشوید
نقل قول
+2 # نتیجه گیری های عجیب، از مقدمه های دلچسبمریم حجتی نجف آبادی 1396-07-11 07:10
آقای دکتر رنانی؛ پذیرش مهاجران افغان در جمهوری اسلامی ایران سه دهه پیش بر مبنای همان اصولی انجام گرفت که شیفت شدن از آن ها را الزامی می دانید.
مأموریت آقای روحانی بر چه مبنایی تمام شده؟
باید فراموش کنیم که بر خلاف وعده ها- اما نه بر خلاف پیش بینی ها- در کابینه ایشان نه اهل سنت راه یافت و نه جنس مؤنث؟!
آقای دکتر رنانی؛ گورخواب های تهران درحالی رسانه ای شد که مشهد و سیستان هم سال هاست با آن درگیرند و ما بی خبریم.
پلاسکوی تهران عزای عمومی همه کشور اعلام شد، اما مصائب هر شهر و استانی تنها برای همان منطقه ماند؛ مرزبان ها، قربانیان سیل و زلزله، حادثه دیدگان مظلوم ریزش معدن.
بر چه مبنایی مأموریت رئیس جمهور مورد حمایت شما به پایان رسیده؟
غیر از این است که بسیاری از تبعیض ها نتایج شرم آور سیاست بازی جست و جوگران قدرت بوده؟

جناب دکتر رنانی؛ اگر حق طلبی و عدالت و وفای به عهد را فضیلت می دانید، امروز خوشبختانه در جایگاه مناسبی ایستاده اید. فاصله شما با کسانی که شعار داده اند و باید عمل کنند، بسیار اندک است.
ژست اپوزیسیون نگیرید. اقدام کنید.

متشکرم.
نقل قول
-7 # جوابزهرا 1396-07-11 06:42
سلام استاد عزیز چقدرزیبا وعالمانه وبادقت از دین ومذهب واعتقادات پاک مذهبی مان بهره بردید واحساسات ملی مردممان رابه خدمت گرفتید تاشاید بتوانید ابی به اسیاب دشمن بریزید فردای قیامت حسین ابن علی ازشماتشکرخواهد کرد وامروز وفردایی که صاحب مان امد هم جوابهای خوبی اماده کنید ایشان به چهارتا اسمان ریسمان به هم بافتن گول نمیخورند !!!!!
نقل قول
+3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)ح امیری 1396-07-11 01:37
ضمن احترام به استاد رنانی
بعکس نظر شما بنده فکر میکنم در جمهوریراسلامی تبعیض قومیتی نداشتیم( تبعیض مذهبی همواره وجود داشته) . بنده با توجه به قومیتهای متفاوت پدر و مادرم و شغل و سکونت والدین و خودم؛ با مناطق کشور آشنایی زیادی دارم.محرومیت مناطق در کشور مربوط به قومیت نیست.کما اینکه این محرومیتها در بسیاری از مناطق فارس نشین و شیعه از مناطق قومیتهای دیگه بدتر و شدید تر هم هست. مناطقی از سمنان، هرمزگان، کرمان و غیره که شدت محرومیتها بوصوح از اغلب مناطق آذرباییجان و کردستان بیشتر است. بتصور بنده خلط مبحث بین محرومیتها و محدودیتهای حکومتی برای مذاهب را به اشتباه با اقوام پیش کشیده اید.
نقل قول
+4 # در پاسخایران خواه 1396-07-11 01:26
ایران اولین کشوری بود که استقلال جمهوری باکو رو با عنوان آذربایجان به رسمیت شناخت اما حالا منفعتی از این استقلال برده ایم؟یک کشور کوچک وابسته به اسراییل در همسایگی خودمان داریم که شده لانه جاسوسی غرب و بلندگوی پخش اراجیف قومی که قصد تحریک گسل های قومی رو در میان آذری ها دارند؛تصور کن دورادور ایران پرشه ازندگی کشورهایی کوچکه هم نام استان های مرزی که تو امور داخلی ما موش میدون
قول میدهم هر وقت که کردها بخوان بخاطر عشق به ایران بهمون بپیوندند براشون خون بدم
کشورهایی کوچک و وابسته راه سعادت اقوام‌نیترات سعادت در اتحاد و تشکیل کشور بزرگ ایران هست
نقل قول
+1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)ن.د 1396-07-10 22:59
پس از خواندن تمام نظرهای که تا این لحظه چاپ شده است، یک نکته جالب را میشود دریافت و آن اینه:کسانی که مخالف نظر جناب استاد رنانی نظر داده اند مانند "استراتژیست جوان و احمدی" کاملاً بی ادبانه هم حرف زده اند.
این موضوع جای تفکر داره.
نقل قول
+1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)بهزاد 1396-07-10 22:17
ادامه:
و هیچکدام هم با قومیت منطبق نیستند. یعنی بسیاری از اقوام غیر فارسی زبان شیعه هستند و بسیار فارسی زبان سنی هم در جنوب و شرق کشور داریم، که تمام محدودیت های دیگر اقوام اهل سنت را دارند، چرا هیچگاه هنگام نام بردن از اقوام اهل سنت، فارسی زبان های سنی را نام نمیبرید؟ چون دیگر نمیتوانید موضوع را قومیتی کنید؟ از طرفی مناطق پیرامونی و محروم هم تماما غیر فارس نیستند، نمونه اش مناطق فارس زبانی که نام بردم، و مناطق کمتر محروم( در همه کشور محرومیت هست) هم تماما فارس نشین نیستند(حتی مناطق مرکزی، چه برسد به مثلا شمالغرب) و مرکز سیاسی کشور هم که از اقوام مختلف تشکیل شده است. خلاصه اینکه قومیت بخودی خود مبنای تبعیض در کشور نیست. البته این موضوع و تمام مطالبی که عرض کردم، کاملا ساده و واضح است. اما اینکه چرا بعضی از جمله اساتید بزرگواری این را نمی بینند و اصرار بر تبعیض قومی دارند، سئوالی است بی جواب.
نقل قول
+4 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)بهزاد 1396-07-10 20:55
نوشته ای بود با اشکالات فراوان، که موضوعات بی ربط را هم با یکدیگر خلط کرده است. از همه عجیبتر آنجا که میگوید اجازه دهیم اقوام مختلف موسیقی و لباس و رقص و مراسم خود را داشته باشند. یعنی واقعا دکتر رنانی فکر میکند قومیت ها از لباس و موسیقی و ... خودشان منع شده اند؟ کسی که این حرف را بزند یا در این کشور زندگی نمیکند یا متاسفانه صادق نیست. الان در کردستان لباس و موسیقی و رقص محلی بیشتر دیده میشود یا مثلا خراسان؟ موضوع دیگر اینکه مسئله مذهب و قومیت را با هم اشتباه میگیرد. نویسنده به درستی به تبعیض مذهبی اشاره میکند، اما متاسفانه نژادپرستی و تبعیض قومی را از آن نتیجه می گیرد. درست است که از کردهای سنی کسی را در بین مقامات نداشته ایم، اما از کردهای شیعه موارد متعددی بوده اند، از جمله وزیر نفت فعلی و معاون اول رئیس جمهور قبلی و تعدادی از استانداران. این یعنی مسئله قومیت و نژاد و کرد بودن نیست. نویسنده مدعی شده که غیر فارس ها! از دایره بیرون رانده شده اند، نگاهی به فهرست مقامات حکومتی و بخصوص رهبر حکومت این ادعا را کاملا رد میکند. اگر دلیل محرومیت تبعیض قومی است، چرا آذربایجان نه تنها از مناطق محروم کشور نیست، که از بسیاری مناطق به قول شما فارس هم توسعه یافته تر است؟ چرا وقتی برای القای محرومیت قومی نام مناطقی مثل کردستان و بلوچستان را ردیف میکنید، آذربایجان را از یاد میبرید؟ نکند آن هم فارس است؟ و چرا از مناطق فارسی زبان محروم نامی نمی برید؟ مناطقی مثل بوشهر، هرمزگان، خراسان جنوبی، جنوب کرمان و سیستان اگر از کردستان و بلوچستان بدتر نباشند( که بعضا هستند) بهتر هم نیستند. اگر در ایران دو نوع تبعیض، یکی مذهبی و دیگری جغرافیایی داشته باشیم، هیچکدام از این دو به قومیت ربطی ندارند...
نقل قول
-1 # به دوست دوران تحصیلم جناب رنانی افرین برشما وارادت وتعطیم به دلسوزی مخلصانه تان ا-ابطحی هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه نجف ابادسید علیرضا ابطحی 1396-07-10 19:05
بسیار درست وعالی نوشته اید ایکاش گوش شنوایی وجود داشته باشد
نقل قول
+1 # سلامصدیق 1396-07-10 18:06
تشکر از مطالبتان.
اگر از ظلمهای سران فتنه به اسم آشتی ملی بگذریم، واقعا مطابق سیره سیدالشهدا عمل کرده ایم؟
نقل قول
+8 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)حسینی 1396-07-10 17:41
سلام بنده با کلیت نظر شما موافقم و البته نوع نگرش شما قابل تقدیر است تنهایی نکته ای ک میتوانم به مطلب شما اضافه کنم و اعلام مخالفت کنم مسئله آشتی ملی است... ب نظرم ب جای بی پاسخ گذاشتن مسائل و جرایم ۸۸ بهتر است دادگاه ملی ایجاد شود تا مسببان اصلی محکوم شوند تا حداقل پاسخ درخوری برای تاریخ موجود باشد.
نقل قول
+2 # #سوءتفاهمرویا 1396-07-10 16:35
با سلام خدمت استاد رنانی...با خوندن نظرات احساس کردم برای عده ای از دوستان سوءتفاهمی پیش اومده که مثلاً چرا از خراسان و سمنان و دیگر استان ها حرف نمی زنید و از محرومیتشون نمیگید؟ یا اینکه مگه مشکل بیکار ی مخصوص کردهاست...درحالی که با نظر این دوستان موافقم اما مسئله این نیست که در سایر مناطق ایران محرومیتی نیست بلکه موضوع به طور اخص مربوط میشه به دینشون، به کرد بودن یا بلوچ بودنشون...من حتی این تبعیض رو در رابطه با مسیحی ها و یهودی ها هم میبینم یا حتی بهایی ها...بحث این جاست که چرا یه عده باید به خاطر عقیده شون ، دینشون یا فرهنگشون یا نژادشون ندیده گرفته شن...به امید ریشه کن شدن تبعیض و سرکوب در ایران عزیز
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)مظفر جهانگیری 1396-07-10 16:08
جناب آقای رنانی عزیز نمی دانم از سر ساده دیدن یا به خاطر ساده فهم کردن مطلب ، شما سه گروه را زمینه پروژه شیفت محسوب کرده اید . به نظرم این طور نیست و ما باید از یک ماتریس استفاده کنید که دو سطر افقی دارد ؛ ما - آن ها . حالا ستون ها را باید گذاشت که شامل اقوام ، مذاهب ، جغرافیاها و ... می شوند خواهید دید که چقدر ساده و شگفت انگیز می توان بعضی مسائل را توضیح داد ، از جمله اینکه چگونه یک قوم فارس زبان شیعه مذهب بدون دنباله خارجی و مستقر در قلب ایران می تواند مانند ایرانشهر اداره شود ؟ چگونه می توان در ادارات تبریز ترکی صحبت کرد ولی در ادارات شادگان نه ؟ چگونه می توان یک خط اتیلن از عسلویه کشید و برد و رساند به کرمانشاه ولی کهگیلویه را با محرومیت و استضعاف در چند کیلومتری منابع نفت و گاز رها کرد ؟ از انتقال آب می توان گفت ، از تاسیس منطقه آزاد چابهار و برنامه های تبعی آن و ..... باور کنید جناب آقای رنانی ، چیزی به اسم دیدگاه های غلط سیاسی یا تعصبات مذهبی در کار نیست که موجب و موجد ناهنجاری های ذکر شده شوند . مسئله سود و نفع مستقیم و بلاواسطه است که در هر جا امکان کسب داشته باشد ، آنجا می شود قبله گاه وحدت و هر جا امکان نداشته باشد می شود منطقه محروم با مردمی نادان و معاند !! مگر اهالی عسلویه سنی نبودند ؟
نقل قول
0 # فرصت آشتی ملی در خاورمیانهسلطان 1396-07-10 16:00
فرصت تاریخی بزرگی در پی همه پرسی اقلیم کردستان عراق برای رهبران کشورهای خاورمیانه فراهم شده است اگر رهبران کشورهای حاکم بر کردستان این فرصت را درک کنند می توانند بجای تهدید آنرا تبدیل به فرصت کنند.
کردها هیچ وقت دوست ندارند به دامان امریکا و اسرائیل بیوفتند ولی وقتی حاکمان کشورهای آنها بجای بررسی حق و حقوق کردها آنرا به بدترین شیوه ممکن سرکوب می کنند کردها چاره دیگری جز پناه بردن به کوهستانهایشان و دیگران ندارد.
حال که کردها نظر خویش را ابزار کرده اند بجای دشمنی و تهدید و سرکوب و لشکر کشی بهتر نیست آنرا تبدیل به فرصتی برای فشار به عراق در پی برآورده سازی حقوق حقه کردها بر اساس قانون اساسی عراق باشیم و خود نیز در کشورهایمان حقوق انسانی آنها را برآورده کنیم تا همچون برادرانی وفادار در کنار هم باشیم.
کردها بجز آموزش به زبان مادری و آزادی فرهنگی، مدیریت مناطق خودشان (به دلیل اینکه سایر مدیران در 100 سال اخیر کردستان پر از نعمت را تبدیل به بیایان نموده اند و تمامی منابع آنرا به تاراج برده اند) چه چیزی مگر می خواهند که برآورده کردنشان سخت می باشد؟
آیا رهبران کشورهای حاکم بر کردستان شهامت و جسارت بیان و اجرای عملی آنرا دارند؟ و خاورمیانه را از این فلاکت نجات خواهند داد و یا با تیکه بر روشهای 100 سال گذشته همچنان آنرا مانند جهنمی سوزان نگه خواهند داشت.؟
الله اعلم
نقل قول
+5 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)شهریا 1396-07-10 15:56
با سلام دکتر جان ازشما وامثال شما همچون دکتر صادق زیبا کلام کمال تشکر را داریم چون انچیزی که در دل ما کوردهاست را به زیبایی به تصویر میکشید، من نیز مهندسی برق خواندم و هنوز بین اینکه ایا کروهکی شوم یا برم خارج و یا بنشینم و غصه ی مادرم را ببینم که از بیکاری و رنج و ناراحتی من مرنجد گیر کردم ولی امیدوارم که روزی ملت ایران حسین وار از حقوق هم دفاع کنیم ...حرف برای گفتن زیاد است ولی افسوس... باتشکری دوباره از شما .
شهریار حسینی ازپاوه به نمایندگی از ملت کرد از شما کمال تشکر را داریم.
نقل قول
+4 # خبرنگارگیتی بابایی 1396-07-10 14:44
گرچه دیر اما به حق گفتید کاش گوش شنوایی باشد برای شنیدن که البته اگر نباشد هم مجبور خواهد شد بشنود اما مساله این است که بعد از غریو انها می گریزند و بلا دامان امثال ما را می گیرد . من که به سبب وصلت با یکی از اقوام عرب خوزستانی در اهواز کار و زندگی کرده ام نمونه این تبعیض ها را بسیار شنیده ام و به چشم خود دیده ام . حتی نخستین بار که با چادر عربی هدیه شوهرم به استانداری رفتم ابتدا مرا راه ندادند و بعد از اعتراض توانستم وارد شوم . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
نقل قول
+5 # جاء الحق وذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقاجانان 1396-07-10 14:28
سلام خدمت شما
سلام خدمت شما
چقدر جانکاه است برای ما مدعیان شیعه مولا علی، نفس کشیدن در جامعه یی که از طریق اسم ورسم مولایمان بر جان ومال انسانها، معاویه وار حکومت می رانند ودر جواب کلام حق دلسوزانی چون شما، سریعا تهمت نفاق و خارجی می زنند تا بتوانند به راحتی ظلم وبی عدالتی های خود را توجیح نمایند!!!
آرزو دارم این برادران انقلابی، اخلاق ومرام حکومتی نبوی وعلوی را مطالعه وعمل نمایند.
نقل قول
-8 # هم‌صدایی دیگری از محسن رنانی با رژیم صهیونیستیاستراتژیست‌های جوان 1396-07-10 13:28
(بخش پنجم)

در نهایت هم به طرز تهوع‌آوری، مسئله کردها را که یک مسئله انسانی و صرفاً اجتماعی تعریف کرده بود، بهانه کرده و لجاجت و عناد سیاسی خود در حمایت از موسوی و کروبی را عقده‌گشایی می‌کند. تا جایی که نظام را به‌صورت کنایه‌آمیز تهدید به انقلاب می‌کند! صریحاً اعلام می‌کنیم جریان نفاق در ایران اسلامی دچار بحران است، لذا فکر می‌کند نظام در بحران است. «نظام» به آمدوشد دولت‌ها تعریف نمی‌شود، به روحیه و عقلانیت انقلابی تعریف می‌شود که هر روز قوی‌تر و پخته‌تر از گذشته شده است. عقلانیت انقلابی یعنی تمایز هرچه بیشتر مؤمنین از کافرین و بحرانی‌تر شدن وضعیت منافقین و لیبرال‌ها در ایران. امروزه وارد شدن به قطار انقلاب آسان است اما ماندن در آن سخت‌تر شده و این نشان از پیشرفت است. انقلاب به‌پیش می‌رود و نفاق هر چه سخت‌تر نفس می‌کشد. صدای تنفس ایشان با ریه‌های آلوده‌شان را می‌شود شنید. و البته این را صاحبان بصیرت می‌فهمند.

مردم اگر می‌خواهند اشعث بن قیس را بشناسند راه دور نروند همین‌جا در همین نزدیکی دوروبرمان پر هستند، از این بی‌خاصیت‌های پرمدعی. مدعی اسلام هستند اما هیچ خاصیتی برای اسلام ندارند. و پشت ابوموسی اشعری‌ها به همین اشعث‌ها گرم است.

http://ystc.ir/?p=13142
نقل قول
-5 # هم‌صدایی دیگری از محسن رنانی با رژیم صهیونیستیاستراتژیست‌های جوان 1396-07-10 13:27
(بخش چهارم)

این امام خمینی ره بود که فرمود «تا وقتی ربا در بانک‌های ما باشد، جمهوری ما اسلامی نیست». ما انقلابی‌ها، مؤمن به این امام هستیم و معتقدیم هنوز جمهوری ما اسلامی نیست. اما موضع این آقای اقتصادخوانده، و سایر هم‌فکرانش در مقابل جمشید پژویان چه بود وقتی که در سال ۹۲ گفت که «اقتصاد یعنی من»؟! ادعا کرد که «اقتصاد عمومی» یعنی اقتصاد لیبرال را من از ابتدای انقلاب در دانشگاه‌های ایران وارد کردم و بسیاری از این اقتصاددانان شاگرد مستقیم و غیرمستقیم او هستند. غیرازاین است که نهادهایی مانند بانک و بورس از نهادهای سرمایه‌گرایی هستند و همین اقتصادخوانده‌ها آن‌ها را اداره می‌کنند؟ هیچ‌وقت موضعی از این آقا که دائم علیه نظام دست‌به‌قلم است علیه این واقعیت‌های تلخ ندیدیم.


http://ystc.ir/?p=13142
نقل قول
-5 # هم‌صدایی دیگری از محسن رنانی با رژیم صهیونیستیاستراتژیست‌های جوان 1396-07-10 13:26
(بخش سوم)

دولت‌های دهه هفتاد و هشتاد که هم‌مشرب ایشان بوده‌اند چنین اعتقادی نداشتند. تنها کاری که دولت اصلاحات کرد، همکاری با آمریکا در اشغال افغانستان در سال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود. آخر هم برای ما حل نشد که چه‌طور در سال گفت‌وگوی تمدن‌ها، جنگ افغانستان شروع شد و دولت خاتمی هم به جای گفت‌وگو با افغان‌ها، راه آمریکایی‌ها برای حمله به عراق را تسهیل کرد؟! جنگ را با دست طرد می‌کردند و با پا به پیش می‌کشیدند. اصلاح‌طلبان ازاین‌جهت دروغ‌گویان مزوری بودند که ننگ این همکاری با آمریکایی‌ها تا ابد بر دامانشان خواهد ماند. و چه آمال و آرزوهایی در دل، بسته بودند بر این فتح‌الفتوح آمریکایی. و حالا که بحران مهاجرین و تبعات جنگ افغانستان دامان همه را گرفته، فرافکنی می‌کنند و نظام را مقصر جلوه می‌دهند.
بازگشت سرمایه‌های خارجی چه ربطی به «پارادایم شیفت» در سیاست ایران دارد؟ اگر تمام پول خارج‌نشینان هم وارد ایران شود مگر مشکل اقتصاد ربوی حل می‌شود؟! یکی از مهم‌ترین موانع سرمایه‌گذاری‌های خارجی، نظام بانکی داخل با نرخ بهره بسیار بالای آن است که امکان هرگونه سرمایه‌گذاری آزاد و معقولی را نفی می‌کند. سه دهه استاد اقتصاد بودن و کینز و فریدمن سق زدن و توسعه را در مغز جوانان ایرانی فروکردن، نتیجه‌اش این شده که کم‌کاری‌ها و بحران‌های «علم اقتصاد» را به گردن سیاست بیاندازند! اقتصادی که تا مغز استخوان آن ربا نشسته و بانک‌های آن جوهره جان مردم را می‌مکند، محصول تفکر نظام بوده یا ره‌آورد معیوب علم اقتصاد و کپی‌برداری احمقانه از نهادهای اقتصاد سرمایه گرایی؟!

http://ystc.ir/?p=13142
نقل قول
-2 # هم‌صدایی دیگری از محسن رنانی با رژیم صهیونیستیاستراتژیست‌های جوان 1396-07-10 13:25
(بخش دوم)
ایشان که دم از توسعه می‌زنند نمی‌دانند یکی از مؤلفه‌های اصلی در توسعه‌یافتگی جوامع، کیفیت «ملت‌سازی»[۱] آن‌ها است؟ در حال حاضر در منطقه‌ی غرب آسیا، تنها کشوری که مفتخر است بالاترین کیفیت ملت‌سازی را دارد، ایران است؛ چه‌طور این را نمی‌بینند؟! وقتی مردمی بر قومیت خود تأکید کنند و اصرار به جدایی از حکومت مرکزی کنند، این تلقی به «ملت‌سازی» منجر نمی‌شود. حکومت مرکزی که یک آقابالاسر نیست که حق زیردستان را می‌خورد و باید تا جایی که می‌توان از او کند. این تلقی هیچ پیشرفت، یا به قول ایشان هیچ توسعه‌ای را در پی نخواهد داشت. اگر کمبودهایی هست که حتماً هست، البته ویژه کردها هم نیست، راهی غیر از جدایی‌طلبی و خوشحال کردن صهیونیست‌ها دارد.

جای تأسف بیشتر آنجاست که حمایت از اقلیت‌ها به دستاویزی برای آقای اقتصادخوان تبدیل می‌شود تا عقده‌های سیاسی خویش را باز کند؛ از همه‌پرسی استقلال، به فتنه ۸۸ و حبس برخی سران فتنه، و ایرانیان خارج نشین و مهاجرین افغان می‌رسد. راستی فریاد این که در حق مهاجرین افغان ظلم می‌شود مگر از حنجره انقلابیون در این سال‌ها کم شنیده شده است؟

http://ystc.ir/?p=13142
نقل قول
-8 # هم‌صدایی دیگری از محسن رنانی با رژیم صهیونیستیاستراتژیست‌های جوان 1396-07-10 13:23
(بخش اول)

زمانی‌که مردم مؤمن ایران در عزای حسینی بودند، خنّاسی در پستوی خود به فکر این بود که چه‌طور می‌توانم انرژی حاصل از شور حسینی را به جای رساندن به شعور حسینی به بی‌شعوری برسانم؟! نتیجه‌ی این خناسی، سیاهه‌ای شد به نام «آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها؛ دل‌نوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین ع» بر بستر شبکه‌های اجتماعی نشسته و خاطر مؤمنین را مکدر ساخت. بی‌توفیقی خود در عزاداری برای سبط رسول را به گردن نظام انداخته که این نظام، حسینی عمل نمی‌کند. آخر، هم‌ناله شدن با رژیم صهیونیستی بر ضرورت همه‌پرسی استقلال کردستان این همه مایه گذاشتن از حسین بن علی ع را می‌خواست؟! آسمان حسین به ریسمان «توسعه» بافته شده تا سکتاریسم و جدایی‌طلبی به عنوان نتیجه‌ای از سیاست‌های «نظام» نمایانده شود. به سیاق سیاهه‌های قبلی این آقا، سیاهی ذغال هم تقصیر نظام (بخوانید ولایت‌فقیه) است، چه رسد به این‌که حقوق اقلیت‌ها در ایران نادیده گرفته شده باشد و نتیجه طبیعی آن جدایی‌طلبی.

http://ystc.ir/?p=13142
نقل قول
+5 # آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردهامحمدشریفی 1396-07-10 12:15
برادر گرامی تمام ناگفته ها گفتی واقعا ما چیزی برای گفتن نداریم درود بر شما بزرگوار . در مورد گفتار و سخنان جناب رنانی در مورد کردها ودیگر
نقل قول
-4 # اشتباه می کنیدمجید 1396-07-10 11:19
1- اولا در هیچ جای زابل خانه ایی نیست که یک اتاقش در ایران و یک اتاقش در افغانستان باشد . حداقل مرز افغانستان تا حومه زابل چند کیلومتر فاصله دارد . خوب بود از اقدامات افراطی اقوام و طوایف در اوایل انقلاب را هم می نوشتید که سر پاسداران را می بریدند و خواهان تجزیه ایران بودند. سوما محرومیت را در حاشیه شهرر تهران هم می توان پیدا کرد و اصلا ارتباطی با قومیت ندارد. چهارم فالوده خوردن سران اقوام با اجانب برای تجزیه ایران را هم یاد اوری می کردید. دکتر گرامی خوب بود انصاف را رعایت می کردید.
نقل قول
+6 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)ریما 1396-07-10 10:32
با سلام به استاد گرامی خود شما بهتر میدانید که نظام همانگونه که به یند شما در منافشه اتمی گوش نکرد و باز به اندرز شما در باره یارانه توجه نکرد در مورد این هشدار شما هم گوش شنوای نخواهد داشت. ایران در هر ده سال بعد انقلا شاهد نقطه عطفی بوده که اخرین آن پیوند دانشجو و قشر متوسط در 88 بود. در 98 به این دو قشر خیل بیکاران نیز اضافه خواهد شد و ... هزار چراغ دارد بیراه میرود بگذار برود و ببیند سزای خویش.
نقل قول
+6 # توسعه پایدارحسین محمدنظامی 1396-07-10 10:19
با درود و احترام. متن های شما روان است.خوشبختانه به نتیجه منتهی می شود. یعنی یک راهکار ارائه میدهید.
برای من روشن است که اگر همه مناطق ایران توسعه یافته باشند و راه برای پیشرفت به نسبه باز باشد، و همچنین امنیت و انرژی برقرار باشد، سفیهانه است که قومی یا گروهی بخواهند ریسک ک کرده و جدا شوند. مگر اینکه بسیار بلندپرواز باشند.
در صورت توسعه نیافتگی حتما روزی خواهد آمد که یک شاهین شهری خواستار جدایی از اصفهان خواهد شد!
نقل قول
-3 # واکنشی به دل نوشته استاد رنانیحسن 1396-07-10 10:10
سلام استاد بزرگوار، نحن ابنا الدلیل. نظرات و استدلالاتتان کاملا منطقی و به حق است. به نظر می رسد تنها نکته مغفول مانده عدم اشاره به قوم ترک ایرانی و تصدیق حضور آنها در رنگین کمان ایرانمان است چنانچه در میا همه زبانها به زبان ترکی اشاره کرده اید ولی به ترکان ایرانی هیچ اشاره ای ننموده اید. ترکان ایران/ زبان ترکی
پایدار باشید
نقل قول
-4 # با سلام و احتراممحمد رضا اقمشه 1396-07-10 09:00
صحبت های شما را خواندم. از این که دغدغه مشکلات مردم را دارید خیلی خوشحالم تقریبا" با اغلب حرف های شما موافقم.
2 نکته کوچک :
در مورد امام حسن ع ، ایشان بنا بر شرایط زمان صلح کردند نه بیعت. امام حسین ع هم در آن شرایط حتما این کار را می کردند.
با نوشته دیگر شما در مورد اول مهر ، موافق نیستم . انتظار نداشتم چنین نوشته ای از شما ببینم. ان شاالله مختصری در مورد آن می نویسم . خوشحال میشوم نظر شما را راجع به نظرم بدانم. براتون از خداوند آرزوی موفقیتو عاقبت به خیری دارم . خدانگهدار
نقل قول
+1 # آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردهااکرم شیخ حسنی 1396-07-10 07:19
جناب آقای دکتر رنانی عزیز ،سلام،معمولا از مطالب روشنگرانه شما بهره میبرم واز این بابت سپاسگزارم.اما دلنوشته یا بقول خودتان روضه امروزتان مرا واداشت تا منهم روضه ای را که سالهاست در دل دارم برایتان بخوانم.اگر دقت فرموده باشید اغلب قریب به اتفاق فروشندگان مغازه های تره بار وهمچنین میادین تره بار مربوط به شهر داری از برادران کرد ما هستند.این را داشته باشید تا دو مورد دیگر را هم خدمتتان عرض کنممن دماوندی هستم وگاهی برای گشت وگذار به دره کوچکی در جاده هراز به لاسم میرفتیم که سبزی کوهی داشت کنار جوی آبش اطراق میکردیم در کمال تعجب وتاسف چند سالی هست که خانواده ای از کرد ها با اسب وسایر ملزومات زندگی در بلای این دره کوچک ساکن شده اند وپس از این سکونت سبزیهای آنجا هم نابود شده،نه منابع طبیعی ونه ارگانهای مربوطه دیگر اصلا متعرض ایشان نشده اند.در شهر دماوند بستگان تعریف میکنند ویکی از مردان فامیل در حضور خود من اشک میریخت که ما در شهر خودمان غریب شده ایم،اغلب کردها به اینجا کوچ کرده اند ودر حالیکه ما اجازه آجر رویآجر گذاشتن نداریم آنها علنی تخلف وساخت وساز های غیر قانونی انجام میدهند ووقتی اعتراض میکنیم میگویند ما دستور نداریم مانع آنها شویم.تحلیل خود من از این مشاهدات این بود وهست که متاسفانه جمهوری اسلامی برای پراکنده کردن اکراد وکنترل آنها به این روش غیر معقولانه دست زده،زیرا افراد در حوزه خویشاوندی خود حرمتها واصولی را رعایت میکنند که در مناطقی که شناخته نمیشوند به راحتی به شکستن پیمانهای اجتماعی ناظر بر خوداقدام کرده ولاجرم سنتها شکسته ،جرایم بالا رفته ومصیبتهای اجتماعی بسیاری دامن گیر میشود چنانچه در مورد دماوند که خود اهل آنم شده است نمیدانم این روضه من وتحلیلم را قبول دارید یا نظر دیگری ارایه میفرمایید که دلم آرام گیرد که من بد دیده ام .خدا کند که چنیندباشد.
موفق باشید
نقل قول
+1 # آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردهاسید مهدی شفیعی 1396-07-10 06:58
سلام و عرض ادب. استاد نوشته هایت عالی است و دلنشین. و صرفنظر از بنیه علمی از عمق جان می تراود. ما هم همدردیم و معترض به این تبعیض ها و سوء رفتارها. صحبت ما و دوستان هم بر این استوار است که ما از زمان جنگ تا الان همه توان خود را در طبق اجتماع گذاشته ایم تا به مرحله انقلاب یا فروپاشی نرسیم که صد متآسفانه نتیجه حاصل اندک است. چندین بار هم در پی دعوت از جنابعالی بوده ام برای صحبت در جمعی از دوستان با محوریت اینکه "قبل از بروز بحران چه باید کرد و نقش عملی ما چیست" که اگر اجابت کنید موجب سرافرازی است. به هر حال ممنون و سپاس. بدرود
نقل قول
-2 # پروژه باهمستان ایرانحمید رضا شریف اصفهان 1396-07-10 06:12
ضمن عرض سلام و ادب
مثل همیشه استفاده کردم از سخنان به حق و ارزنده دکتر رنانی. چون بخشی از موضوعات مطروحه مربوط به توسعه بود بدینوسیله از جناب دکتر رنانی دعوت می کنم از کانال تلگرامی
t.me/bahmestan
مراجعه فرمایید جهت مشاهده طرح توسعه ای تحت عنوان پروژه باهمستان ایران که قریب ۱۰ سال می باشد با مشارکت و هم اندیشی با صاحبان فکر زیادی طرحی شده و سعی کرده به توسعه از دو منظر نظری و عملی بصورت بنیادی نگریسته شود
خواهشمندم از این کانال دیدن فرمابید با تشکر شریف اصفهانی
نقل قول
+4 # تمجیدفرزاد ایازپور 1396-07-10 04:28
دوست عزیز سلام خوشحالم به عنوان یک کرد ایرانی و معلم اخراجی که به ناحق از سال 59 اخراج شده ام و هنوز در سن 65 سالگی در پی تهیه لقمه نان حلالی هستم به شما هم وطن ایرانیم دورود و دست مریزاد بگویم بله هم مولوی و هم ماموسا بهرامی درست گفته اند . اینجا اجازه تحصیل کرده رشته حقوق چه قضایی و چه ثبتی اجازه مطب دکترای روانشناسی اجازه فعالیت های صنفی تحصیل کرده های دانشگاهی داده نمیشود . و به نظر من که در دل جامعه کرد زبان هستم جوانان راه سوم را میروند و دولت محترم وقتی پی می برد که دیگر دیر شده است
با سپاس بیکران
نقل قول
+3 # همدردیوحید 1396-07-10 03:42
تمام نقاط ایران همانند بدن انسان جزئی از خودمان هستند کرد زبانان را اگر دست راست و سیستان را اگر دست چپ فرض کنیم اگر کم لطفی کنیم بند انگشت هم فرض شوند کوچکترین آسیب به انها دردش غیر قابل انکار است ...
نقل قول
+3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)جعفر یعقوبی 1396-07-10 01:05
ن این متن را خواندم. واقعاً با بی انصافی زیادی نوشته شده است. کدام تبعیض قومی و مذهبی؟ بنده با آشنایی نسبتا کاملی که با مناطق محروم آذربایجان شرقی، زنجان و کردستان و .. دارم می توانم بگویم نه تنها هیچ تبعیض قومی و مذهبی وجود ندارد بلکه سعی شده است به مناطق اهل سنت بیشتر توجه شود. بله بسیاری از مناطق کردستان و بلوچستان بسیار محروم هستند ولی مشابه یا بسیار بدتر از انها در استان زنجان خودمان یا خراسان و کرمان و .. وجود دارند. این محرومیتها نتیجه بی تدبیری ماست و کرد و غیر کرد یا اهل سنت و شیعه نمی شناسد.
بسیار بی انصافی و نامردی است که این مشکلات را به حساب تبعیض بگذاریم. از جناب رنانی باید بپرسید آیا فقط جوانان اهل سنت هستند که بیکارند یا بیشتر از ان در بین همه خانواده های ایرانی وجود دارد؟ متاسفانه ژست روشنفکری برخی از این اقایان هم با دروغ و بی انصافی همراه است.
جناب رنانی کاش از وضعیت شیعه ها در افعانستان و عربستان و بحرین هم تحقیق می کردید و بعد قضاوت میکردید. به عنوان مثال کاش سری بزنید به مسجد شیعیان مدینه و ببینید که فقط به مدت نیم ساعت موقع نماز برقش وصل و بعد بلافاصله قطع می شود.
انصافاٌ همکاران محترم مثلا در جذب هیات علمی به مذهب و نژاد اهمیت می دهید؟! چند سال قبل گروه ما فراخوان جذب هیات علمی داشت و در بین ۷ نفر داوطلبی که بود در نهایت یک نفر اهل سنت جذب شد. البته تنها معیاری که در هیچ مرحله ای به ذهن کسی هم خطور نکرد قومیت و مذهب بود.
نقل قول
+7 # درباره ی نوشته ی آقای احمدیعلی ملک محمدی 1396-07-10 00:37
آقای احمدی متأسفم بدون مطالعه‌ی دقیق متن آقای رنانی چنین بی ادبانه و گستاخانه عباراتی مانند " غلبه بر گفتمان رسوب شده در ذهن و زبان کردها" و " ما باید فکر اینها را عوض کنیم" و " اگر جیب آنها را پر کنیم" ... در مورد یک قومیت ایرانی به کار می‌برید! اون "مایی که از باید" سخن می‌گوید و جنابعالی جاهلانه آن را در برابر قومیت ایرانی کرد قرار دادید هیچ کسی جز کوتاه اندیشانی مثل شخص شما نیستند! اما دوباره متن استاد را مطالعه کنید و سعی کنید که مرثیه‌ای که استاد برای تساوی و برابری از دست رفته و نادیده انگاشته شده در این حکومت برای غیرمرکز نیشنان سروده رو به دقت گوش کنید! شما اولا نه منظور عدالت طلبی و تساوی خواهی استاد رو درک کردید و ثانیا گستاخانه درباره‌ی یک قومیت تاریخی ایران سخن گفتید! درباره‌ی مورد اول، نادانی و جهل را جز خودتان مسئول نیستید اما درباره‌ی مورد دوم، توهین و بی‌ادبی‌تان را میتونید با یک معذرت خواهی جبران کنید.
نقل قول
+3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)محسن 1396-07-10 00:22
با درود. بحث کرد و قومیتگرایی شد. اما ایران شامل چندین قوم در یک مجموعه است. اگر کردها در کردستان حکومت مستقل ایجاد کنند بدون شک کردهای ایران و ترکیه و سوریه نیز تمایل زیادی برای پیوستن به ان دارند! حال اگر اذری ها را هم به ان اضافه کنیم و عربهای اهواز و ابادان و خرمشهر نیز شاید بخواهند خود حکومت مرکزی تشکیل دهند. انوقت ایران تجزیه خواهد شد و قسمتهای مرکزی ان شامل تهران و اصفهان خواهد ماند.احتمال قوی دولتمردان ایران نیز به این خواسته واقف هستند و فشار بر قیومتها وارد خواهند نمود تا چنین نشود. اما اگر تعادل اقتصادی اجتماعی و سیاسی برقرار شود احتمال زیاد هیچ یک از قومیتها نخواهند و تمایل نداشته باشند از ایران جدا شوند. همانطور که فرمودید فرصتها را از دست داده اند و شاید به اندکی فشار دیگر قومیتها به چنین نیتیجه برسند که چون تفاوت بیش از حد تحمل است سایر اقوامدر ایران نیز چنین خواسته داشته باشند.
نقل قول
0 # شیعه وعدالتسیاوش 1396-07-10 00:19
شیعه باید بار دیگر علی بن ابی طالب کشته عدالت را باز شناسد همو که برای بیرون کشیدن خلخال از پای زن یهودی در حکومتش فریاد می زند همو که خوارج هتاک را تا هنگامی کهدست به شمشیر نبردهاند آزاد می گزارد همو که در میانه معرکه تن به حکمیت می دهد نه از ترس یا ضعف همو که حکومت را چون کفش پاره پذیرش آن را به پیمان خداوند از عقلا در اجماع ودرخواست مردم می داند اگرچه که ولی خدا باشد علی بن ابی طالب به شیعیان غالی فرمود از آنچه می گویید کمترم واز آنچه می پندارید برترم در این شب شام غریبان می گریم بر خودم وشیعیان از غربت تو یا ابا عبدالله ای پسر بو تراب
نقل قول
+2 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)سعید 1396-07-10 00:16
موافقم، بسیار عالی و بی نظیر
نقل قول
+7 # نداردمسعود 1396-07-10 00:14
با سلام
لطفا در نظر داشته باشید انواع محرومیت هایی که در نوشته به آنها اشاره کردید، نه فقط مختص کردها و بلوچ ها یا هموطنان سنی و ... است، بلکه شامل عمده مناطق ایران می شود. آیا محروم تر از چهارمحال و بختیاری داریم؟ آیا صدای محرومیت خوزستان به گوش شما نرسیده است؟ یا سفری به سمنان و مرکزی و مازندران و غیره نداشته اید؟ آیا دزفول که پایتخت مقاومت ایران در هشت سال جنگ بود و بارها ویران شد را کسانی جز مردمش ساختند؟ من به سه راه حل شما یک مورد اضافه می کنم. مبارزه. مبارزه با شرایط و بهبود اوضاع. دزفولی ها در حالیکه حتی هنوز یک بیمارستان دولتی ندارند، نه بیکار ماندند و نه مهاجرت و نه ... و با مشارکت مردمی، در شهر ویرانه بجا مانده از جنگ، بزرگ ترین بیمارستان ها، مدارس، تجارت خانه ها و تفرج گاه ها را بطور خصوصی ساختند و شاید باید گفت که الحق آنها خود بر اذهان و شهرشان و زندگی شان پارادایم شیفت داشتند. ملایر و بروجرد و ... هم نمونه های دیگری از این دست هستند. برادران و خواهران کرد و بلوچ و ترک و لر و عرب و فارس و ... دول غربی و کشورهای توسعه یافته بر مبنای اهداف این نوشته رشد نکرده اند. بلکه مردم خود زمام توسعه فردی و عمومی شهر و دیار خویش را بر عهده دارند. اگر راهبرد توسعه باشد تلاش الزامیست، اما وقتی راهبرد مطالبه گریِ صرف است، خدا به داد ما برسد.
نقل قول
-2 # حق خواهری کردهامالک 1396-07-10 00:13
با سلام
جناب دکتر رنانی تحلیلتان را در مورد حق خواهری کردها خواندم واقعا زیبا بود آنقدر جذاب بود که فکر میکنم حتی یک پلک هم نزدم فقط ای کاش حق خورده شده یا نادیده گرفته شده ترک ها و منطقه آذربایجان را هم در بیاناتتان می آوردید چون ما هم حرف دلها بسیار داریم اگر هم نیاز باشد بنده حرف دلهایمان را برایتان ارسال میکنم.
با تشکر
مالک مرادی
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)کوردستانی 1396-07-10 00:01
سلام،امیدوارم این شیوه تفکر در بین سیاست مداران ایرانی هم همه گیر شود
نقل قول
+7 # نظراهورا رحمانی 1396-07-09 23:39
من دانشجوی ارشد توسعه هستم و این متنی که نوشته بودید رو با جان و دل درک کردم و چون خودم تمامی این ها رو با چشم خودم دیدم و لمس کردم ، دلم میخواست از دید اقتصادی برای جناب عالی حرف بزنم اما چون استاد بنده هستید جسارت نمیکنم ، الان که این نظر رو مینویسم میترسم که در آینده برام مشکل ساز بشه و برای همین اسمم رو بیان نکردم . عذر منو بپذیرید . بذارین در مورد دید مردمم بگم ، امروز داشتم بر میگشتم تهران حدود صد تانک ذوالفقار و ... دیدم که به مرزهای غربی کشور برده میشدند تا برای رزمایش آماده باشند ، همان طور که در روز همه پرسی چندین فروند جت بر فراز شهرها مانور میداند و با شکستن دیوار صوتی باعث رعب و وحشت میشدند ، اما فارغ از اینکه ملت کرد در مواقع مواجه با مشکلات به جای ترسیدن برای مقابله با آن موضع میگرند ، کار امروز فارغ از تمام کارهایی که شما عرض کردید { بیکاری و فقر و عدم وجود کارخانه و حتی استاندار و ... } دارد تخم کین رو بیشتر پرورش میدهد ، من به عنوان یک ایرانی به دنیا آمده ام اما وقتی در کشور هیچ حق پیشرفتی نداشته باشم و هیچ حق اولیه ی دیگری دیگر نمیدانم با چه رویی به نسل بعد و فرزاندمان بگویم که یک ایرانی بمانید ، البته در صورتی که حتی صاحب فرزندی بشوم با شرایط وخیم این مناطق .
نقل قول
0 # کم لطفییاسمن 1396-07-09 22:03
جناب دکتر سلام
سپاس از نوشته های روشنگرانه ولی انتظار می رفت از واژه های جنسیت زده استفاده نکنید و اونها رو ترویج ندید حق خواهری آیا کم از حق برادری است؟ چرا چنین فرهنگی را ترویج میدیم؟
نقل قول
+7 # هرکه ناموخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگاراحمد 1396-07-09 21:52
من در عجبم از همراهی ایران با ترکییه و عراق .کردها از نظر فرهنگی کمترین مشابهت با اعراب و ترکهای ترکیه دارندو باید از استقلال کردها در شمال عراق بترسند ولی ما چرا؟
نقل قول
+7 # ادای احترام و عرض تشکرمحرم 1396-07-09 21:42
استاد بزرگوار براستی ریشه بسیاری از مشکلات موجود در کشور ما همانهایی است که جنابعالی بدان اشاره کرده اید حقیقتا"تبعیض ریشه ی تمام استعدادها را میخشکاند
نقل قول
+1 # نظر شخصي راجع به مطلب شماحسن سعيدي 1396-07-09 21:41
جناب دكتر رناني عزيز من نه به دليل كرد زبان بودن و نه به خاطر اين متن از شما تقدير و تشكر مي كنم بلكه به خاطر اينكه چند سالي است كه سخنراني هاي شما را در تد و فضاي مجازي گوش مي كنم و به دلم نشسته تشكر مي كنم و در اينجا گله اي از شما دارم و آن اينست :من از بس در دوران كودكي و نوجواني به خاطر موضوعاتي كه عبدالصمد به آنها يك به يك اشاره كرد كريه كردم ديگر انتخاب كردم گريه نكنم و در سن ١٨سالگي بقاي محل تولدم را به لقايش بخشيدم و به تهران آمدم و جدايي از تعنه ها ، مطلك ها و مسخره شدن ها بخاطر لهجه و مذهب و غيره به لطف خدا مقداري رنگ آرامش و امنيت وامكانات را ديدم و ديگر گريه نكردم ولي گله ام بخاطر اين است كه از شروع متن زيباي شما و عبدالصمد تا آخر من گريستم چون تمام اون خاطرات تلخ و هنجارها دوباره برايم تداعي شد و نتوانستم جلو اشكم را بگيرم . درود خداوند بر شما و تمام ايرانيان اصيل و پاك نهاد
نقل قول
0 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)رضوي 1396-07-09 21:29
با سلام جناب آقاي دكتر رناني و تشكر از متن انديشمندانه شما.
البته كه اين متن بيشتر در رابطه با تبعيض هايي بود كه نسبت به هموطنان كرد و افغان در ايران روا داشته شده است، اما چه خوب بود در ابتدا تبعيضو ظلمي كه در حق نيمي از جامعه ايران يعني "زنان" مي شد را هم عنوان مي كرديد.
نقل قول
+2 # توسعه بخش خصوصی شاید راهکاری ساده ...پیمان کاظمی 1396-07-09 21:12
سلام دکتر عزیز
متن بسی تامل برانگیزی بود. یک راهی که شاید خیلی به حکومتم وابسته نباشد وجود دارد، توسعه بخش خصوصی واقعی! در بخش خصوصی کسی به افراد پیش ذهنیت ندارد و آنجاست که برادران کرد و بلوچ و ... با هوش و ذکاوت خود میتوانند پیش روند و تاثیری شگرف در ایران زمین بگذارند
نقل قول
-1 # چقدر پر زخالی ام!امین 1396-07-09 21:08
من مدت زیادی نیست با شما آشنا شدم. اولین بار از طریق ویدیوی شما در باره جک های سیاه. اما حالا که توفیقی شد به اصفهان مهاجرت کردم بیش از یک سال است که در پی دیدار با شما هستم اما ظاهرا به دلیل کمبودهایم این دیدار فعلا محقق نخواهد شد! متن های شما را که می خوانم می بینم که چقدر در سن 34 سالگی از همه چیز بی خبرم! چقدر درگیر زندگی و حرف های کم اهمیت بوده ام و واقعا چقدر پر ز خالی ام
خداوند شما را برای ایران نگهدارد
ممنونم
نقل قول
+1 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)علیرضا 1396-07-09 20:58
چرا همیشه انتظار داریم دولت دست به کار شود؟ آیا متمکنین کرد نمیتوانند در خصوص سرمایه گذاری در شهر و دیار خودشان اقدام کنند؟ آیا ما مرکزنشینان هرگز سعی در تعامل و گفتگو با اقلیتهای هموطن خود کرده ایم؟ امروز وزیر کشور فرمودند بیکاری در برخی نقاط تا ۶۰% رسیده است و من گمان میبرم مراد ایشان هم مناطق مد نظر شما باشد. حال اگر افزایش آسیبهای اجتماعی در این نواحی را هم درنظر بگیریم قطعا میتوان دریافت که تنها دولت و حکومت مقصر نیستند، بلکه تک تک افراد جامعه چه بومی نواحی مرزی و چه مقیم مرکز در این زمینه کوتاهی کرده اند.
نقل قول
+7 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)دیانا 1396-07-09 20:56
علی رغم ظلم و تبعیض‌هایی که از سوی حکومت بر قوم کرد روا می‌رود، تصور من بر این بود که کردها در بین مردم ایران قوم محبوبی هستند. این تصور با تاثیر از دیدگاه های خود و اطرافیانم شکل گرفته بود. با خواندن این دو نامه واقعاً غمگین شدم. باشد که بتوانیم دنیای زیباتری بسازیم...
نقل قول
-1 # دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران- فعال سیاسی و اجتماعیفروز رجایی فر 1396-07-09 20:44
جناب دکتر رنانی عزیز

مدتهاست در صدد تاسیس یک تشکل مردمی فعال و دغدغه مند در حوزه تبعیض هستم.چنین تشکلی به اساتید متعهد به این موضوع و جستجوگر تبعیض در حوزه های مختلف است؛ انچنان که پس از مدتی اعتبار یابد و مرجع قرار گیرد.
امیدوارم پیشنهاد حقیر مورد عنایت حضرتعالی قرار بگیرد.
نقل قول
+3 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)ناصر طاطائی کردستان 1396-07-09 20:44
استاد محترم و ارجمند جناب دکتر رنانی
بنده همواره مطالب ارشمند جنابعالی را می خوانم.برخود واجب می دانم صمیمانه از اینکه سرنوشت این خاک و ملت، دغدغه همیشگی ات بوده است سپاسگزاری کنم.بنده یک کرد هستم و همانطور که جنابعالی به درستی اشاره فرمودید ما ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند اگر تصمیم گیران وقدرت به دستان این خاک ما را به زور به سمت جدایی نبرند.هر آنچه باید، بیان فرمودید. حقیقتاً از طرز تفکر مسئوولین و سیاستمداران این کشور مات و مبهوتم که چرا حتی مصلحت نظامی که دایم فریاد دفاع از آن را سر می دهند نمی دانند!
جای بسی تاسف دارد که این روزها اخباری می شنویم از این دست "مانور نظامی ایران و عراق در مرز کردستان/ کمک ایران به پلیس عراق برای استقرار در مرز کردستان". تاسف بارتر اینکه در سایت "الف" که متعلق به آقای دکتر توکلی است –که به شخصه آن را اصولگرایی نسبتا با درک می دانم -در زیرهمین خبر کامنت کسی را چاپ کرده است با این عنوان" با مانور این جماعت رو باید از کره زمین محو کرد"!
حقیقتاً دلم برای سرانجام ایران که نه رمقی برای خاکش مانده نه مردمش می سوزد
نقل قول
-21 # کردستاناحمدی 1396-07-09 20:41
آقای رنانی بحث واگرایی و طلب استقلال کردها ربطی به اجرای برنامه های توسعه ندارد تصور کنید همه امکانات و حقوق خودمختاری کردستان عراق را همین فردا دولت ایران به کردهای ایران بدهد اینها در فرصت مناسب با کمی تضعیف دولت مرکزی به همان مسیری که کردستان عراق رفت خواهند رفت بنابر پول زیاد خرج کردستان کردن تلف کردن منابع کشور است . کرد هیچ حق اضافه ای بر دیگر اقوام ندارد و همه منابع باید برابر تقسیم شود . دولت با تجربه ای که از اعلام تجزیه در کردستان عراق بدست آمد باید بودجه های امنیتی آنجا را افزایش دهد و نیز کار فرهنگی گسترده ای برای غلبه بر گفتمان رسوب شده در ذهن و زبان کردها اختصاص دهد ما باید فکر اینها را عوض کنیم اگر جیب آنها را پر کنیم با همان پول نقشه تجزیه خواهند ریخت . ضمنا مقالات آقای جلایی پور را در رابطه با کردستان مطالعه کنید . رویکرد شما اشتباه است و نتیجه ای برای ایران نخواهد داشت .
نقل قول
+1 # اعلام نظرجمشیدمسافر 1396-07-09 20:32
جناب رنانی عزیز سلام.مقاله ارزشمند؛بجا و مناسب شما راهنگامی که در سراوان بلوچستان هستم.خواندم.کاملا با ان موافقم.من شیعه ازسالهاقبل از انقلاب بابرادران سنی ام در این منطقه در کمال ارامش زندگی کرده ام..واگر اکنون ناامنی هاییدر منطقه هست..عمدتا بدلایلی ست که جنابعالی لکر کرده اید.امیدوارم مسولین با دقت و تامل و بردباری به این درخواست محققانه توجه کنند..شعارایران برای همه ایرانیان..ارزویی ست که باید بسرعت محقق شود..که فردا دیر است.با ارزوی موفقیت همه انانی که دل در گرو پیشرفت؛ابادی و مانایی ایران عزیزهستند
نقل قول
-4 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)بهمن م 1396-07-09 20:29
سلام آقای رنانی عزیز
سپاسگزارم بابت نگارش این متن سنجیده و درست، امید است که دیگر بزرگان اهل قلم در این برهه حساس سکوت خویش را بشکنند و حقیقت را بازگو نمایند.
نقل قول
-5 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)محسن 1396-07-09 20:28
سلام استاد من به واسطه نرگس کلباسی شما را شناختم و چه دیر ...لذت بردم از نوشته تان ولی جای گلایه دارد این نوشته ها چرا به گوش ها نمیرسد و یا شاید نمیخواهیم و یا نمیخواهند . استاد پیوست اول چه زیبا گفت تغیر ذهنیت . آری نگرش و تفکر را باید عوض کرد ...ما همه یک رنگیم و ایرانی واحد . ممنون و سوال پایانی نتایج مطالعه میدانیتان به سیستان و کردستان چه شد زیرا شما برای مطالعه دانشجویی سفرنکردید بلکه از سوی نهادی مامور شدید جهت تحقیق و ارائه گزارش پس چرا نتیجه گیری نشد ...شک ندارم بیشتر موارد را همه میدانند ولی چرا توسعه عملیاتی نمیشود ...الله و اعلم ...یا علی مدد . محسن کرمانج از شمال خراسان
نقل قول
+1 # تشکررضا 1396-07-09 20:01
با سلام و احترام، عمده مطالب شما باید به گوش مسئولین برسد ، که ظاهرا اینطور نمی‌شود.
نقل قول
+6 # جواب: آشتی ملی، عفو عمومی، و حق خواهری برای کُردها .......... (دلنوشته محسن رنانی برای شام غریبان حسین «ع»)بقیت اله موسوی 1396-07-09 19:53
سلام استاد عزیز، من در طی سال های تحصیلم در دانشگاه با اقوام زیادی از جمله کردها آشنا شدم و واقعا این حرف شما را تصدیق می کنم که کردها خود را همیشه متعلق به ایران دانسته اند ولی این سال ها به دلیل تبیعض های زیاد علیه این مردم نجیب در و دل های آنها رنگ دیگری دارد. رنگی که حاکی از ظلم در حق حقوق قانونی و انسانی این عزیزان است
نقل قول

اضافه کردن نظر