رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم

همه روزه داران حقیقی و بی‌نام نشان را امشب و فردا، که موسم فطر است و گشایش، به دعا فرا می خوانم تا  دعا کنند که «فطر جامعه ما» نیز  به زودی فرا برسد. دعا کنند که خداوند کریم به برکت رمضان و حلول فطر، اندکی از خودمحوری‌های مقامات سیاسی ما را آب کند. دعا کنند تا آنان گامی چند از برج عاج خویش پایین بیایند و با مردم همدلی کنند؛ و کبر سیاسی را از وجود خویش برانند؛ و به جای خط‌ و نشان کشیدن برای یکدیگر و همواره زبان خطابه گشودن و مردم را ندیدن و سخن آنان را نشنیدن، اندکی همنشین مردم شوند؛ و روزه خود را با آب‌های آلوده‌ی مردم بگشایند؛ و ریه‌هاشان را از هوای سنگین‌ شهر پر کنند؛ و دعای عیدشان را در بیمارستانهای آکنده از بیمار و انباشته از اندوه ما بخوانند؛ و با شانزده هزار خانواده داغدار تصادفات رانندگی همدلی کنند؛ و دستی بر سر کودکان کار بکشند؛ و نانی به سفره میلیون‌ها جوان بیکار ببرند؛ و نگران ده‌ها هزار واحد تولیدی در حال احتضار و صدها هزار کارگر در انتظار اخراج باشند؛ و فکری برای غذا‌های آلوده و میوه های پر از سموم خطرناک ما بکنند؛ و اشکی برای دشت‌های تفتیده ایران نثار کنند؛ و دستی برای نجات منابع آبی رو به احتضار ایران از آستین به در آورند؛ و نگاهی به چشم نگران صدها هزار سپرده گذار نظام بانکی کنند که اگر اعتمادشان بلرزد زلزله ای در نظام مالی ما به پا می کنند؛ و چاره ای برای میلیون ها بدهکار نظام بانکی کنند که به علت رکود، گروگان نظام بانکی شده اند و هر چه می اندوزند باید برای بهره وام‌های شان بپردازند؛ و به فکر راهکاری برای رهایی دهها هزار زندانی نامقصر باشند که به خاطر تحریم و خطاهای سیاسی مقامات ما گرفتار رکود درازدامنه ای شده اند که آنها را از پرداخت دیون شان ناتوان کرده است؛ و برای ۱۶ میلیون پرونده دستگاه قضایی که دستکم ۳۲ میلیون خانواده ایرانی را درگیر خود کرده است چاره ای بیندیشند؛ و عزمی برای ایجاد راهکارهای قانونی تجربه شده برای حل معضلات جنسی جامعه ما بکنند؛ و به معتادان به مثابه بیمار و نه مجرم بنگرند و برای رهایی و اشتغال پایدار آنها راهی بیابند؛ و برای پایان دادن به قاچاق سازمان‌یافته که بلای تولید ما شده است بسیج شوند؛ و به یازده میلیون جمعیت حاشیه نشین شهری ما به عنوان تهدیدی که در زمان خودش به بمبی خطرناک تبدیل خواهد شد بنگرند؛ و تبعیض قومیتی و مذهبی را که بلای یکپارچگی و همبستگی ملی ما شده است پایان دهند؛ و نگرانی‌هایشان را از پس‌روی روسری زنان به سوی پیش‌روی ریا و نفاق و فساد معطوف کنند؛ و به جای دمیدن بر تنور شکاف‌های فکری و تضادهای سیاسی و گسل‌های اجتماعی، راهکاری برای ایجاد همدلی و آشتی ملی و عفو عمومی پیدا کنند؛ و افق‌ها را روشن کنند تا هر ساله صدها هزار جوان تحصیل‌کرده ما عزم فرار از وطن نکنند؛ و درها را بگشایند تا میلیون‌ها ایرانی صاحب سرمایه‌ی علمی و اقتصادی، عزم وطن کنند و در عبور از بحران‌ها به یاری ما بشتابند؛ و سعه صدرشان را بالا ببرند تا نهادهای مدنی،  نخبگان سیاسی و همه گروههای اجتماعی به کمک‌شان بیایند تا با یاری هم راهکاری جمعی برای برون شدن از بحران‌های اجتماعی بیابیم؛ و مهم تر از همه، برای رهایی از تله اقتصادی که در آن گرفتار شده ایم و روز به روز خطرناک تر می شود، چاره ای بیندیشیم.

 

شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

 

روزه داران، فطرتان مبارک باد

۴ تیر ۱۳۹۶/ ۳۰ رمضان ۱۴۳۸

محسن رنانی

 


* مصرع اول غزلی است که در جوانی سروده‌ام با این مطلع:

رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم

همه در شادی عیدند و من افسرده دل استم

 

 

نظرات  

+1 # جواب: رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم .......... (به مناسبت عید فطر - رمضان 1396)رسا فسرده 1396-04-05 13:22
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
خیام
http://pakabara.blogfa.com
نقل قول

اضافه کردن نظر