آشتی با حسین: قهرمان مبارزه با شرک

امشب شام غریبان است، از دیرباز، شیعیان به یاد غریبی بازماندگان واقعه عاشورا که چنین شبی (شامگاه عاشورا) نخستین شب از یک دوره بلند اسارت و آوارگی و غربت آنان است،‌ به عزا می‌نشسته اند. کودک که بودم، مادرم در غروب عاشورا یک سینی پر از شمع‌های روشن به دستم می‌داد و به کوچه‌ می رفتم و در تاریکی در گوشه ای می نشستم و به آواز بلند می خواندم: «ای شیعیان امشب، شام غریبان است؛ جسم حسین عریان،‌ اندر بیابان است». یادش به خیر، عموی شهیدم را که اندکی از من بزرگتر بود و با من می آمد که هوای کودکی ام را داشته باشد؛ او نیز در زندگی غریب بود و در جنگ تحمیلی غریبانه شهید شد. و امشب به یاد غریبی حسین در میان ما شیعیان خیلی گریستم. به گمانم خورشید حسین (که سلام خدا بر او باد) غریب ترین و گمنام‌ترین ستاره‌ی شامگاه کربلاست. من هرگاه به طور جدی به زندگی او می اندیشم، از غیبت و غربت او در زندگی ما شیعیان بر خود می‌پیچم. امروز خیلی بیش از گذشته برای حسین باید گریست؛ نه فقط برای ظلم هایی که کوفیان به او و خاندان و یارانش در کربلا کردند؛ بلکه برای جفاهایی که ما شیعیان به این سرمایه نمادین کل عالم انسانی کرده‌ایم. این روزها حسین همانقدر در میان ما شیعیان جعفری غریب است که علی (که سلام خدا بر او باد) در میان شیعیان علوی سوریه، ترکیه و ایران، غریب است.

من حدود پانزده سال است  که جز در مراسم ترحیم رفتگان ــ که بالاجبار باید دقایقی تحمل کرد تا آداب اجتماعی ادای احترام و تسلیت به بازماندگان متوفی را انجام داده باشیم ــ در هیچ مراسم عزاداری و روضه‌خوانی که فضای آن در سیطره مداحان بازاری، این مزون داران مدرن مناسک دینی، باشد، شرکت نکرده‌ام. در واقع از وقتی مراسم عزاداری و روضه برای سالار شهیدان،‌ از شکل سنتی آن که همراه با خطابه واعظان سنتی بود بیرون رفته و به محلی برای جولان مداحان بازاری تبدیل شده است، از شرم روی حسین، در مراسم روضه و عزای حسین هم شرکت نمی کنم. دلم نمی خواهد جایی بروم که صدای همه اشقیای روز عاشورا شنیده می شود جز پیام شخصیتی که نماد همزمان عقلانیت،‌ آزادگی و عشق است.

آه که حسین ۱۴۰۰ سال است از شر ظلم کوفیان در جوار رحمت حق آرمیده و به آرامش رسیده است اما، پس از ۱۴۰۰ سال همچنان مورد ظلم ما شیعیان قرار میگیرد؛ با نحوه عزاداری‌مان، با نحوه محبت ورزیدن‌مان،‌ با نحوه برخوردمان با حقایقی که آن بزرگ زندگی خود را بر سر نشر آنها گذاشت، با رها کردن اصول اخلاقی که آن یگانه برای تحقق آنها قیام کرد و مهم تر از همه با نحوه زندگی و عبادتمان که به هر کدام می نگریم رنگی از شرک بر آن نشسته است.

اما از همان زمان که تصمیم گرفتم دیگر در چنین مراسمی شرکت نکنم، روزهای عاشورا در خانه ماندم تا به اندیشه، تامل و مطالعه آنچه منسوب به آن «دریای تب دار» و آن «خورشید آبدار» است، بپردازم. عزاداری من، نشستن در تنهایی و تامل در زندگی و زایندگی خورشید و شأن روز عاشورا است.

از حدود هفت سال پیش نیز هر عاشورا در شام غریبان  به یاد غریبی حسین در میان ما شیعیان،‌ در یکی از مساجد شهرمان (رنان) روضه می خوانم. «آشتی با حسین»،‌ «راستی با حسین» و «دوستی با حسین»، نام برخی از روضه هایی بوده است که در سالهای گذشته برای اباعبدالله خوانده ام. امسال هم می خواستم روضه‌ی «مستی با حسین» را بخوانم که همزمان شد با یک سفر کوتاه مدت پژوهشی و این توفیق را نیافتم. به همین علت و برای آن که نذر امسالم را ادا کرده باشم، سخنرانی «حسین قهرمان مبارزه با شرک» را که در شامگاه عاشورای سال گذشته (۲ آبان ۱۳۹۴) در مسجد حضرت ابوالقاسم شهر رنان ایراد  کرده ام، منتشر می‌کنم. باشد که دلی را بلرزاند و اگر لرزید، برای درمان درد من نیز دعا کند که چندی پیش یکی از استادان بزرگ اخلاق، نبضم را گرفت و گفت که سخت گرفتار غرورم. و می دانم که راست گفته است. و العاقبه للمتقین.

 

برای دریافت فایل صوتی این سخنرانی کلیک کنید.